تاریخ : چهارشنبه, ۲۸ مهر , ۱۴۰۰ Wednesday, 20 October , 2021

آقایان _ به جنازه متعفن ودرحال پوسیدن فرقه تروریستی رجوی آب نپاشید

  • کد خبر : 3853
  • 21 سپتامبر 2015 - 9:33

آقایان _ به جنازه متعفن ودرحال پوسیدن فرقه تروریستی رجوی آب نپاشیدJenayat-rajavi- Faragh-ngo-ir

اخیرا گفتگویی غیر حضوری بین چند تن از اعضای سابق فرقه تروریستی رجوی دردنیای مجازی منتشر گردیده است _ مطالب راکه دنبال می کردم برپایه همین نوشته ها به مسائلی برخورد نمودم که نیاز به بازشکافی دارند _ نگارنده دردو بخش با اشاره به اسناد تاریخی ثابت نمودم که گروه موسوم به مجاهدین از ابتدای تاسیس تا فروپاشی ( ۴۴/۵۰ ) واز زمان بازتاسیس تاکنون ( ۵۷/۹۴) پرونده قابل دفاعی ندارد _ این گروه خشونت گرا فعالیت های دوره نخست خودرا با بمب گزاری وترور آغاز نموده _ ودردوره دوم ( تبدیل شدن به فرقه ) دست به کشتار وترور وبمب گزاری وانتحاری و ودراوج همه همکاری با دشمن اشعالگر ایران یعنی صدام زده و درمقابل مزدوری برای این دیکتاتور عراقی کشتار مرزبانان وسربازان مدافع خاک مارا نیز به کلکسیون جنایت ها وخیانت های خود افزوده است _ طبیعی است که چنین گروه خائن وجنایت کاری از هم بپاشد وبه چنین روزهای تیره وتاری بیافتد _ درهمین حال برخی از اعضای سابق این گروه منفور که همچنان ازنظر ذهنی همچنان درتور تشکیلات این فرقه باقی مانده اند به فکر ” انشعاب ” وباز تاسیس این ” جسد متعفن ” افتاده اند !

نوشتنه خودرا با اشاره به دوتحقیق مهم توسط آقایان بهزاد علیشاهی ومسعود بنی صدر آغاز می کنم

نخست _ گزارش تحقیقی و آموزنده آقای بهزاد علیشاهی درمورد فرقه رجوی دردوقسمت

http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14671

دوم _ گزارش تحقیقی مسعود بنی صدر _ شستشوی مغزی چیست ؟ _ در دوازده گفتار آموزنده

http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=8707

درقسمت نخست آقای بهزاد علیشاهی با استناد به مطالب مهم تحقیقی درمورد فرقه ها بگونه ای علمی ثابت می کند که گروه تروریستی وخشونت گرای موسوم به مجاهیدن یک سازمان سیاسی نیست و یک فرقه تمام عیار می باشد

درقسمت دوم _ آقای مسعود بنی صدر با استناد به مدارک علمی چگونگی مفزشویی ویا به بندکشیدن فکری اعضای فرقه هارا بگونه ای روشن توضیح می دهد

حاصل وچکیده این دوتحقیق این است که سران فرقه ها با تاسیس یک مرکز کاملا بسته ومحدود دسترسی اعضا را با دنیای آزاد کاملا قطع نموده ودرذهن این افرار نوعی خلا فکری ایجاد می نمایند _ درچنین صورتی فرد تشکیلاتی از همه جهات از اندیشه وفکر خالی شده و اماده فرمانبری تشکیلات می گردد _ درواقع فرد تشکیلاتی دراثر القائات یک سویه ویک جانبه به مرور زمان تبدیل به یک” مهره ” تشکیلاتی می گردد که از خود هیچ ندارد _ دستورات تشکیلاتی این فرد را دریک محاصره فکری به بند تشکیلات کشیده وهرگونه خصائل شخصی را دروجود او ازبین می برند _ چنین مهره ای دراثر مرور کاملا به تشکیلات عادت کرده ونوعی معتاد می گردد …..

