• امروز : یکشنبه - ۲ اردیبهشت - ۱۴۰۳
  • برابر با : Sunday - 21 April - 2024
گفت و گو با خانم «سنجابی»؛ بانویی که بیش از یک دهه در زمینه افشای ماهیت فرقه رجوی فعالیت دارد

تاریخ، «مجاهدین خلق» را در ردیف قاتلان و حرامیان قرار خواهد داد / مریم رجوی می‌داند اگر داخل فرقه کمی شل بگیرد کسی نمی‌ماند

  • کد خبر : 37207
  • 26 دسامبر 2022 - 12:55

خانم سنجابی یکی از نجات یافته های از فرقه رجوی است. وی پس از فرار موفق از تشکیلات مخوف رجوی بیش از یک دهه است که در زمینه افشای ماهیت این فرقه تروریستی و آگاهی رسانی به جوانان و خانواده‌ها فعالیت دارد. پایگاه خبری-تحلیلی فراق به بهانه بررسی نقش فرقه رجوی در اغتشاشات اخیر و اطلاعات کامل خانم سنجابی از جنایت های این فرقه در حق زنان با وی مصاحبه ای انجام داده که مطالعه آن را به شما مخاطبان گرانقدر و همراهان همیشگی فراق پیشنهاد می کنیم.

خانم سنجابی لطفا کمی درباره ماهیت فرقه رجوی توضیح داده و از نقش فرقه رجوی در اغتشاشات اخیر برای ما شرح دهید

فرقه رجوی در طول دهه های گذشته هیچ وقت از فتنه گری و ایجاد بلوا دست برنداشته و در واقع آن ها حیات خودشان را در اختلاف افکنی و ایجاد بحران می بینند.

در قضایای اخیر نیز بانیان اصلی و پشت صحنه دولت های غربی بودند که به دنبال پیش بردن اهداف قدیمی خود هستند. هدف اصلی آنها براندازی جمهوری اسلامی و تجزیه طلبی است و اگر نشد حداقل به دنبال امتیازها و اهداف فرعی دیگری چون محدود کردن قدرت منطقه ای ایران در خاورمیانه، جلوگیری از پیشرفت های ملت ایران و انزوای بین المللی ما هستند.

سازمان تروریستی مجاهدین و سایر جریان های معاند نیز در صحنه های اغتشاشات ابزار دولت های غربی بودند. همانطور که تاکنون هم ثابت کردند یک پای اصلی رواج خشونت، تهییج جوانان به قتل و حمله به مردم و نیروهای دولتی، آتش زدن اماکن عمومی و هر اقدامی که راه به هرج و مرج، خشونت و بی ثباتی ببرد، باعث و بانی و آموزش دهنده همین ها هستند.

به تجربه من و با استناد به اکثر نظرات و سخنان کینه توزانه رجوی، او به دنبال قدرت و رسیدن به حکومت است و در این مسیر با قربانی کردن جوانان و مردم ایران به هر قساوت و جنایتی دست می زند؛ با اینکه می داند منفورتر هم می‌شوند، ولی تنها راه چاره را همین می بیند. مریم رجوی خودش بهتر از هر کسی می داند که به هدفش نمی رسد پس به دنبال ویرانی، خشم و نفرت پراکنی بیشتر است.

بنگاه رسانه‌ای فرقه این روزها تبلیغات زیادی به راه انداخته و مریم رجوی در رابطه با آزادی های زنان پیام های زیادی می دهد نظر شما در این رابطه چیست؟

به نظر من فرقه رجوی خصوصا مریم قجر هرچه سخن بگویند بیشتر خودشان را رسوا می کند. در زندان «مانز» حدود ۸۰۰ زن وجود دارد که بعضا از سایر ادیان نیز هستند اما به دستور شخص رجوی علاوه بر حجاب اجباری، مکان اجباری، ارتباطات اجباری، لباس، پوشاک، غذا، کار و حتی رفت و آمد آنها کنترل شده و از طرف فرقه تعیین می شود.

من بارها در مصاحبه ها و مقالات قبلی هم گفته ام زنان حاضر در فرقه رجوی بدبخت تر و شکست خورده تر و دارای وضعیت حادتری نسبت به مردان هستند. به علت اینکه بسیاری از مردان هنگامی که تصمیم می گرفتند از فرقه جدا شوند، علیرغم محدودیت و شرایط سختی که ایجاد و اجازه جدایی نمی دادند، بازهم با تلاش فرصت هایی پیش می آمد جدا شده و یا فرار می کردند اما زنان فرقه محکوم شده اند که برای همیشه در درون فرقه بمانند.

به خاطر دارم نسرین (مهوش سپهری) چگونه زنان را تهدید کرد و گفت، هرکس بخواهد به سرش بزند که برود سرش را کنار باغچه می گذاریم و می بُریم. او به دستور شخص مریم قجر مسئولیتش در له کردن و از بین بردن شخصیت زنان بود که مبادا فکر کنند قدرت تصمیم گیری و حتی قوه فکر کردن دارند.

