تاریخ : چهارشنبه, ۲۸ مهر , ۱۴۰۰ Wednesday, 20 October , 2021

گفتگو با خانم راحله ایرانپور۳

  • کد خبر : 4857
  • 11 ژانویه 2016 - 10:53

گفتگو با خانم راحله ایرانپور

استاد دانشگاه ، ساکن شیراز

خواهر محمدرضا و احمدرضا ایرانپور تحت اسارت فرقه ستیزه جوی مجاهدین در لیبرتی، عراق

قسمت سوم

آرش رضایی :

خانم ایرانپور شما مدرس دانشگاه هستید دوست دارم ساختار و مناسبات تشکیلاتی حاکم بر مجاهدین و خط مشی و مواضع تشکیلات رجوی از دید و نگاه شما که یک خانم تحصیلکرده ی ایرانی هستید مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد؟Raheleh-Iranpour

با لحاظ اینکه شما مدت ۱۲ سال یعنی از زمانی که برادرانتان به مجاهدین پیوستند با این گروه یا فرقه به نوعی درگیر بودید و قطعا دیدگاه شما مورد تامل مخاطبان سایت نیم نگاه و کاربران دنیای مجازی قرار خواهد گرفت.

خانم راحله ایرانپور :

ساختار تشکیلاتی مجاهدین بیمار و نخ نماست. هرگاه روایت های تلخ جداشدگان از سازمان را مبنی بر شگردهای غیرانسانی سازمان برای کنترل ذهن اعضایش می خوانم، به یاد داستان اسطوره ای ضحاک مار دوش می افتم. ضحاک فریب اهریمن را خورد و اجازه داد او بر شانه هایش بوسه بزند.

از شانه های او مارهایی رویید که خوراک روزانه شان مغز سر جوانان ایرانی بود.

در زمانه ی ما  نیز مسعود (رجوی) مار دوش خود را تسلیم ابلیس کرده است و سالهاست مغز و عقل و خرد تعدادی از عزیزان ما را می بلعد و با قطع ارتباط آنها با جهان بیرون، سعی در به زنجیر کشیدن آنها برای  تسکین درد جاه طلبی و عقده های فروخورده ی خود در دست یابی به قدرت دارد.

جنایت های سازمان در به بند کشیدن، شکنجه دادن و به قتل رساندن مخالفان درون تشکیلاتی خود بر هیچ کس پوشیده نیست. معرفی مسعود رجوی به عنوان امام ظهور کرده، ازدواج آنی با عده ی زیادی از زنان عضو، تشکیل حرمسرا، تجاوز به زنان توسط رهبری سازمان و استفاده ابزاری از آنها، محروم کردن اعضا و خانواده هایشان از طبیعی ترین حق خود که همان دیدار و گفت و گوست، در هیچ قاموس و آیینی نمی گنجد و با هیچ یک از موازین بین المللی و انسانی و اخلاقی سازگار نیست.

 بارها در سیمای منسوب به مجاهدین و تلوزیون ملی مقاومت شاهد بوده ام که خبر از تجمع  های هر روزه ی مردم در منطقه ای از کشور همراه با در دست داشتن عکسهایی از رهبران سازمان بوده اند، اما من به عنوان یک شهروند ایرانی هرگز تاکنون با چنین صحنه ای روبرو نشده ام و هیچ یک از منابع آگاه خبری بی طرف نیز هیچ گاه چنین خبری را منتشر نکرده است. از نظر من مترادف نام سازمان مجاهدین خلق چیزی جز دروغ و جعل نیست.

این چگونه منطقی است که سازمان به اعضایش اعلام می کند که شما یا با منید یا علیه من، و به محض این که کسی، اندکی به مواضع سران سازمان شک و یا انتقاد می کند مزدور خطاب می شود و طرد و لعن می شود.

چرا باب گفت و گو در سازمان باز نیست؟ چرا سازمان شخصیت افرادش را با نشست های مختلف توهین و تحقیر درهم می شکند و با تفتیش عقایدشان بدیهی ترین حقوق انسانی را زیر پا می گذارد.

این چه تشکیلاتی است که افرادش را حتا در کشورهای آزاد جهان با شگردهای فرقه ای اداره میکند؟ چرا افراد منتقل شده به آلبانی در ساختمان هایی زندگی می کنند که در و پنجره های آن ها از درون با گونی پوشیده شده است تا کوچکترین روزنه ای به بیرون نباشد.

اگر سازمانی دنیای بیرون را غیر از آنچه هست نشان نداده باشد و شالوده های تشکیلاتیش بر دروغ و فریب استوار نباشد چه لزومی دارد افراد را تا بدین حد کنترل کند.

25

 

آرش رضایی :

شما یک خواهر چشم انتظار و درد کشیده هستید و بیش از ده سال است که در انتظار رهایی برادرانتان احمد رضا و محمد رضا از حصارهای فیزیکی و ذهنی فرقه رجوی بسر می برید امیدوارم با سعی و تلاش خستگی ناپذیر شما و سایر خانواده ها ، افراد تحت اسارت فرقه بزودی از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین نجات پیدا کنند و به آغوش پر مهر خانواده هایشان بازگردند در پایان این گفتگو اگر پیامی برای برادرانتان دارید ، بفرمائید.

 

خانم راحله ایرانپور :

از لطف شما سپاسگزارم که چنین فرصتی را در اختیار من قراردادید. به عزیزان غریب دور از وطنم می گویم : برادران بهتر از جانم ، شرح دلتنگی و چشم انتظاریم در بیان نمی گنجد.

با یادکرد شما همواره اشک های شور و گرم از دیدگانم جاری می شود و در حسرتم که  دیو سیاه خودپرستی و خودخواهی  مسعود رجوی سالهای بیست تا سی زندگی شما را از ما ربود، چرا قد کشیدن و بالیدن و مرد شدنتان را ندیدم و چرا سالهاست یک چشم مادرم آه است و یکی خون. چرا پدرم زیر بار غم دوری شما خم شد و شادی از حوالی زندگی ما پر کشید و غم و دلتنگی در قلب و روحمان لانه کرد.عشق و امیدم  که بزرگترین سرمایه ی زندگانیم است را بر شانه های باد صبا به سویتان روانه می کنم و برای آزادی دوباریتان تا پای جان می کوشم و پیروز می شوم.

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=4857