سرکرده تاکسیدرمی شده منافقین با اجباری کردن طلاق، در پی قطع وابستگی عاطفی اعضا به خانواده، افزایش کنترل تشکیلاتی و ارضای شهوت حیوانی خود بود.

«رضا اسدی»، از اعضای سابق منافقین، روایت میکند که پروژه «سهطلاقه» چگونه اعضا را به قطع پیوند با همسر و خانواده واداشت.
اجرای این طرح از دو سال قبل از جنگ عراق و کویت در درون گروهک جریان داشت؛ اما در آن زمان، فقط در سطح مرکزیت، هیئت اجرایی و اعضای شورای مرکزی به مرحله اجرا گذاشته شده بود.
در آن زمان، اجرای آن در سطح کل گروهک بسیار مشکل بود؛ چرا که وجود بچهها و مدرسه در درون تشکیلات، مانع اجرای این طرح میشد. لذا میبایست ابتدا این مسئله از طریق دور کردن بچهها از والدین، حلوفصل میشد.
[پس از اعزام کودکان به خارج به بهانه جنگ و فراهم شدن بستر طلاق میان زوجین] ماهها اعضا را در سالنهای دربسته به شنیدن و بحثهای طولانی درباره فواید «سهطلاقه کردن» مشغول کردند.
بهطبع، بیشترین بحث و گفتوگوی افراد حول مسئله جنسیت دور میزد و آنها از مسائل جنسی و روابط خانوادگی خود سخن میگفتند و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که زندگی خانوادگی، بیش از هر چیز، به مسئله جنسیت مربوط است و باید از آن دوری کرد.
سپس در حضور مریم قجر و سرکرده قسم یاد میکردند و تعهد میدادند که هیچگاه به خانواده و همسر خود مراجعه نکنند.
مسعود رجوی در یک نشست عمومی گفت: از این پس، زنها با من ازدواج میکنند و مردها با مریم!
صحبتها و اعترافات جنسی بسیاری از سوی اعضا در این نشستها و در زمینههای مختلف مطرح شد که افراد، پس از آن، دائماً درباره آن با یکدیگر صحبت میکردند.
نتیجه نهایی این شد که تعدادی حاضر به ترک همسران و فرزندان خود شدند و به آنهایی که با این طرح مخالف بودند، برچسب «بیمار جنسی» زده و خرابشان کردند؛ یا اینکه خود این افراد از گروهک جدا شدند.
انتهای پیام

































