تاریخ : یکشنبه, ۲۶ دی , ۱۴۰۰ Sunday, 16 January , 2022

موضع‌گیری اجباری مادر«حنیف عزیزی» علیه فرزندش و استانداردهای مجاهدی!

  • کد خبر : 32438
  • 18 دسامبر 2021 - 5:30

«زهره صمدی»، مادر «حنیف عزیزی» به خاطر پسرش در تشکیلات رجوی تقاص پس می‌دهد.

به گزارش فراق، در سایت لجن ‌فرقه رجوی مطلبی منتسب به «زهره صمدی» مادر «حنیف عزیزی» خواندم و متوجه شدم باز هم مادری را مجبور نمودند علیه فرزندش موضع بگیرد و به انکار حقایق بپردازد.

اینجانب سال‌ها در کنار زهره صمدی در کمپ های فرقه بودم و از حال و روز آن زن بیچاره خبر دارم و می دانم که آن نوشته ها جعلی است و بیان او نیست؛ رجوی ها اراجیف خود را به اسم این زن منتشر نمودند.

حنیف عزیزی به دلیل اینکه در کمپ عراق نماند و به اروپا برگشت، مادرش زهره صمدی بیش از دو دهه تقاص پس داد. او زیر ضرب مریم قجر بود که چرا به مانند سایر مادران برای متقاعد کردن فرزندش برای ماندن در عراق تلاش مکفی نکرده است.

او یک بار در پاسخ انتقادات  گفته بود حنیف خودش راهش را انتخاب کرده است.  همین زبان درازیش باعث شد مغضوب علیهم شود، فحش ها بود که در جلسات انتقادی نثارش می کردند. بیچاره را در معرض انواع دشنام و توهین ها قرار می‌دادند و در هر جلسه ای او را خوار و خفیف می کردند.

او در پایین ترین رده تشکیلاتی  قرار گرفت و سال ها مجبور به کار اجباری در آشپزخانه ها و امورات صنفی بود.

زهره متهم بود که به انقلاب مریم! شک دارد و الا می توانست حنیف را مجاب کند در بیابان های عراق و کمپ اشرف بماند.

حالا از زبان او خواندم که نوشته اند کودکان مجاهدین با بالاترین استانداردها در کمپ های نظامی در عراق نگهداری می شدند و سپس به خاطر حفظ جان شان مجبور شدند سال ۷۰ آنها را به خارج کشور منتقل کنند.

رجوی های خائن احمقانه فکر می کنند با این همه شاهد و جدا شده می توانند هرچقدرکه می خواهند دروغ و ریا به خورد خلق الله بدهند و سر همه را شیره بمالند.

آنهایی که در اسارت و در کمپ های فرقه بودند از استانداردهای! فرقه به خوبی مطلع هستند.

من نمی‌دانم چگونه جدا کردن ده ها نوزاد شیرخوار شش ماهه و یک ساله تا پنج ساله از پدر و مادر و نگهداری در کمپ نظامی در کنار انبارهای باروت و مهمات  به استاندارد تبدیل شده است که دنیا از این استانداردهای جهانی مطلع نیست.

از زمان تشکیل اردوگاه در مرزهای عراق در سال های ۶۳-۶۴ و بعد هم در کمپ اشرف تا سال۱۳۷۰یعنی حدود هفت سال صدها نوزاد و کودک خردسال را به عراق منتقل کردند، آنها در معرض انواع خطرها و ناملایمات و شرایط سخت درمرزها و بیابان های عراق بودند.

کودکانی که با هر سری عملیات و اقدامات خرابکارانه و قدرت طلبانه رجوی، تعدادی پدر و مادرشان را ازدست می دادند و یتیم می شدند. مادرانشان را مجبور می کردند با مرد دیگری ازدواج کند و در سال ۱۳۶۷ هم که خانواده ها را از هم پاشیدند با وقوع عملیات جنون آمیز فروغ ده ها کودک، پدر و مادرشان کشته شدند و دیگر روی خانواده ندیدند.

من از سال ۱۳۶۶ الی ۱۳۶۹ حدود سه سال در بخش موسوم به مدرسه مجاهدین به عنوان امدادگر و پرستار در کنار این کودکان مظلوم بودم و از نزدیک شاهد بخشی از بدبختی های آن کودکان به تمام معنی بیچاره و درمانده بودم.

شاهد گریه و زاری های آنها برای مادر و پدران از دست داده شان بودم. بی تابی‌ها و رنج هایشان در بیابان های عراق را دیده ام. مظلومیت و اشک های دخترکان و پسرانی که پدرها و مادران دوم خود را هم از دست می دادند دیدم. وصف ظلم هایی که به این کودکان رفته است به بیش از یک کتاب نیاز دارد.

به دلایل عنوان شده بنده برای اجرای عدالت و افشای جنایات فرقه خائن و کودک کش رجوی حاضر به شرکت در هر دادگاه بین المللی هستم؛ شاهدی که وظیفه انسانی ام ایجاب می کند در هر زمان حقایق را بازگو و افشا کنم.

یادداشت از: مریم سنجابی – عضو نجات یافته از فرقه رجوی

انتهای پیام / فراق

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=32438