تاریخ : دوشنبه, ۱۵ آذر , ۱۴۰۰ Monday, 6 December , 2021

وقتی پرویز خزائی ، پیر مریدِ نامدار رجوی از عمق جان سوخت

  • کد خبر : 9388
  • 11 جولای 2017 - 12:05

من هرگز تصور نمی کردم که زخم انتخاباتی این پیر مرید نامداررجوی – پرویز خزائی –  اینقدر عمیق وسوزش آور باشد تا قلم به دست گرفته و به خاطر شرکت درانتخابات ریاست جمهوری وشوراهای شهر سال جاری ایران ، به زمین و زمان فحش دهد!

بنظر می رسد ، ضربه کاراتر ازاین بود که مردم ایران به ” تحریم ” فرقه ی رجوی زده ودرعمل نشان دادند که چه اهمیتی به این باند مهجور قایل اند!

پرویز خزایی درنوشته ی ۴صفحه ای خود (رای به تاکید وفا و فرمانبرداری ازرهبران الهی ) میآورد :

” ملت عزیز داخل میهن – بخشی ازشما که ناگزیر به رای دادن شدید – منهای آنهایی که لباس شخصی ها پاسدار بسیجی و گشتاپو و غارتگران وابسته به آقا و آقازاده ها بودند- شما برای مهر مندرج در شناسنامه و برای جلوگیری از مجازات کاری شغلی تحصیلی و مالی و اجتماعی و گرفتن پاسپورت برای فرار از این نظام ولایی مجبور به اینکار شدید. حتی میلیون ها رای شما سفید و یا به نام های دیگری بود که رژیم آنها را هم نیز چون هندوانه تقسیم و ملاخور کرد “.

تجربه ی ۳۸ ساله ی زندگی درجمهوری اسلامی نشان داده که کسی را بخاطر مهر نخوردن شناسنامه اش مورد تعقیب قرار نمیدهند وبرعکس به کسی بخاطر رای دادن ، جایزه نمی دهند وما افراد زیادی را ازنزدیک می شناسیم که هیچوقت رای نداده ودرعوض هروقت دست داد، با پاسپورت هایشان در آنتالیای ترکیه و … به سیروسفر وخوشگذرانی مشغول اند!

پس  این استنباط پرویز ، پایه واساسی ندارد ومن درعوض آرزو میکنم که روز وروزگاری برسد که  خزائی درخزان عمرش که شده باشد ، موفق به شرکت در انتخابات داخلی انجمن رجویه شده و برگ رای مخفی خود را به صندوق بیاندازد!!

اساسا کسی که  اقلا در ۳۵ سال اخیر عمرش هیچ تجربه ی انتخاباتی درمورد امور کشور وسازمانش ندارد، نمی تواند به ریزه کاری های امر تسلط داشته باشد وچه بهتر که خود را سرسنگین نشان داده و باین موارد وارد نشود!

  خزائی درطول این مدت بلند ، صدایی جز “حاضر، حاضر” اززبانش درنیآمده وقادر به درک  معنی ومفهوم رای مخفی وسیاه وسفید نیست !

او درقسمتی ازنوشته اش چنین مطرح میکند:

” ای معدود خارج کشوری ها- از خیل گسترده آن میلیونها هموطن شریف و ناخواسته آواره از وطن و در فراق میهن!- که به دفاتر و سفارتخانه های ضحاک زمان رفته و رای به نظام و ولایت مطلقه دادید:هر پاسخ تان طفره و فرار به جلو است. شما هیچ بهانه ای برای پوشاندن این ننگ و خیانت تاریخی ندارید. آیا شغل تان در سوئد و هلند و فرانسه و انگلیس و لس آنجلس و ونکوور در خطر بود؟ آیا بیزینس و مغازه هایتان در تهدید بسته شدن بود؟ آیا اجازه خروج تان از کانادا به پاریس و یا به جزایر قناری اسپانیا و رودوس یونان معطل مهرشرکت در انتخابات بود “؟

پس حق دفاع ازاین خارج کشوری ها سلب شده وکاری نمیتوانند بکنند وشاید که احتیاج باشد من حرف هایی دردفاع ازحقوق شهروندی آنهات بنویسم!!

کاش آقای خزائی هم ازاین خیانت ها میکرد ویکبار هم که شده ، شانس اش را برای دادن رای و ” حاضر ، حاضر ” نگفتن امتحان می کرد !

خودتان هم اذعان دارید که شغل این هموطنان خارج نشین درخطر نبود وبنابراین دلایل وانگیزه های علیحده ای برای شرکت درانتخابات داشتند!

