تاریخ : یکشنبه, ۲ آبان , ۱۴۰۰ Sunday, 24 October , 2021

نامه ای به دخترم سمیه در هفدهمین سال اسارتش در عراق

  • کد خبر : 3517
  • 20 آگوست 2015 - 10:26

نامه ای به دخترم سمیه

در هفدهمین سال اسارتش در سازمان منافقین An-Unfinished-documentary-Trapped-in-Rajavi-cult-Mojahedin-Khalq

سلام دخترم

فیلم ۴ دقیقه ایت را با مادرت محبوبه و مرتضی و محمد و حوریه دسته جمعی تماشا کردیم .

خوشحال شدیم . راستی در آن لباس زیبا تر شده بودی . عین لباسی بود که مریم رجوی از بوتیک های شانزه لیره برای خودش می خرد. یعنی نشان می دهد که رجوی چقدر از خروج تو از سازمان و زندان لیبرتی در عراق نگران هست که لباس های نظامی را از تن تو در می آورد و با لباس تلویزیونی و محفلی ، به تلویزیون می آورد که یکی از شیوه ها برای فریب افکار عمومی فرانسه هست .

گفتی: شنیده ای که من به اور آمده بودم و در آنجا فحاشی کرده ام

سمیه جان شنیدن کی بود مانند دیدن، من و خواهرت حوریه به اورسوراز پاریس آمده بودیم که چشمت روز بد نبیند ده ها چماقدار رجوی مانند مور وملخ بر سر مان ریختند . جرم ما این بود که یک پلاکارد در خواست دیدار و آزادی تو را داشتیم .

ای کاش به جای شنیدن از راه دور و از طریق مسولین که دروغگو هستند، تقاضا کنی فیلمهای آن روز و آن حمله غیر انسانی و غیر سیاسی مجاهدین را که با دهها دوربین مداربسته پایگاه مریم رجوی ضبط شده است، به تو و همه نشان بدهند تا مشخص شود چه کسی دروغ می گوید ؟

میزان تحمل و آزادی خواهی رجوی چقدر است ؟

و اگر ژاندارم ها نرسیده بودند معلوم نبود چه بلایی سر ما می آوردند .

سمیه جان، با مقامات کشور فرانسه و پلیس در این زمینه سوال کرده بودم و آنها گفته بودند داشتن پلاکارد و اعتراض مدنی حق تضمین شده یک شهروندهست . چیزی که در تشکل مجاهدین و رجوی مفهوم ندارد .

بنابراین ما کار غیر قانونی نکرده بودیم . کسانی که تورا در گروگان دارند، به ما حمله کردند .

بابا جان؛ در ضمن اگر فحاشی کردم ، که نکردم ، منهم سالها درمجاهدین بودم و اتفاقا هم صحبت جلال گنجه ای و مجاهدین از زمان شاه تا امروز بوده ام،  بنابراین معلم های خوبی نداشته ام ، تو سعی کن از اینها یاد نگیری.

 گفتی : خودت نمی خواهی از پیش مجاهدین درپایگاه لیبرتی بغداد بروی

سمیه جان ، مگر پاسپورت برات صادر شده است ؟ مگر برگه عبور سازمان ملل به تو داده اند؟!

دخترم اگر مدرک داشتید و رجوی در روند صدور مجوز برای برگشت به کانادا در سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ کارشکنی نکرده بود که تو هم الان مانند محمد در کنار ما بودی ومانند گذشته آخر هفته ها با هم توی حیاط و یا پارکی جمعمان جمع بود و نه ما نگران تو و سلامتی ات بودیم و نه تو زیرفشار زیادمسولان برای تلویزیون آمدن قرار می گرفتی . مصاحبه های تکراری که توسط مسولین نوشته شده و تو مجبوری آنرا بخوانی و چه دلیلی بر درستی حرف ما که هیچ کدام از این برنامه ها زنده نیست .

دفعه بعد که تورا خواستند به تلویزیون بیاورند حتما درخواست کن که اولا برنامه زنده باشد.

دوما شماره تلفن همراهت را روی صفه تلویزیون بنویس که اگر کسی خواست با تو تماس بگیرد بتواند .

سوما  یک ایمیلی از خودت بگو که اگر خبرنگار مستقلی یا سازمان صلیب سرخی و یا نهاد حقوق بشری مستقلی خواست با تو تماس بگیرد مجبور نشود از طریق مجاهدین تماس بگیرد و آنها از طرف تو جواب بدهند.

در مصاحبه ات گفتی که ۳۵ سالت شده است و خودت تصمیم می گیری . . حیف که سالهای جوانی تورا ندیدیم ولی چطوری این زن ۳۵ ساله نه تلفن همراه دارد نه ایمیل نه به اینترنت دسترسی دارد و نه کسی می تواند وی را خارج ازمقرهای مجاهدین بدون همراه تشکیلاتی ملاقات و گفتگو کند .

اینها هست که هر کسی می فهمد نگاه تو در آن مصاحبه ها نشان از اجبار تشکیلات به مصاحبه ها علیه من و مادرت هست .

