• امروز : یکشنبه - ۹ بهمن - ۱۴۰۱
  • برابر با : Sunday - 29 January - 2023

مسعود رجوی بی ریشه ترین فرمانده

  • کد خبر : 4376
  • 22 نوامبر 2015 - 10:56

مسعود رجوی بی ریشه ترین فرمانده

Bazkhani-Parvande-Monafeghinاسناد به دست آمده از سازمان اطلاعات و امنیت کشور(ساواک) حکایت از خودفروشی مسعود در بدو دستگیری و همراهی کردن برای دستگیری و اعدام نفرات و موسسین سازمان مجاهدین خلق ایران را دارد.در بخشی از اعترافات اینگونه پاسخ میدهد:اینجانب چنانکه قبلا نیز نوشته ام در گروه سیاسی مسئول تبلیغات بودم و افرادی را که از ابتدا تا انتها و حتی یک یا دو جلسه در این گروه هم شرکت کرده‌اند قبلا نوشته ام.؟!

این تنها استارت رهبری مجاهدین در بدو تاسیس و جهشی برای تصاحب قدرت و حذف نفراتی بود که از نظر مسعود رجوی رقیب محسوب می شدند.!

عقب نشینی از موضع دروغین برابر آمریکا در عراق و مراسم کتاب سوزان و باز کردن پیچ و مهره از زرهی ها و زانو زدن در برابرش در سال ۲۰۰۳٫باید پرسید کدام فرمانده نیرو هایش را به امید نداشته هایش رها میکند ؟

و هر بار که آنها را برای جنگ می فرستاد تنها زحمت دست تکان دادن وبدرقه به گردن مسعود و مریم بود.مریمی که با گروهی از شورای رهبری قبل ازهر عملیاتی به فرانسه گریخت و رهبری که به ناگاه از دیده ها پنهان شد تا معمای وجود رهبری ذهن رده های مختلف سازمان را مشغول کند.هر چند گاه و بیگاه صدایی از جایی پخش میشود تا دل هواداران متناقض را اندکی آرام کند.

چرا در این مدت هیچگاه تصویر جدیدی از مسعود به نمایش در نیامد تا صحت و سقم بودن یا نبودنش ثابت شود؟در خواستی که بارها و بارها از طریق بلندگوها اعلام کردیم ولی هیچگاه به نتیجه نرسیدیم.

درخواستی که شرط بودن و نبودن ما پشت سیاج اشرف بود ولی این درخواست حتی از جانب بالاترین رده در اشرف قابل دسترسی و اجرا نبود!

آیا زخمی شده و حاضر نیست کسی چهره‌ی مخدوش و به هم ریخته فعلی اش را ببیند و یا کلا دار فانی را وداع گفته و همنشینی در جهنم را برگزیده است؟شاید زخمی شدن داستانی بیش نباشد و آخرین تصاویر به جا مانده عکسهای ضد آب مریم و چند عکس معمولی از مسعود در قرارگاه معین بود که همان زخمها و پارگی قدیمی در چهره را نشان میداد و ربطی به حمله آمریکا در سال۲۰۰۳نداشت ،چرا این سران قادر به اثبات وجود فیزیکی مسعود نبوده و مدام عکسهای قدیمی را به نمایش می گذارند؟آیا فرا بشر بوده و پیر نخواهد شد و یا شاید برای همیشه در دسترس نخواهد بود؟ این بار هم شاید قرار است به ناگاه سر از جایی در آورده و به عنوان مبارز خستگی ناپذیر معرفی شده و داستانی نو از مبارزات و شکنجه شدنها یش سر زبانها بیاندازد و غیبت های غیر موجهش را موجه جلوه کند؟.!

مبارزه تا آخرین گلوله؟!و زخمی شدن و اسارت و شرایط سخت اسارت ؟!این بار در اسارت و زیر شکنجه چه کسانی را فروخته است ؟ چرا فراموش کرد برای لو ندادن اطلاعات از گردن آویز سیانور ش استفاده کند و جمعی را ازشر خودش خلاص کند؟ اینک برای توجیه فرار و بزدلی خود زخمی شدن را علم کرده غافل از این که این حنا نه رنگ دارد و نه مشتری؟! ریز و درشت تمام دروغهای مسعود را در این سالها همه از بر شدند.دیگر نه تنها برای زخمی شدنش دل نمی سوزانند بلکه بر تابوتش هم حاضر نمی شوند .

