آنان چشم و گوش حزب بعث در جبههها شدند؛ اسرار نظامی ایران را به بعثیها میرساندند، تماسهای بیسیم را شنود میکردند و مدافعان وطن را به دام اسارت میکشاندند. این همان «مبارزه»ای بود که منافقین مدعی آن بودند؛ مبارزه با سربازان وطن، به نفع دشمنان میهن.

اما سیاهترین برگ جنایت منافقین را باید در اردوگاههای اسرا ورق زد. آنجا که اسرای ایرانی، بهجای آنکه با حداقلیترین حقوق بشری مواجه شوند، با چهرههایی مواجه میشدند که زبانش را میفهمیدند، اما این شرافتباختهها از دشمن بعثی نیز بیگانهتر بودند.
منافقین در اردوگاهها چه میکردند؟ آنان بازجویی میکردند، شکنجه میدادند، و از همه رذیلانهتر، نامههای اسرا را جعل میکردند. نامهای که قرار بود بوی امید بدهد، به ابزار شکنجه روانی تبدیل میشد؛ خبر دروغ مرگ پدر، درخواست جعلی طلاق از سوی همسر، و سپس نزدیک شدن به اسیرِ در خودشکسته با پیشنهاد همکاری و این اوج پستی بود. این زالوصفتان در عراق، حتی از ثبت نام اسرا در فهرست صلیب سرخ نیز جلوگیری میکردند.
امروز بر همگان آشکار شده که منافقین یک شبکه دشمن پرستند، آنان نه تنها به ایران خیانت کردند، بلکه به انسانیت نیز پشت کردند و بیشک، تاریخ، این زبالههای انسانی را در زبالهدانی کشورهای بیگانه دفن خواهد کرد؛ آن روز نزدیک است.
انتهای پیام

































