حیله رجوی برای کشتار ۱۹ فروردین ۹۰ در اشرف – قسمت دوم
تجمع اسیران برای به اصطلاح مقابله با خانواده های متحصن در سال ۱۳۸۸و۱۳۸۹ به اوج خود رسید ، تمامی زندانیان اشرف با این بهانه با شوق و اشتیاق تمام ، برای شعار دادن به جلوی درب می آمدند ، وغافل از شکارچیان سنگ دل رجوی بودند ، در حقیقت زندانیان به بهانه مقابله با خانواده ، بعد از چندین سال دنیای روشن را می دیدند ومی آمدند تا خانواده هایشان را به صورت پنهانی زیارت کنند و راه مطمئن برای فرار را بررسی کنند .
مقابله با خانوادها دراین سالها شدت گرفته بود ،اعضای خود فروخته رجوی تمامی بلند گوهارا با سنگ شکستند (شبانه سوار بالابر جرثقیل می شدند وبلندگوها را از نزدیک می شکستند ویا آتش میزدند) خانواده ای نبود که ازسنگ و آتش و آهن پاره این ملعونین در امان باشند ،تمام کانسکها و منبع آب خانواده ها، زیر رگبار سنگهای فرقه بود وقتی که صدای خانم سلطانی و برنامه رقص رهائی پخش می شد واقعا نفرات مستقر در نگهبانی ها دیوانه می شدند ، چندین بار از فرماندهان ارتش عراق مستقر دراشرف پیغام فرستادند که اگر صحبتهای رقص رهائی و گریه مادران وصدای خنده ی بچه (خنده ی کودکی که گریه اکثر اسیران در اشرف در می آورد ) از بلندگوها پخش شود تمام کانکسها و خانواده هارا آتش می زنیم .






