حال اگر چنین فردی بهردلیل از تشکیلات جدا گردد طبیعی است که درکنار آموزش نیاز به درمان دارد تا کم کم ازجهت فکری از تشکیلات واقعا دور شود _ درواقع جدایی ازیک فرقه تنها بخشی از این کنار ه گیری است وفرد جداشده سالها طول می کشد تا بتواند بندهای نامرعی و جرم نشسشت کرده تشکیلاتی را از ذهن خود پاک نموده و به دنیای واقعی خود پای گذارد

شکست عملیات فروغ _ طلاق های اجباری و اغاز ریزش اعضای فرقه رجوی

شکست ازپیش مشخص عملیات فروغ منجر به انقلاب ایدئولوژیک یاهمان دستور تشکیلاتی طلاق های اجباری گردید _ جمع این دو درکنار هم مخالفین ومعترضین را به اعتراض کشاند ودرست ازهمین نقطه بود که ریزش فرقه شروع گردید ( سال ۱۹۹۰ ) _ معترضین عموما ازاعضای قدیمی گروه بودند که حاضر به طلاق گفتن همسران خود نشدند _ نشست ها وتوجیهات سرکوبگران تشکیلاتی هم اثری در تغییر عقاید این افراد نداشت _ بهمین دلیل رهبر فرقه دستور داد این افراد معترض به مدت یک سال راهی زندان ( میهمانسرا ) شده وسپس یا این افراد را بح حال خودرها ساخت ویا برخی آزآنها را بطور قاچاق ازعراق خارج نمود ……

ولی این همه ماجرا نبود گروه دیگری نیز خواهان خروج ازتشکیلات بودند _ این گروه نیز پس از گذراندن دوره زندان و دادن چندین تعهد رنگارنگ با دریافت مبلغی درعراق رها شدند که بخشی ازاین افراد خودرا به ایران رسانده وگروهی نیز ازراه قاچاق واردکشورهای اروپایی گردیدند _ گرچه سران فرقه فکر می کردند با تهدید به زندان وتحویل به عراق می توانند جلوی ریزش رابگیرند ولیکن تعداد معترضان وافراد خواهان جدایی روز به روز بیشتر می گردیدند درست درهمین نقطه بود که بازجویی وشکنجه وتحویل دادن معترضین دردستور کار قرار گرفت که تعدادی از معترضین نیز درزیر شکنجه کشته شدند

حمله امریکا به عراق و بازشدن روزنه امید برای معترضین وافراد خواهان جدایی

حمله امریکا به عراق و خلع سلاح این گروه باعث شد صدای معترضان بلند شده وبه گوش مراجع بین المللی برسد وبهمین خاطر امریکا مجبور شد کمپی درنزدیکی های قلعه اشرف راه اندازی نماید _ این کمپ نامناسب که ” تیف ” نام گرفت فورا بصورت محل فرار و اسکان معترضین در آمد وحدودا بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر از تشکیلات فرقه رجوی جداشده و به این کمپ منتقل شدند

کمپ تیف و ار تباط نزدیک فرقه رجوی با امریکایی ها

کمپ تیف یا بازداشتگاه و زندان امریکا _ رجوی

سران فرقه رجوی از برپایی این کمپ بسیار ناخرسند بودد چراکه باعث سربرآوردن زخم کهنه شده وریزش نیروها شدت گرفته بود و تداوم چنین وضعیتی می رفت تا هزاران عضو ناراضی ازقلعه مخوف اشرف بگریزند وبهمین دلیل سران فرقه به دو کار هم زمان دست زدند _ ازسویی به امریکایی فشار آوردند تا این کمپ را تعطیل وجمع آوری کنند _ ازسویی دیگر اعضای تشکیلاتی با رفت وآمد به این کمپ سعی می کردند فراریان را دوباره گول زده وبه اشرف بازگردانند

ولی این دواقدام هیچ نتیجه ای دربرنداشت وبهمین خاطرسران فرقه با امریکایی ها به توافق رسیدن تا شرایط این کمپ هرروز سخت ترو ودشواررتر گردد تا شاید جلوی ریزش افراد گرفته شود _ خاطرات زندگی دشوار حدود ۴ ساله معترضین ساکن ” تیف ” موضوعی است که کم تربدان پرداخته شده است _ فشار ضدانسانی امریکایی ها _ شرایط وخامت باز زندگی _ کار اجباری _ سرکوب وزندان های انفرادی _ تغذیه نامناسب و عدم امنیت اعضای مستقردرکمپ از آزار ماموران سرکوب فرقه ورفت وامد هرروزه آنها به این کمپ موضوعاتی هستند که افراد ساکن این کمپ بهتراست بعنوان خاطره برای آگاهی دیگران تشریح گردد تا دست همکاری نظامیان اشغالگر امریکایی با سران فرقه درتحت فشار قراردادن _ سرکوب ودرنهایت رها کردن افراد ساکن درعراق به دور از هرگونه مسئولیت پذیری امریکایی ها جنایت و خطایی است که می تواند قابلیت پیگیری وپیگرد قانونی برای امریکایی ها دربر داشته باشد .

