تاریخ : پنج شنبه, ۲۹ مهر , ۱۴۰۰ Thursday, 21 October , 2021

نقش “مزدور مسعود رجوی” در شکست ایرانیان در “کربلای ۴″ و قتل عام غواصان

  • کد خبر : 3030
  • 24 ژوئن 2015 - 10:41

نقش “مزدور مسعود رجوی

در شکست  ایرانیان در “کربلای ۴” و قتل عام غواصانGhavasan shahid karbalaye4

خبری که این روزها تمام دنیا را در اندوه فرو برده و کم بیش تیتر خبر گزاری های دنیاست و هر کسی با هر مرام مسلکی و عقاید سیاسی متاثر هستند و این نوع جنایات را محکوم می کنند و

اما رجوی خائن که دم از خلق ایران ایران می زند تنها کسی است و تنها گروه سیاسی است که تشیغ و خاک سپاری این سربازان و جوانان ایرانی را به تمسخر گرفته و ابراز شادمانی می کند تف به تمام وجودت تف بر دین ایمانت البته تعجب ندارد به به گفته خودت و اعتراف خودت اولین متهم این جنایت خودت هستی در آن روز ها که زیر سایع صدام در اوج قدرت بودی فکر نمی کردی یک روزی پای کسانی مثل ما به بیرون از سازمان برسد البته خودمان هم فکر نمی کردیم و یک محال مطلق می دانستیم139403041131172865366364

روز سوم نشست های حوض و اولین گروه بودیم بدلایلی که الان توضیح خواهم داد

بعد از شکست بندر منظور همان رئیس جمهور شدن مریم قجر و فرستادن او به خارجه و بعد از بور شدن این فاحشه سیاسی و ۱۰ درجه برعکس در آمدن تحلیل های کوتوله و زمزمه های مستمر جدائی و درخواست های زیادی که خواستار ترک سازمان داده شده بودو فرار ها رجوی نقاب میش را برداشت و ماهیت دیکتاتوریش را اعیان کرد و دار درفش زندان شکنجه را به راه انداخت، زندان شکنجه های که هیچ زندانی و هیچ دوره ای از تاریخ هم نخوانده بودم . موضوع زندان در حوصله این مطلب نیست و کم بیش به آن پرداخته شده اما نه هنوز اصل ماجرا بماند در زمان های دیگری موضوع جنایت رجوی در کشتار دست بسته فرزندان ایران است

افرادی که مثل من زندان رجوی را دیده بودن و شاهد جنایات رجوی بودیم رجوی قبل از این نشست ها ما را صدا زد و یک نشست خصوصی گذاشت و بعد هم به همه یک رده تشکیلاتی داد یعنی درجه داد رده های تشکیلاتی که براساس سنوات مبارزه حرفه ای بود و رده های که داده شده بود واقعی نبود فقط به نوعی حق سکوت و…… و البته همراه با تهدیدات که اگر چیزی شنیده شود از کسی درز پیدا کند سر کارتان با همانجاست بگذریم .

بعد از این دادن رده ها نشست های حوض شروع شد که ما اولین سری بودیم و افرادی که مثل من زندانی بودیم قبل از همه با ما نشست گذاشت که اگر در رابط با زندان کسی می خواهد حرف بزند در این یکی دو روز حرف بزند و کسی حق ندارد دیگر در جمع عمومی حرفی بزند بحث همکاری سازمان با ارتش عراق شد و یک نفر از دوستان من به اسم

ر. ر گفت در شکنجه من فاضل و نریمان عزتی و یک افسر عراقی بودن رجوی ابتدا منکر شد بعد که بقیه هم مطرح کردن کوتاه آمد گفت خوب گفته بودن تو جاسوس حرفه ای هستی که هم برای ایران هم انگلیس کار میکنی خنده حضار بنده خدا از سن ۱ سالگی در زندان بوده بعد هم آمده بود عراق که بعد چند نفر دیگر موضوعات مشابه ای را مطرح کردن که تماما حول همکاری با ارتش عراق و چرا یک سری مسائل را بما نگفتی نمی گوئی که رجوی یک تنفس داد بعد که آمد گفت امروز موضوعاتی را مطرح می کنم که حیات سازمان به آن بستگی دارد هرکس می خواهد در این بحثها باشد باید تعهد کتبی بدهد تا ۵ سال حق خروج از سازمان را ندارد و اگر کسی نمی تواند همین حالا از سالن خارج شود که سه نفر خارج شدن بقیه هم امضاء کردیم یک سری حرف ها زد یک زر زد که موضوع بحث ما نیست و درحین همکاری با ارتش و اطلاعات جنگ جبهه و ضربه زدن به رژیم و اینکه ما باید اعتماد صاحب خانه را بدست می آوردیم رجوی محمود عطائی و احمد واقف را صدا زد که گفت با چه بهای اعتماد صدام را کسب کردیم و اینکه الان شما یک ارتش زرهی شده اید و……گفت البته صاحب خانه .صدام . چند جا به ما مدیون است و ما هم همیشه هر ملاقاتی این ها را مطرح می کنیم و البته هم که حیات هر دو طرف هم در آن بود مثلا عملیات کربلای ۴ طرح رژیم دقیق حساب شده و اگر پیروز می شد کار صدام تمام بود کار ما هم تمام بود که در این جا از احمد واقف خواست که گفت چه بهای دادیم که رجوی مهلت نداد گفت یک قلم دو تن از فرماندهان که هم طراز محمد ضابطی بودن و سالها در اوج مخفی کاری و امنیت کامل در سطوح بالای رژیم بودن برای بدست آوردن اطلاعات کامل عملیات کربلای ۴ سازمان هزینه کرد جدا از اینکه با هماهنگی های که با آن برادران در داخل کشور انجام میشد خوب از بچه های خودمان هم از اینجا با کلی طرح در راستای این عملیات بودن و دو نفر از همین برادران خودتان از اینجا توسط عراقی ها در گیری شناسائی که همراه نیروهای رژیم بودن به شهادت رسیدن و این دیگر همکاری یا بقول دشمنان این مقاومت وطن فروشی نیست کربلای ۴ رژیم پیروز میشد کار عراق تمام بود کار ما هم تمام بود . خوب موضوعات زیادی آنجا رد بدل شد اما طی این چند روز که با این خبر مواجه شدم بشدت دچار عذاب وجدان بودم درسته که من در این جنایت نبودم اما همان ماندن من در کنار رجوی جنایت کار نمی شد بی تفاوت بودم حال وقتی فکر می کنم که این سال ها در کنار کسی بودم که سر بازهای وطن را اییطور به این شکل فجیعی دست بسته بیشتر عذاب می کشم از طرفی امروز رجوی جنایت کار این موضوع را به تمسخر گرفته به یاد حرف های آن روز افتادم و

اما سوال برایم این است خیلی از دوستانم که هنوز آنجا هستند چطور تحمل می کنند و هنوز این کوتوله برایشان بت است

نادر نادری .فرانسه175 Shahid

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=3030