مسعود رجوی از یک سو، با شعارهای پوچ «ضد بورژوازی» غرایز طبیعی اعضای عادی را سرکوب میکرد و از سوی دیگر، زنان گروهک را به عنوان «پیشکش» به سوگلیهایش هدیه میداد.

به گزارش فراق، گروهک منفور و تروریستی منافقین به سیاهترین شکل ممکن از زنان عضو خود به عنوان کالا و ابزار استفاده کرده است. افشاگریهای اعضای سابق نشان میدهد که مسعود رجوی، سرکرده در گور این گروهک، نه تنها «گرگ صفتی» خود را در بهرهکشی از زنان به نمایش گذاشته، بلکه تناقضی آشکار را در رفتارش نهادینه کرده: از یک سو، با شعارهای پوچ «ضد بورژوازی» غرایز طبیعی اعضای عادی را سرکوب کرده و از سوی دیگر، زنان گروهک را به عنوان «پیشکش» به سوگلیهایش هدیه داده است.
ن. ا، نخستین زنی که از این گروهک جدا شده، پرده از واقعیتی دردناک برمیدارد: «تعریفی که مسعود رجوی از خانواده و زن دارد، در سادهترین تعریف جامعهشناسانهاش «ابزار» است. زنان وسیلهاند؛ زیرا در رابطه با مردان، زنان بودهاند که پیشکش میشدهاند. در واقع، رجوی زنان را به عنوان مژدگانی به مریدانش اعطا میکرد.»
به گفته وی، در این فرآیند شنیع، نه نظر زن شرط بوده و نه حتی نظر مرد. مردان نیز به دلیل سالها محرومیت شدید جنسی و عاطفی که ایدئولوژی پوچ و سرکوبگر گروهک بر آنان تحمیل کرده، از این پیوندهای تحمیلی استقبال میکردند و بسیاری خود را لایق چنین هدایایی نشان میدادند.
گروهک خبیث منافقین با پرچ کردن مفاهیمی همچون «مبارزه با بورژوازی»، سادهترین نیازهای اعضای عادی خود را ممنوع اعلام کرده و آن را نشانه «انحراف» و «تجملگرایی» میداند. اما این ایدئولوژی سرکوبگر تنها برای اعضای عادی گروهک کاربرد دارد.
در سوی دیگر سکه، رجوی برای وفادار کردن نیروهای خاص و فرماندهان لاشی خود از زنان و دختران گروهک به عنوان «خوراک» و «پیشکش» استفاده میکند.

تنبیه با «طلاق اجباری» و «شوهر دادن» زنان
ا. در ادامه مکانیزم وحشیانه کنترل مردان از طریق زنان را اینگونه توضیح میدهد:
«اگر مردان به اطاعت از رجوی – آنطور که دستگاه میخواست – تن نمیدادند، اولین برخورد و تنبیه تشکیلاتیشان، حرام و مطلقه اعلام کردن زنانشان بود. بلافاصله هم زنان ایشان را به مردان دیگری شوهر میدادند تا دندان طمع شوهر را بکشند و شوهر امیدی به وصل مجدد نداشته باشد.»
این اقدام، نشان میداد که زنان نه تنها «هدیه» بلکه «ابزار تنبیه» نیز بودند. آنها هیچ اختیاری از خود ندارشتند و سرنوشتشان کاملاً در دست رجوی بود که این گرگ صفت خود را صاحباختیار مطلق میدانست.
ن.ا تاکید میکند: «دختران جوان هم هدیههای خاص «رهبری» برای نیروهای خاص و ویژهای بودند که سرسپردگیشان را در پروسههای مختلف به اثبات رسانده بودند. به تعریف دیگر، این دوشیزگان، خوراک کسانی بودند که رجوی به ایشان نیاز وافر داشت و میترسید که او را بگذارند و بروند.»
عضو جدا شده: به من پیشنهاد ازدواج دادند، نپذیرفتم، زندانی شدم
علی، یکی از فرماندهان جدا شده از گروهک تروریستی وطن فروشان، روایت میکند: «پس از اعلام انصراف و جدایی، به من پیشنهاد ازدواج دادند. چون دستشان را خوانده بودم، استقبال نکردم و به همین دلیل مدتی زندانی شدم. بالاخره هم به دلیل افشاگری دیگر جدا شدگان و فشارهای بینالمللی، مرا به اروپا فرستادند و بعد هم مثل دیگر جدا شدگان، «مزدور بریده» و… اعلام شد!!»
گروهک ضد زن منافقین و مریم قجر عضدانلو امروز در حالی خود را مدافع حقوق زنان معرفی میکنند که سابقه و اقداماتش نمایشی از وحشیانهترین اشکال بردهداری جنسی و ابزارانگاری زن است. حلال کردن هزار زن عضو گروهک برای رجوی در مراسمی شیطانی به نام «حوض رهایی» و انواع بهرهکشیهای جنسی از زنان، سیمای واقعی این پدیده شیطانی در مواجهه با زنان را آشکار میکند: گروهی خائن و بی ریشه که در آن زنان هیچ حقی ندارند و تنها برای تأمین منافع رجوی گرگصفت و اطرافیانش مصرف میشوند.
انتهای پیام

