درادامه :

” … حالا آهای ای فلان بابای چپول که این روزها سمبل این فلاکت و خیانت به پناهندگان شدی! تو گفتی که رای دادی زیرا از جنگ میترسی (بخوانید خلع ید از فاشیسم خمینیستی در لبنان و سوریه و عراق و یمن و افغانستان و شمال افریقا)- اما نترسیدی که فردا درخواستهای پناهندگی هزاران ایرانی عزیز آواره رد شود و آنها را با هواپیما و دست بسته به میهن اشغال شده آخوندی بفرستند؟ اینها مشکل تو نبود!؟ مشکل تو- و آنانکه با غدر و بیهوده بافی ترکه زیر دهل رژیم شده اند- این بود که سپاه قدس و قاسم سلیمانی از‌‌ٰ منطقه اطراف ایران بیرون رانده شوند. تا رژیم زهر دیگری را نوش جان و این چنین حقوق معلمان و کارگران و مزد بگیران دیگر را به مزدوران غیر ایرانی منطقه تقدیم نکند “.

دلیل اینکه  ” این بابای چپول ” – که نامش برخواننده ی مطلب شما روشن نیست – وقت پرداختن به این ترهات تو را ندارد ویا برای خودش دلایلی دارد – که البته براین نگارنده روشن نیست!

اما دستت درد نکند ازطرح مسائل سوریه  و…

معلوم می شود که تحلیل او این بوده که خوب نیست که با ضربه زدن به مردم سوریه وتنها گذاشتن آنها دراین جنگ تجاوزکارانه ای که برآنها تحمیل شده ، دست روی دست گذاشت واجازه داد که طرح خبیثانه ی خاورمیانه ی بزرگ عملی شده وما همسایه ی جدیدی بنام اسرائیل داشته باشیم!!

معلوم می شود که آن بابا منافعی در ایجاد خاورمیانه ی بزرگ نداشته ودرتضاد با شما که اینقدر برای تحقق این امر خبیث اینگونه بی قراری میکنید ، قرار گرفته است!!

خوب گوش کن عزیز!

هر انسان شریف  حتی با همه ی کارهای جمهوری اسلامی مخالف باشد ، با این دوراندیشی وسیاست خارجی آن که تو برشمردی ، مخالفتی نخواهد داشت !!

دیگراینکه ما هرگز ندیده ونشنیده ایم که یک پناهنده را بخاطر شرکت درانتخابات مربوط به کشور خود ، ازجایی می رانند و تو بیهوده آنها را تهدید میکنی ومی ترسانی!!

آقای مورد تنقید ما ، سوزش های خود را اینگونه بنمایش میگذارد :

” …تو چپول- بی دین سابق- دراین سالهای پایانی عمر به خامنه ای و حکومت و خلافت او بعنوان جانشین خدا بر زمین رای تایید دادی و رژیم هم – با این مشروعیت ساختگی- فردا خونهای پاک بی کران دیگری را در خیابانهای ایران از دانشجو و کارگر و مزدبگیر و مال باخته بر اسفالتهای وطن خواهید ریخت. اینها سوژه ترس تو نبود نه؟! سوژه تو شکست نیروهای قدس و نیروهای غیر ایرانی مزدور رژیم در لااقل هفت جای منطقه اطراف ایران بود! نه “؟!

وتو دیندار؟؟ فعلی وبنده ی دائم العمر رجوی ،  با تایید جنایت هایی که رجوی درمورد دوستان و همکاران تو انجام داده ، نتوانستی نظر مردم را بسوی اهداف خود- تحریم – جلب کنی!

مردم ایران به برنامه های کاندیداتور ها رای دادند ودراین برنامه ها ابدا اعلام نشده بود که بعد ازپیروزی خون مردم را خواهند ریخت !

سوژه ی این چپگرا وبی دین سابق هرچه بوده برای خودش بوده، اما مردم برای اداره ی امور کشور احتیاج به انتخاب ریاست جمهوری وشوراها دارند وزندگی را بخاطر تنگناهای موجود ، نمی توانند تعطیل کنند!!

البته شخص من هم – به همراه چند ده میلیون نفر ازمردم ایران – صدالبته که میخواهیم که به سوریه کمک شود تا به عنوان خط مقدم جبهه برعلیه اشغالگری های رژیم صهیونیستی ( ماشین جنگی غرب در منطقه ) استوار مانده وبه حفظ امنیت ما نیز کمک شود واین امر با ایجاد بلبشو درکشور وآتش زدن صندوق های رای ممکن نیست!!!

درپایان :

“کلام آخر: در حقیقت اینان باید بگویند که رای دادیم برای سلب حق رای خود! به عبارت دیگر رای دادیم که بگیم که چون صغیر و دیوانه و مهجورهستیم و ولی و سرپرست داریم پس حق رای و انتخاب حاکم و مقنن و مدیر نداریم “!

این مسئله درمورد خود شما صادق تر است که تمام امور شخصیه ی خود را دراختیار رجوی بوالهوس قرار دادید وقبول کردید که او به جای همه ی شما تصمیم بگیرد !

فرق اعضای بیچاره ی فرقه ی رجوی با مهجورین و صغار این است که دسته ی دوم اقلا ازحمایت قانونی کم وبیشی برخوردارند و افکار عمومی قدرتمند به کمک شان میآید تا حق شان آنگونه ضایع نشود که درمناسبات رجوی میگردد!

یادداشت از سیروس  غضنفری

عضو نجات یافته ی فرقه رجوی

تبریز- ایران

ایران اینترلینک

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=9388

نوشته های مشابه