تاریخ : چهارشنبه, ۲۹ دی , ۱۴۰۰ Wednesday, 19 January , 2022

تلاش برای به تأخیرانداختن فاز فروپاشی تنها راهکار فرقۀ رجوی در آلبانی

  • کد خبر : 7167
  • 14 دسامبر 2016 - 8:47

تلاش برای به تأخیرانداختن فاز فروپاشی

تنها راهکار فرقۀ رجوی در آلبانی

در شهریور ماه سال جاری (۱۳۹۵) باانتقال بیش از ۱۵۰نفراز اعضای سازمان موسوم به مجاهدین خلق (فرقۀ رجوی) از خاک عراق به آلبانی به حضورسیاسی ونظامی وتشکیلاتی این سازمان در عراق بعداز قریب ۳۰سال وبرای همیشه پایان داده شد.. رهبران این سازمان انتقال اجباری از عراق واستقرار در آلبانی رایک پیروزی برای خود تلقی نمودند. برای اینکه مشخص شودرهبران این سازمان درادعای خود تاکجا صادق هستند بصورت مختصر مروری خواهیم داشت به علل و اهداف ورود رسمی و علنی این سازمان با رهبری آن به خاک عراق درسال ۱۳۶۵ برابر با ۱۹۸۶ میلادی.

مسعود رجوی با طارق عزیز نایب نخست وزیر و وزیر خارجۀ عراق در پاریس دیدار و گفتگو کرد. رجوی بعد از این ملاقات اعلام نمود زمان از این به بعد قویا به نفع او و به زیان رژیم ایران است. درسال ۶۵ رجوی طی پیامی از پاریس اعلام نمود که پرواز تاریخ سازش به خاک ایران و جوار خاک میهن را تا چند روز دیگر اغاز خواهد کرد. رجوی اهداف استراتژیکی به قول خودش هجرت به عراق را برای سازماندهی جنگ کلاسیک نظامی برعلیه ایران و «افروختن آتش درکوهستانها» اعلام نمود. در خرداد ماه سال ۱۳۶۵ (ژوئن ۱۹۸۶) درفرودگاه بین المللی بغداد هنگام ورودش به عراق با اعضای شورای فرماندهی عراق دیدار نمود ورسما درخاک عراق مقر فرماندهی خود را مستقر کرد.

رجوی در همان اوائل و در نشستهای داخلی با اعضای سازمانش چنین گفت: «مابه عراق آمده ایم تا کار را یکسره کنیم… شرایط و تعادل قوای نظامی و منطقه ای وبین المللی قویا به سود ما و به زیان رژیم ایران است.. با توجه به انزوای بین المللی ایران و حمایتهای گستردۀ مالی ولجستیکی وتسلیحاتی دولتهای های غربی ومنطقه ای از کشور عراق شرایط بیش از هر زمان برای سرنگونی رژیم حاکم بر ایران مهیا می باشد وحضور ما در این شرایط درعراق نقش کاتالیزور (واسطه) را دارد وبا گره خوردن مقاومت سراسری با حمایت های منطقه ای وبین المللی شرایط برای سرنگونی آخوندها وپیروزی ما فراهم است…». رجوی در ادامه گفت: «تشکیل ارتش آزادیبخش و ورود به جنگ کلاسیک یا جنگ آزادیبخش نوین و استفاده از خاک عراق و ورود به شکاف این جنگ، عاقلانه ترین، عینی ترین واصولی ترین راه حل ممکن است… ممکن است گروههایی که شمار اعضای آنها به تعداد انگشتان دست نمیرسد به ما مارک خیانت وهمکاری با دشمن بزنند، ولی ما را چه باک.. ما به قول لنینن برای شکست دشمنان حتی حاضریم دامن به تن کنیم… فردا که ما رژیم را سرنگون کردیم کسی ما را در ایران مورد حسابرسی قرارنخواهد داد… ما اگر یک درصد شک داشتیم که آمدن ما به عراق سرنگونی رژیم را محقق نخواهد کرد به هیچ وجه نمی آمدیم…».

بدین ترتیب رجوی با رؤیای سرنگونی رژیم ایران وبه دست گرفتن قدرت درکوتاه ترین مدت زمان همکاری خود را با رژیم بعث حاکم برعراق درزمینه های نظامی، سیاسی و اطلاعاتی آغاز کرد.