بنابر آمارها ی منتشره حدود ۷۰۰ نفر ازاین جداشدگان توانستند به میهن خود بازگردند وزندگی عادی خودرا پیگیری نمایند _ تعدادی درراه فرار از عراق کشته شدند و گروهی هم پس از ازسرگذراندن سختی های فراوان خودرا به کشورهای اروپایی رساندند ……

ماجرای جداشدگان واقعی وافرادی که کم وبیش دربند ذهنی فرقه قراردارند

بنابرمستندات موجود اعضای سابق فرقه رجوی را دقیقا می توان به سه گروه مجزا تفسیم نمود

یکم _ جداشدگان غیرفعال

گروهی از اعضای سابق فرقه رجوی طی بیش از دودهه گذشته ازاین فرقه کاملا جداشده وبه دنبال زندگی فردی خود رفته اند _ این گروه هیچ علاقه ای به فعالیت و بازگویی خاطرات خود نداشته وکاملا سکوت اختیار نموده اند _ عموم این افراد در ایران زندگی می کنند وگروهی هم دردیگر نقاط دنیا ساکن هستند _ برخی ازاین افراد که دراروپا زندگی می کنند معتقدند که بدنبال دردسر نیستند و نمی خواهند تحت هیچ عنوان گذشته خودرا مرور کنند _ فرقه رجوی هم ضمن اینکه اینگونه افراد را زیر نظر دارد ولیکن کاری به آنها ندارد _ مرز فرقه رجوی بااین افراد لب به شخن گشودن این جداشدگان می باشد

دوم _ جداشدگان فعال

گروهی از اعضای سابق فرقه رجوی بگونه ای واقعی ازاین فرقه جداشده و به بازگویی خاطرات تلخ زندگی خود درمناسبات ضدانسانی تشکیلاتی مشغول بوده وهمچنین برای رهایی دوستان همچنان دربند خود کوشش می کنند _ فرقه رجوی که نمی خواهد راز ورمزهای ۲۷ سال سرکوبگری وجنایات خود درقلعه مخوف اشرف به آگاهی عموم برسد بااین گروه با خصومت ودشمنی برخورد می نماید _ اقدامات سرکوبگران وچماقداران فرقه علیه این افراد حد ومرز ندارد _ از تهدید و توهین وتهمت وناسزا وانکار عضویت این افراد شروع شده وبه ضرب وشتم وبرهم زدن اعتراضات مسالمت آمیز ادامه پیدا می کند _

فرقه رجوی که سخت از آگاهی رسانی های این گروه درهراس ووحشت قرارگرفته درسایه حمایت ضمنی برخی از دولت های اروپایی ازجمله فرانسه گستاخی رابه حدی رسانده که درروز روشن چماقدارانش رابی هیچ ترسی ترغیب به ضرب وشتم وحتی شروع به اقدام آدم ربایی می کند ( نگاه کنید به خاطرات اقایان مصطفی محمدی و حسین نژاد )

http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19857

سوم _ نیمه جداشدگان

گروه سوم را نیمه جداشدگان تشکیل می دهند این گروه گرچه از جهت فیزیکی ازاین فرقه فاصله گرفته اند ولیکن ازجهت فکری هنوز دلبستگی هایی به این فرقه دارند و درحالتی بین جداشدن قطعی و نوعی کشش عاطفی ازفرقه به سر می برند

این افراد که تعدادی عموم آنها ازاعضای قدیمی فرقه بشمار می روند برای درامان ماندن از تهدید ها وتهمت ها توهین های دستگاه تبلیغی فرقه سعی می کنند یا وارد مباحثات درمورد این فرقه نگردند ویا بنوعی از گذشته این فرقه دفاع نموده و تنها شخص مسعود رجوی را ازجهت به انحراف کشاندن ” اهداف وآرمانها” ی گروه معرفی کنند _ البته از اینکه مسعود رجوی درمقام رهبرعقیدتی فرقه عامل جنایات وخیانت های سه دهه گذشته این گروه محسوب می گردد تردیدی نیست ولیکن اینکه سعی شود گذشته نکبت بار این گروه ازبدو تاسیس تاکنون ” سفید سازی ” شود اقدامی است بیهوده _ ایرج مصداقی زمانی تلاش می کرد چنین کند ولیکن هرچه درپی پانسمان زخم ها کوشش می کرد چرک وخون ازجای دیگری بیرون می زد وسرانجام اینگونه اقدامات بی نتیجه را کنار نهاد _ مصداقی زمانی با داستان سرایی می کوشید اتهام ثابت شده ترور امریکایی ها را از گرده فرقه رجوی پائین آورده وبه گردن عناصر چپ گروه بیاندازدواین درحالی است که امریکایی ها بارها وبارها ترور مستشارران وکارمندان خود درایران را متوجه این گروه تروریستی ( بدون زیکزاک رفتن ) سریحا بیان کرده ومی کنند .