زوج رجویها را میتوان با دیگر جانوران و وحوش دریک رده قرار داد! وحوشی که قبل از دیگران احساس خطر کرده و حاضر به اقامت در کانونهای جنگ و بهران نیستند

.خصیصه‌ای که به کرات از سوی این دو بارها به نمایش گذاشته شده و کمتر کسی را سراغ داریم که چند چشمه از این حرکات را از این زوج ندیده باشد.زوزه و فراری که نه برای هشدار خطر برای دیگران که هر چه هست زنگ خطری است که نا امن بودن آن منطقه را تنها برای خودشان توجیه کرده است و طبق قوانین داخلی، عبور دیگری از این خطوط فرضی شایسته مرگ خواهد بود. مریمی که برای گریز و اخذ اقامت اعلام جدایی از سازمان را سرداد و از خط سرخی که برای دیگران ترسیم کرده بودند گذشت تا از مهلکه عراق جان به در برد و نفرات وامانده در پشت همین خطوط ترسیم شده از سوی رهبر خائن فرقه چه آسان در خون خود می غلتند.

اشکی که میریزند نه اشک غم و غصه از دست دادن نفرات بوده است. شهود و تکرار این حوادث برای زیر دستان اثبات این مدعا ست که این اشک های مریم قجر، اشک شوق جان به در بردن از جهنم و مهلکه عراق است.؟!

هیچگاه کسی جرأت نکرد از محل اقامت مسعود رجوی در هر رده ،پست ویا مقامی سوالی کند .انگ خیانت و جاسوسی کمترین اتهامی بود که فرد با آن مواجه میشده و خواهد شد.برادر خوانده صدام به همان سبک که برادرش گارد ریاست جمهوری را بی کس رها کرد و به سوراخ خزید او نیز سازمان را با همه تشکیلات به حال خود رها کرد تا تنها منجی خودش و بانوی خیانت باشد.؟

بانویی که قبل از دیگران رفته بود تا روند خیانت را تمام و کمال به انجام برساند. و در این مدت هیچگاه درخواست و آه و ناله ها و جان دادن نیروهای به اسارت گرفته شده را ندید و نخواست که ببیند و تنها نظاره گر دردهایشان بود.خائنی که فقط از شوق کشته شدن نفرات شمع روشن میکند و ستاره بر دیوار میخ می کند.

مریم رجوی میبایست ادعای مطرح شده خود را با ارائه دلایل محکم ثابت کند و گر نه ادعای خروج مسعود رجوی در عین سلامت واقعی تر به نظر میرسد و در صورت عدم ارائه مدرک وسکوت از سوی مریم دال بر زخمی شدن مسعود رجوی ادعای دوم نیازی به ارائه دلایل ندارد. تا دیروز سوال مسعود کجاست ممنوع بود .از امروز بهم نگاه کردن ، زیر چشمی و یا هر نگاه معنی دار و بی معنی ممنوع است!هر نگاه از امروز درون سازمان میتواندحامل سوالی خاص باشد!.واقعا مسعود کجاست و از کجا گریخت ؟

شاید این سوال خیلی ها بوده که از کجا و چگونه خاک عراق را ترک کرده و شرایط جسمی او در هنگام خروج چگونه بوده است؟ مرزهای شمالی، جنوبی، غربی و یا شرقی عراق هرکدام میتوانسته گزینه‌ای برای خروج باشد ولی مرز غربی عراق بیشتر از هر مرزی توجه مسعودو همراهان را به خود جلب کرده بود.؟!

آیا کسی از نزدیکان به مریم رجوی قادر خواهد بود در مورد این ادعا سوالی کرده و سران فرقه قادر به تکذیب آن خواهند بود؟مسعود کجاست شاید خیلی مهم نباشد ولی این که آخرین بار در حال خروج از مرز غربی عراق دیده شده و در صحت و سلامت وارد خاک اردن شده بوده است ادعای زخمی شدن و دروغ بزرگ مریم رجوی را برای همیشه منتفی میکند مگر برای رد این ادعا دلیل و مدارکی زنده از ادعای کذایی خود ارائه کند .؟!

آیا حاضر به پرداخت هزینه های بعدی برای اثبات ادعایش خواهد بود ؟این چالشی است که از امروز مریم رجوی با آن دست به گریبان خواهد بود. ؟!

شاید یک هفته زمان بسیار زیادی برای ارائه دلایل توسط مریم رجوی و رد ادعای مطرح شده باشد و سکوت رهبری فرقه مهر تایید ی بر این ادعاست ! و باید دید رهبری فرقه کدام گزینه را انتخاب خواهد کرد، سکوت و یا ارائه دلایل ، مستندات و مدارکی دال بر مجروحیت مسعود رجوی؟

***

*منبع: ایران فانوس

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=4376

نوشته های مشابه