در عملیات موسوم به فروغ جاویدان که پاتکش از طرف ایران معروف به عملیات مرصاد بود، رجوی در کنار صدام میخواست تهران را بگیرد و تا ۱۵۰کیلومتری کرمانشاه رفت. آنها عراقیها را تا سر پل ذهاب آوردند. شهید صیاد شیرازی نیروهایی را به عنوان داوطلب جمع کرد و بدون هیچ سلاح سنگینی، فقط با کلاشنیکف و آرپیجی و به صورت چریکی جلوی آنها را گرفت. شهید صیاد شیرازی از طریق کمین با منافقین مقابله کرد؛ واژه مرصاد یعنی کمین، این تنها شیوهای بود که میتوانست جلوی اینها را بگیرد.در ادامه برگی از جنایات منافقین را در عملیات مرصاد مرور میکنیم.شهید محمدتقی عباسی در سال ۱۳۴۷ در خانوادهای مستضعف در سمنان متولد شد. پدرش کشاورز و مادرش خانهدار بود. او تا پایان مقطع ابتدایی ادامه تحصیل داد، سپس درس را رها کرد و در کنار پدر مشغول به کار شد. وی در ۱۸سالگی عازم خدمت سربازی شد و در سال ۱۳۶۷ در حالی که ۴۰روز از خدمتش مانده بود، در عملیات مرصاد توسط گروهک تروریستی منافقین به شهادت رسید.
آنچه در ادامه میخوانید شرحی بر گفتوگوی بنیاد هابیلیان با پدر شهید محمدتقی عباسی است:
«فرزند اولم بود. بعد از اینکه خواندن و نوشتن را آموخت، پابهپای من کار کرد. پسر سر به راهی بود. عصای دست من و مادرش بود. هرچه به او میگفتیم، جز چشم جواب دیگری نمیداد.
همیشه سعی میکرد نمازش را اول وقت بخواند. برای همه احترام قائل بود؛ اما به من و مادرش جور دیگری احترام میگذاشت.
در اوقاتی که بیکار میشد، به اعضای فامیل سر میزد. همیشه در جمع خانواده بود.
عزاداریهای امامحسین(ع) را خیلی دوست داشت. در زمانهای عزاداری، همیشه در هیئت محله بود.
حجاب خانمها را خیلی مقدس میدانست. خواهرش را همیشه نصیحت میکرد و میگفت: «حجاب تاج بندگی است.»
انقلاب که شد، عاشق این بود که همراه من و مادرش به راهپیماییها و تظاهراتها بیاید.
زندگی او تا ۱۸سالگی اینچنین گذشت تا اینکه وقت سربازی رفتنش شد. ما خیلی به او وابسته بودیم، میگفتیم که برایت معافیت میگیریم، نرو! خیلی اصرار کرد. میخواست در زمان جنگ، او هم خدمتی انجام دهد. هر کار کردیم، نتوانستیم مانع رفتنش شویم.
میگفت: «اگر من به جنگ نروم، جنگ تمام نمیشود.»
او در عملیات مرصاد به دست منافقین تروریست به شهادت رسید. مرصاد آخرین جنگ در ایران بود.
او هجدهماه خدمت کرده بود و تنها ۴۰ روز از خدمتش باقی مانده بود.»
انتهای پیام

