او می گفت، زن بریده نداریم هر زنی که می خواهد برود به دنبال شوهر و بی ناموس است و ده ها مورد از این اراجیف بار زنان می کرد.

خود رجوی می‌گفت زن‌ها سیاسی نیستند، قوه تشخیص مسائل سیاسی را ندارند و مریم قجر هم می‌گفت، شماها هیچ چیزی نیستید، هویت تان را رجوی به شما داده، در هر پستی که شما را گذاشتیم عاریه ای است، همه باید مهره ها و پازلی در دستان من باشید تا با اطاعت کامل هر جایی خواستم از شما استفاده کنم.

 در کدام دین و شریعت زنان را به اجبار از همسرانشان جدا می کنند. به آنها اجازه فرزند آوری نمی دهند. در کدام قانون زنان را عقیم می کنند و با عمل های اجباری رحم آنها را به وحشیانه ترین شکل در حالی که سالم هستند از بدن آنها خارج می کنند. آنهایی که از قبل فرزند داشتند را ازمادرشان جدا می کنند به کشورهای دیگر می فرستند و بعد هم ارتباطشان را قطع می کنند.

اینها مگر زن نیستند؟ اصلا مگر انسان نیستند؟ مگر نه اینکه همین جامعه کوچک تشکیل شده در کمپ های فرقه رجوی الگو است. شاید در یک دهه اخیر با افشاگری طیف بسیاری از اعضای جدا شده بهتر مطلع شدید که چه دیکتاتوری بر آنجا حاکم بود. در اثر فشارهای وارده حداقل ماهی یک نفر خودکشی می کرد و صدها تن دیگر آرزوی مرگ داشتند و به اجبار تحمل می کردند تا فرصتی برای جدایی بیابند.

کدام دین و کدام اسلام گفته است رهبر یک فرقه می تواند بگوید تمام زنان بایستی در ملک طلق من باشند و مردان بطور مادام العمر به زن و زندگی فکر نکنند.

من حالا نمیدانم عجوزه فرقه با چه رویی دم از آزادی زنان و حقوق بشر می زند. او بهتر است اول رسوایی های خود را پاسخ بدهد بعد به زنان ایران بپردازد.

اگر زنان و دختران ایران می خواهند موجودات بیشرف را بشناسند، به تجربیات و افشاگری های جداشدگان از فرقه رجوع کنند. از نظر من بی شرف‌ترین، جانی‌ترین و بی هویت ترین زن مریم قجر و کینه توزترین، خائن ترین و خیانت کارترین سرکرده، مسعود رجوی است. او به خاطر رسیدن به قدرت به هر خیانت و جنایتی دست زد. اگر امکانش را داشت تمام ایران به آتش می کشید و همه جوانان را به سمت کشت و کشتار و سوق می داد کما اینکه هم اکنون نیز تنها پیام و آموزش هایی که از این فرقه ساطع می شود در راستای قاتل پروری، سبعیت، برادر کشی و ویرانی است.

خوب به نظر شما چرا رجوی و زنش مریم قجر به اعضای خود اجازه ابتدایی ترین آزادی های مربوط به هر انسان را نمی دهند.

مشخص است. اعضای فرقه رجوی با فریب و ادعاهای آزادی خواهانه و ضد امپریالیستی رجوی به سازمان مجاهدین پیوستند ولی اکثر اعضایی که به درون تشکیلات کشیده شدند، پس از مدت کوتاهی متوجه مناسبات دیکتاتوری و فرقه ای شدند. در تمام تشکیلات سازمان مجاهدین در طول پنج دهه گذشته فکر نمی کنم کسی به خاطر داشته باشد حتی فردی توانسته باشد اعتراض یا سوالی را مطرح کنند و مورد خشم و تنبیه و طرد رجوی قرار نگیرند.

حتما سرنوشت علی زرکش، یعقوبی، بنی صدر و بسیاری از اعضای جدا شده از شورا را به خاطر دارید. آقای سبحانی تنها به خاطر یک اعتراض ساده و بیان عقایدش نه سال در زندان انفرادی رجوی مورد شکنجه و اذیت و آزار قرار گرفت. مهری موسوی، مینو فتحعلی، زهرا فیض، نسرین احمدی، نغمه حکمی و … به قتل رسیدند. از سال ۱۳۷۲به بعد تمام ناراضی هایی که قصد رفتن داشتند می بایست دو سال را در زندان به سر می بردند و پس از آن هم بسیاری را به ناکجا آباد زندان ابوغریب بردند.

