تاریخ : دوشنبه, ۲۶ مهر , ۱۴۰۰ Monday, 18 October , 2021

نامه خانم حمیده عرب به برادر اسیرش در فرقه رجوی

  • کد خبر : 6611
  • 08 سپتامبر 2016 - 13:49

madar-arabنامه خانم حمیده عرب درگی

به برادر اسیرش در فرقه رجوی

 

خدمت داداش گلم ،جواد خودم سلام عرض میکنم …

داداش جون تو را سلام میدم به اندازه تمام ستاره هاى دنیا که قابل شمارش نیست وبه بلندى دلتنگى من که بیشتر و بزرگتر از این جهان است که ستارگان بیشمار را در خود جاى می دهد داداش جون چه شبها بوده که از فراقت اشک ریختم و نخوابیدم خدا میداند که از غم هجران تو قلبم بیمار شده!

تو میدانى که من شعر را خیلى دوست دارم ؛ چه روزهایى بوده که از غم فراقت شعر سرودم ولى با این وجود درددلتنگى من از بیقراریهاى مامان یک هزارم هم نمی شود، دیگه طاقت مامان طاق شده دیگه نمیتواندروى پاهایش بایستد، آسم شدید داردو نمیتواند خوب نفس بکشد و درد قلبش هم به آن اضافه شده است.

داداش مهربونم تو که خیلى عشق و عاطفه داشتى تو بخاطر مهربانیت زبان زد دوستان و فامیل بودى و دلت براى هر دردى که دیگران می کشیدند میلرزید، پس چه طور نتوانستى تصور کنى مادرت یک لحضه ازدوریت چه مىکند؟ و یا ما چه میکنیم؟ من و مامان و زرى هر لحضه ثانیه شمارى می کنیم که به خودت بیایى و لحضه اى فکر کنى که اگر مامان از فراقت بمیرد جواب خدا را چه خواهی داد؟

مگر دوستانت توى گوش تو چى خوندند که اینقدر بی تفاوت شدى !

پس اون قلب مهربونت کجاست داداش خوبم!

نمیدانى هر عید، هر تاسوعا و عاشورا به تو و خاطراتت فکر نکنیم و به خودمون نگیم که الان جواد چه کار مىکنه ..!!

من، سهیل، مامان و زرى، بهزاد و ساناز که خیلى کوچولو بود که رفتى بی صبرانه منتظرتیم دست کم اجازه بده تا ملاقاتت بیایم …به مامان اجازه بده که ببیندت قبل از اینکه چشمهایش را به روى این دنیا ببندد..

دوست دار تو خواهرت حمیده

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=6611