مسعود رجوی برای محقق کردن رؤیای سرنگونی رژیم ایران وبه دست گرفتن قدرت استفاده از هر شیوه و وسیله ای را توجیه می  نمود؛ از استقرار در مرزها و به کارگیری شیوه های استراق سمع رادیویی مکالمات ارتش ایران.. تا نفوذ تیم های رخنه و به اسارت گرفتن پرسنل نظامی ومردم مناطق مرزی به منظورتخلیۀ اطلاعاتی آنها توسط ضداطلاعات ارتش صدام با بکارگیری وحشیانه ترین شکنجه ها.. عملیات نظامی مشترک با ارتش صدام و ایفای نقش ارتش پیاده نظام دشمن و کشتن و مجروح کردن سربازان ایرانی… و بالاخره دادن اطلاعات وگرا و مختصات اهداف مسکونی ومناطق و زیرساخت های شهری واقتصادی به منظور وارد کردن هرچه دقیق تر و گستردۀ خسارت جانی ومالی.. به مردم ایران و در مقابل آن کسب درآمد مالی ولجستیکی از رژیم دیکتاتوری صدام، بخشی از راه طی شدۀ رجوی در این مسیر سراسر خیانت به منظور کسب قدرت بود.

درزمینۀ حقوق وآزادی های اجتماعی اعضای سازمان نیز کارنامه ای به مراتب سیاه تر، از خود بجاگذاشت. برای تحقق شعار کذایی سرنگونی، سالیان آنها را از بدیهی ترین حقوق خود محروم کرده و دراسارتگاه اشرف به بند کشید. اعضا بزرگترین بها را با خون ورنج خود ودست کشیدن از تمامی عشق وعواطف خانوادگی پرداختند تا استراتژی جنون قدرت طلبی وتوهم وعده وعیدهای شعار سرنگونی او را محقق کنند.. سالیان طولانی در بیابانهای خشک وگرمای طاقت فرسای اشرف از سپیدۀ صبح تا آخر شب؛ و بسیاری مواقع تمامی شب خواب و آرامش را برخود حرام کردند وتمرین و مشق نظامی گری بجا آوردند وهر سال به سالی دیگر شنیدند و به خود تلقین کردند که دیگر امسال، سال آخراست!! (ترانه خوانی جمعی نیروها همه ساله در اشرف: ای خدا امسال سال آخره  دشمن از دستم جان نمی بره)!!.

 رژیم صدام سرنگون شد. صدام توسط دادگاه دولت جدید محاکمه و اعدام شد و رجوی شریک جرم جنایات او موقتا از چنگ مردم عراق گریخت.. اعضا خلع لباس وخلع سلاح شدند.. رهبران اصلی فرار را بر قرار ترجیح دادند وبه کنج عافیت طلبی فرانسه پناه بردند.

اکنون اعضای سالخورده ومریض و رنجور باز در آلبانی به حال خود رها نمی شوند. باز رهبران دروغگو و خبیث تلاش می کنند آنها را هر چه بیشتر محدود کرده و تحت کنترل قرار بدهند. بازسازی دانشگاه قدیمی شهرتیرانا وتبدیل آن به اسارتگاه تحت نام اشرف دوم جدیدترین استراتژی اسارت ومرگ اعضای قربانی است که سرکردگان فرقه رجوی درذهن علیل خود می پرورانند.. رفتن مریم رجوی به آلبانی، تطمیع مالی عناصر سازمان ملل ودولت آلبانی همه تلاش های مذبوحانه ای است که فرقه رجوی به آن دست زده است.

 سؤال اساسی این است که آیا سران فرقه می توانند بار دیگر سناریوی اشرف را درآلبانی تکرار کرده و اعضا را برای چندین سال دیگر دراسارت ذهنی نگه دارند؟. واقعیت ها وقانونمندی مرحله جدید خلاف این راثابت میکند. تاریخ به عقب برنمیگردد. به راستی سرکردگان این فرقه چه جوابی برای انبوه تناقضات اعضا و رنگ باختن باورهایشان دارند؟… با کدامین سلاح؟… باکدام ظرف سرنگونی؟… با کدام ارتش کلاسیک واستراتژی جنگ ازادیبخش؟… وکدام مرحلۀ سین و سال سین (سرنگونی)؟!…

همۀ شواهد گواه این است که تمامی تلاشهای مذبوحانۀ رجویها تنها یک هدف دارد و آن جلوگیری از فروپاشی محتوم تشکیلات فرقه ای شان می باشد. تنها هنر آنها این است که برای مدتی این فروپاشی رابه تأخیر بیندازند امری که با توجه به متفاوت بودن شرایط آلبانی با عراق و تناقضات اساسی اعضا، غیر ممکن می نماید.

*** 

نوشتۀ علی اکرامی از اعضای قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=7167