همه این بگیر و ببند ها بخاطر این است که رجوی تحمل هیچ رای مخالف، اندیشه ای برخلاف عقاید پوسیده خودش و تحمل تغییری را ندارد. نتیجتا به خاطر اینکه افراد در داخل متن مناسبات قرار می گیرند به عمق این وحشی گری ها و دیکتاتوری پی می برند کم نیستند، خواهان جدایی و رهایی خود می شوند و به دنبال جبران هستند. در گذشته رجوی یک کُری خوانی می کرد و می گفت درب های ورودی ما بسته و برای وارد شدن هر کسی به سختی باز می شود ولی درب های خروج باز هستند و هر کس که می خواهد برود راه باز است و جاده دراز. این هم دقیقا از همان دوگانگی ها و عمق فریب او بود.

این رویه با کمی فریب و حقه بازی تا سال ۱۳۷۲ کج دار و مریز ادامه داشت. آن زمان من در بخش پرسنلی بودم قسمتی داشت به نام مهمانسرا که یکی از عریض و طویل ترین قسمت ها ی پرسنلی بود. ناراضیان و آنها که قصد جدایی داشتند را به آنجا (یک مکانی قلعه مانند با دیوارهای بلند چهار متری) منتقل می کردند و ماه ها در شرایط سختی در آن مکان زندانی و فاقد ارتباط به سر می بردند. می گفتند شش ماه باید بمانید تا اطلاعات شما بسوزد و بعد می گذاریم بروید که بعضا تا یک سال و دوسال هم نگه شان می داشتند.

بعد از به اصطلاح جریان انقلاب، طلاق ها و جدا کردن خانواده‌ها آن قدر تعداد ناراضی ها و درخواست های خرود زیاد شده بود که اتاق های قلعه یا به اصطلاح مهمانسرا مملو از افراد خواهان خروج شده بود. رجوی به فکر نقشه شیطانی دیگری افتاد و بعد اعلام کرد ما اصلا بریده نداریم هر کسی که درون مجاهدین آمده یک گرم مجاهدی دارد و فلان و بهمان و هر کس بخواهد برود خائن است است و مزدور.. از این گونه شعارها دادند و بلافاصله خروج ممنوع و بگیر و ببندها، جلسات فحش دادن و تحقیر به صورت تصاعدی افزایش پیدا کرد.

با این مقدمات حالا چرا ابتدایی ترین آزادی ها را هم از همین انسان های نگون بخت می گیرد، دقیقا خوب می داند اگر کمی شل بگیرند کسی نمی ماند. افراد هنگامی که در اتباط با هم هستند و از وقایع مطلع می شوند و از اخبار بیرون مطلع می شوند. اگر خانواده شان را ببینند با پیشرفت ها و دنیای متفاوت و عصر جدید آشنا شوند، تهدیدی برای خود و خانواده شان نبینند و متوجه شوند راه بازگشت به زندگی هست، بی درنگ خارج می شوند. فرقه رجوی به هیچ عنوا ن نمی خواهد شرایط درون فرقه به روز شود و همین تعداد کم نیرویی هم که برایش باقی مانده از دست بدهد.  

چه پیامی برای زنان در بند کمپ آلبانی دارید و اگر نکته دیگری در رابطه با فرقه دارید بفرمایید.

من می دانم بسیاری از زنان در فرقه رجوی همان ها هم که ظاهرا به آنها مناصب بالا و رده اولی دادند جزو افراد ناراضی هستند اما به دلیل اینکه بسیاری از آنان را با شنیع ترین اقدامات از جمله عقیم نمودن و جدا کردن از خانواده همسر، زندگی معمولی و بازگشت به جامعه ناامید کردند  دیگر انگیزه ای برای جدایی ندارند.

اما بازهم از این فرصت می خواهم استفاده کنم و به همه آنها بگویم، هر زمان که می توانید تلاش کنید خود را از این فرقه اهریمنی نجات بدهید. کافی است کمی از ان منجلاب فاصله بگیرید، آن گاه بهتر و بیشتر درک خواهید کرد که چگونه رجوی و زن خیانتکار و احمقش چه ظلمی در حق شما، جوانان و خانواده های این مرز و بوم کردند که برای تاریخ هم از گفتن آن شرم داریم.

اما نکته آخرم این که کجای تاریخ ایران زمین و مردم ایران با این گونه خشونت ها و سبعیت ها همخوانی دارد؟ مسعود رجوی خائن و زن جنایت کارش در حالی که خودشان در ساحل امنیت و در ویلا هایشان نشسته اند پیام های وحشت آفرینی، دستور آتش زدن مراکز دولتی و عمومی و آموزش خشونت و قتل و برادر کشی می دهند. به یقین این گونه رفتارها بر تزویر و بطلان آن ها صحه می گذارد و تاریخ آن ها را ردیف قاتلان و حرامیان قرار خواهد داد. امیدوارم که به زودی این فرقه خیانتکار به سزای اعمالش برسد.

انتهای پیام / فراق

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=37207