تاریخ : شنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۱ Saturday, 28 May , 2022
مروری بر وضعیت یگان زنان در کمپ اشرف / 2

«مریم لاری» تکلیف‌هایش را انجام نداد، دعوایش کردم

  • کد خبر : 34373
  • 14 می 2022 - 10:32

رقیه عباسی، یکی از زنان فرمانده در فرقه رجوی به من گفت، «مریم لاری» تکلیف هایش را انجام نداده و دوباره دعوایش کردم؛ «قرار بود روزی هزار بار بنویسد من مجاهدم! غلط کردم، توبه و معذرت خواهی کند…»

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، مریم لاری جز دختران کم سن و سالی بود که از سنین نوجوانی به واسطه خانواده اش با فرقه رجوی آشنا شد و همراه با دو برادر دیگرش به طور ناخواسته از کمپ‌های اشرف سر در آورد.

او را به همراه سایر نوجوانان در سال ۱۳۷۰ با طرح فریب مریم قجر برای انتقال به اروپا، به اردن فرستادند ولی کمی بعد آنها را با فریب دیگری به عراق بازگرداندند و کودک سربازی شروع شد.

مریم لاری به خاطر روحیه نترس و کم سن و سالی، تاثیر کمتری از فضای تشکیلاتی رجوی گرفت. دوری از زندگی آرام و نداشتن مهر خانواده تاثیرات منفی زیادی بر روی دختران و پسران نوجوان می گذاشت و باعث سردرگمی های بیشتر این طیف در انتخاب آینده می شد. تعداد زیادی از کودکان و نوجوانان که به اروپا رسیدند بر اثر ارتباط با جامعه توانستند تصمیم بگیرند و از فرقه جدا شوند. اما در این میان تعدادی که پایشان به خارج خانه های امن فرقه نرسید در محیط های بسته امکان انتخاب های درستی نداشتند.

لاری و بسیاری دیگر از این نوجوانان به اجتماع و ارتباط با دنیا نرسیدند و کمتر از یک سال نشده به عراق و کمپ نظامی برگشت خوردند.

مریم لاری با نارضایتی و عدم تطابق با قوانین فرقه‌ای در لیست زنان ناراضی قرار داشت. او به طور متناوب در معرض تنبیه و تطمیع بود. گاهی اوقات برای او مهمانی های خصوصی ترتیب می دادند. فرمانده یگان زنان دستور غذای مورد علاقه او را می داد و چند ساعتی با او سر و کله می زد که دست از مخالفت هایش بردارد و او را با هدیه هایی روانه یگان می کرد. چند روز نشده دعوا و داد و بیدادش شروع می شد و دوباره سوژه جلسات انتقادی می شد.

گاهی او را تنبیه می کردند و مدتی اجازه کار و حتی چرخیدن در مقر زنان نداشت.

به خاطر دارم در برهه ای که در یگان های دختران و زنان بودم روزی به خاطر کاری به اتاق فرمانده مرکز رقیه عباسی رفتم.

متوجه برخوردهای تند او با مریم شدم. هنگامی که مریم لاری با ناراحتی و افسردگی اتاق را ترک کرد، رقیه با خنده و مسخره کردن او گفت، تکلیف هایش را انجام نداده و دوباره دعوایش کردم. هنگامی که پرسیدم چه تکلیفی گفت: «قرار بود روزی هزار بار بنویسد من مجاهدم! غلط کردم، توبه و معذرت خواهی کند…»

در حالی که با بهت و حیرت اتاق را ترک می کردم باورم نمی شد چنان روش های مغزشویی به کار ببرند و من هنوز خبر ندارم. بعدها از یک سری زنان دیگر شنیدم که چنین شکنجه و رویه های مغزشویی برای یک سری به فراخور حالشان پیاده می شود.

به عنوان نمونه به یکی از زنان گفته بودند روزی صد باربنویسد من ناموس مسعود هستم، یا بنویسد من غلط کردم و مجاهد خلق هستم و یک سری لاطائلات تحقیر آمیز شامل ناسزا و بدبیراه به خود…

این شیوه مغزشویی در مورد زنانی که کمتر سرکش بودند قابل اجرا بود ولی بعضا افرادی  بودند بلافاصله اعتراض می کردند و قبول نمی کردند لذا نتوانسته بودند به صورت همگانی اجرا کنند.

مریم لاری علیرغم روحیه معترض و اعلام نارضایتی های مستمر، تجربه زندگی خارج از فرقه را نداشت و در مقابل تصوری وحشتناک از زندگی خارج از فرقه تصویر می کرد. او توان جدایی نداشت و سال های عذاب آور درون فرقه را تحمل می کرد.

خواهرزاده او (لیلا محمودی) دختر نوجوانی بود که از خارج او را به کمپ منتقل کرده بودند و به همین سرنوشت دردناک دچار بود. دو برادر کوچک و بزرگ اش، امین و صادق هم گرفتار بودند و دایی اش موقعیتی برایش ایجاد کرده بود که تصمیم گیری و جدایی از فرقه دشوار به نظر می رسید. موقعیت هایی که فرقه مافیایی رجوی به خوبی از آن سوء استفاده می کرد.

 مریم لاری باوجود بارها اظهار نارضایتی و درخواست خروج اما موفق نمی شد به خواسته اش برسد. سرکرده‌های خیانتکار به دستور رجوی خائن با انواع ترفند ها نمی گذاشتند زنان ناراضی فرقه را ترک کنند.

 طبعا با هزینه های گزاف و صرف زمان زیادی زنان ودختران معترض را وادار به ماندن می‌کردند. مژگان پارسایی در یکی از جلسات گفت: «۹۰ درصد وقت من به امور تشکیلاتی می گذرد.» شما بخوانید مجاب کردن افراد ناراضی برای ماندن.

با این حال رجوی خائن بخاطر تبلیغات بیرونی و پز اداره تشکیلات، حاضر به پرداخت هزینه های سنگین بود تا هر چقدر می توانند تلاش کنند، مانع جدایی روز افزون نیروها و به خصوص زنان شوند.

مروری بر وضعیت تلخ یگان زنان در کمپ اشرف / ۱

مرضیه رئیس الساداتی- فراق

انتهای پیام / فراق

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=34373