آقایان به جنازه متعفن ودرحال پوسیدن فرقه رجوی آب نپاشید

روی سخن نگارنده با اعضای گروه سوم می باشد

زمزمه های اعلام انشعاب ( ! ) از دیروز تااکنون

بنابرخاطرات آقای محمد کرمی یکی از اعضای قدیمی و جداشده فرقه رجوی بنام سعید جمالی که ایشان از نامبرده بعنوان بازجو وشکنجه گر خود یاد کرده است دردوران اقامت درکمپ ” تیف ” تلاش کرده است با جمع کردن تعدادی از اعضای قدیمی فرقه درکنار خود انشعاب کرده وسازمان مجاهدین دیگری را درکمپ نامبرده اعلام نماید ( ! ) _ این طرح و تلاش صدالبته هیچ طرفداری پیدا نمی کند وجمالی هم از انشعاب دست برمی دارد .

http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21008

بنابرهمین سابقه مدتی پیش یکی دیگر ازاعضای جداشده فرقه رجوی بنام داوود باقروند با تماس های مخفیانه وارسال پست الکترونیک برای سعید جمالی ضمن تلاش برای اعلام انشعاب ازنامبرده دعوت می کند که به این تلاش بپیوندد _ سعید جمالی درپاسخ با برخوردی از نوع فرقه رجوی نامبرده رابه باد توهین وناسزا وتهمت می گیرد .

نامه نگاری های این دو درپیوند بالاجهت اطلاع قابل دسترسی می باشند .

بنابر نوشته های بالا تلاش های پیدا وپنهان داوود باقروند برای جذب اعضای قدیمی به دور خود جهت اعلام انشعاب هم ظاهرا به جایی نمی رسد ودرنهایت سه نفر از اعضای قدیمی فرقه رجوی ( باقروند _ حسینی نژاد _ ازاده ) طی بیانیه ای خودرا پیرو پرویز یعقوبی معرفی نموده و اعلام انشعاب وتشکیل سازمان مجاهدین دیگری را می نمایند

امروزه همه می دانند ومی دانیم که اولا :

گروه تروریستی موسوم به مجاهدین هیچ پرونده قابل دفاعی دردوره نخست خود ندارد و تعدادی ترور وبمب گزاری نیز نه مبارزه نام دارد ونه چنین اقداماتی منجر به سرنگونی رژیم پهلوی گردیده است .

دوما _ پرویز یعقوبی مورد اشاره شما درسال ۶۳ با درخواست تشکیل کنگره خواهان بررسی عملکرد مرکزیت گروه می گردد واین بدان معناست که کلیه اقدامات این سازمان از بدو تاسیس تا سال ۱۳۶۳ مورد تائید نامبرده قرار داشته است _ .این درحالی است که بنابر مستندات تاریخی انحرافات این گروه ازسال ۱۳۶۰ با اعلام فاز نظامی آغاز گردیده است

سوما _ پرویز یعقوبی دریک نوشتار انتقال گروه به عراق درسال ۱۳۶۵ را بنوعی توجیه می نماید

http://www.negineiran.ir/article_5158_1035.html

بنابراین موضوع انشعاب وتشکیل یک سازمان سه نفره بنام مجاهدین بنوعی دفعا وحمایت از پرونده سراسر مملو از جنایت وخیانت این گروه محسوب می گردد

ودر آخراینکه مردم ایران بنابر همه اسناد ومدارک موجود راه مبارزه مسالمت آمیز رابرای رسیدن به آرمان های خود دنبال کرده واین گروه منفور تروریستی را اصولا یا نمی شناسند ویا به عنوان جنایتکار وخائن به ایران وایرانی نشان کرده اند

بنببراین پبشنهاد می کنم درحالیکه جنازه متعفن این گروه درنوبت چال کردن درکورستان تاریخ قرارگرفته است به این پیکر متعفن آب نپاشید _ که بوی گندش به اندازه کافی مشام را آزاد می دهد .

الف .مینو سپهر ۲۰۱۵/۰۹/۱۸

(پایان)

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=3853