• امروز : شنبه - ۳۰ تیر - ۱۴۰۳
  • برابر با : Saturday - 20 July - 2024

پاسخ برادر «سمیع ناظری» به اعتراف‌های اجباری وی / می‌دانم این حرف‌ها را هیچ موقع از ته دل نمی‌زنی

  • کد خبر : 47263
  • 06 جولای 2024 - 12:52

احمد ناظری، برادر یکی از اسیران فرقه رجوی به اظهارات اجباری برادرش در سیمای تلویزیونی این فرقه پاسخ داد.

به گزارش فراق، برادر سمیع ناظری در گفت‌و‌گو با خبرنگار فراق گفت: می‌دانم برادر عزیزم را مجبور به این صحبت‌ها و موضع گیری علیه خانواده خود کردند، او را درک می کنم و مطمئن هستم این حرف‌ها را هیچ موقع از ته دل نمی‌زند.

پاسخ خانواده سمیع ناظری به اعتراف‌های اجباری وی در سیمای فرقه رجوی:  دستان مادر را از طرف تو می‌بوسم / خود را از جهنم رجوی نجات بده

وی خطاب به برادرش تصریح کرد: سمیع جان، ما ۹ برادریم و نابرادری نداشتیم، عزیزم هیچ کس با ما کاری ندارد و ما همه مشغول کارهای خودمان هستیم. در خانواده، کارمند، کارگر، مغازه دار و دانشجو داریم که هر کدام آزادانه به فعالیت خود مشغولند.

احمد ناظری از برادرش خواست تا هرچه زودتر تصمیم نهایی را بگیرد و از آن جهنم خود را نجات دهد و نگذارد دیدارشان به قیامت بماند.

وی در پایان با اشاره به اینکه چقدر برادرش را دوست دارد، خطاب به «سمیع» گفت: برادر عزیزم، مطمئن باش که اگر برگردی بهترین راه را انتخاب کردی و ما برادران به تو کمک می کنیم تا زندگی بهتری داشته باشی.

خانواده سمیع ناظری چندی پیش در پیامی خطاب به حجت الاسلام دهقان، رئیس شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران خواستار این شده بودند که سران فرقه تروریستی رجوی را به سزای اعمالشان برساند و این موضوع موجب شد تا فرقه سمیع ناظری را به اجبار وادار به واکنش نماید.

به گزارش فراق، در نامه خانواده سمیع ناظری به شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران آمده بود:

سلام علیکم

فرقه ضدخانواده رجوی بیش از ۴۰ سال اعضای خود را از حق دیدار با خانواده محروم نموده است. این فرقه که سران آن مسعود رجوی و مریم رجوی هستند با روش های غیرانسانی فرزندان این خانواده ها را گمراه نموده و به اسارت گرفته اند. کارنامه سران فرقه رجوی پر از خیانت، جنایت، قتل و شکنجه اسیران ناراضی است. امیدواریم آن دادگاه محترم به دادخواهی ما خانواده ها نیز رسیدگی کرده و سران فرقه تروریستی رجوی را به سزای اعمالشان برساند.

آخرین نامه نیما ناظری، فرزند سمیع به پدرش در تاریخ ۲۹/۷/۱۳۸۹

خدمت پدرعزیز و بزرگوارم سلام و عرض ادب و احترام

پدرعزیزم، بابای مهربانم، من نیما هستم و از تهران برای شما نامه می‌نویسم.

بابا جان، حالا که این نامه را می نویسم، نمی دانم ازکجا شروع کنم از چی بگم من که وقتی کلمه بابا را یاد گرفتم ولی بابایی را هرگز ندیدم، آیا این نامه می تواند حق بابایی را ادا کند.

من برای بابا خیلی نامه نوشتم. برای بابا خیلی انشاء نوشتم و خیلی جملات زیبا را برای بابا نوشتم و همیشه یادم می آید انشایم و جمله نویسی ام در مدرسه نمونه بود و تکان دهنده ولی هرگز بابایی نبود نامه ام را بخواند، انشایم را گوش کند. من همیشه منتظر بودم بابایم صدایم را بشنود. بابایم درد دلم را بداند. ولی نمی دانم گناهم چه بود که باید این همه مشکلات داشته باشم. حیف که روزگار به ما امان نداد. پسرت ۲۵ سال دارد و هنوز حسرت دیدار بابا، حسرت شنیدن صدای بابا را دارد. بابای عزیزم اکنون که این جملات را می نویسم بغض گلویم را گرفته و با خدایم عهد می بندم که ای خدا ای خدای مهربان این نامه مشکل گشای من باشد. من درآینده ای نزدیک بابایم را درآغوش بگیرم انشاء الله.

بابا جان شنیدم آنجا خیلی برایتان سخت گیری می کنند و شما هیچ اختیاری ازخودتان ندارید و کاملا تحت فشار ذهنی هستید ولی هرطورشده تصمیم بگیر از آنها جدا شده و فرار کنی. چون  فقط خودت باید تصمیم بگیری پس هرچه زودتر تصمیم بگیر و از آن جهنم خودت را نجات بده و ما را از نگرانی بیرون بیاور. بابای عزیزم مرا ببخش که موجب تشویش خاطر شما شدم. پدرم همه اعضای خانواده و نزدیکان برای شما سلام دارند و در حسرت دیدار شما لحظه شماری می کنند.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=47263