دخترم سمیه؛  یک بار از خودت پرسیده ای که برای رجوی که میلیونها دلار برای تظاهرات در پاریس و آوردن سیاستمدارانی که همه قبلا کاره ای بوده اند و حالا مثل رجوی هیچ کاره هستند ، هزینه می کند چرا از بردن تو به فرانسه وحشت دارد؟ چرا ؟

اگر تو واقعا آدمی هستی که به این تشکیلات غیر انسانی مافیایی رجوی باورداری ، خوب در پاریس و یا اروپا و یا در کانادا هم می توانی برای آنها عضو باشی..

جواب ساده هست! رجوی می داند هر کس از اعضای اسیر نگهداشته شده مجاهدین و بقول رجوی اشرفی ها با دنیای آزاد تماس داشته اند ، از رجوی و گروهکش جدا می شوند؛ زیرا یک انسان مسئول و با شرف می فهمد که نگاه داشتن شما ها در اشرف و لیبرتی یک بازی ضد ایرانی رجوی برای گرفتن پول ازخارجی ها هست .

دخترم سمیه؛ من ۲ سال دم در پایگاه اشرف بودم برای آزادی تو و دیگر اسرا تلاش کردم . تو می گویی که وزارت اطلاعات دم در اشرف بوده است !  آیا از رجوی پرسیده ای که مگر قرار نبود رجوی ایران را آزاد کند و رژیم  را سرنگون ؟

پس چه اتفاقی افتاده است که درسال ۲۰۱۴ پادگان اشرف که قرار بود از آنجا به ایران حمله شود، همراه با مسعود رجوی سرنگون شده و هیچ اثری ازش در این ۱۲سال نیست. یعنی من اینقدر سوپر من هستم. یا اینکه همین سیاست های ضد خانواده ضد مردمی ضد ایرانی و قدرت پرستی رجوی بود که باعث بسته شدن اشرف شود. خون آن افرادی که هم دراشرف کشته شدند گردن رجوی هست .آدمی که رهبر هست و نمی تواند از نیروهایش حفاظت کند شکر زیادی می خورد که چنین ادعایی را در ۳۷ سال بعد از انقلاب می کند .

دخترم یک روزی آزاد خواهی شد و به نزد ما و مردم ایران بر خواهی گشت . د رکانادا به فرزندت خواهی گفت که پدربزرگ مصطفی برای نجات تو و دیگر جوانانی که خودش با دست خودش و بخاطر اعتمادش به رجوی به عراق فرستاده بود ، در بیابانهای نا امن اشرف و عراق چه شبهایی را تا صبح چشم به هم نگذاشت .

سمیه وقت آن رسیده است که یک بار در خلوت خود فکر کنی اگر پدر خونیت مصطفی اینقدر قدرت دارد که اشرفی را که قرار بوده کوه ها بجنبد نجبند را با چند تا بلندگو مانند منارجنبان اصفهان خودمان به لرزه و جنبیدن واداشته است. بنابراین لیبرتی که مانند نواختن رقص بابا کرم هست .

دخترم؛ من با حوریه حتما به فرانسه بر خواهیم گشت و تا وقتی تو را به اورسوراز نیاورند در آنجا خواهم بود .

اگر می بیینی داداشهایت و مامانت هم به اینجا نمی آیند برای این است که ما مانند رجوی کسی به ما پول یا مفتی نمی دهد. آنها باید در کانادا زندگی را اداره کنند تا ما بتوانیم در عراق و فرانسه برای آزادی تو تلاش کنیم .

ضمناً به رجوی ۳ دلیلی که چرارجوی ومجاهدین شکست خورده اند را یادآوری می کنم زیرا آنها با ادب و فرهنگ ما بیگانه شده اند.

۱- این تنها مسعود رجوی هست که بر خلاف سنت کهن ایرانی که احترام به پدرو مادرو بزرگترهاواجب است، به شماها، بی احترامی به پدر و مادرها را یاد می دهد! این پسندیده یک دختر ایرانی نیست!!!

۲- رجوی در عراق شما ها را دور از مردم عراق نگهداشت زیرا اعراب هم به پدر و مادر خود احترام شدید می گذارند .

۳- این چه ادعای مسلمانی هست که رجوی می کند که شما ها را وادار می کند برخلاف قران و سنت حضرت محمد(ص) به پدر و مادر خود بی ادبی و بی حرمتی کنید. پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنها یا هر دوی آنها نزد تو به پیری برسند، کم ترین اهانتی به آنها روامکن و بر سر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف، سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو. بال های تواضع خویش را در برابرشان از محبت و لطف فرد آر، و بگو پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کودکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده. پروردگار شما آگاه است. هرگاه صالح باشید، او توبه کنندگان را می بخشد(سوره اسرا -آیه ۲۳٫)

رضایت خدا با رضایت والدین است. (حضرت محمد(ص)) 

سمیه جان؛ من و مادرت ازتوراضی هستیم زیرا تو در اسارت هستی ودر اسارتگاه گفتار و کردارش آزادی عمل وجود ندارد .

برای دیدن و در آغوش کشیدن تو در کانادا همچنان منتظر و فعال خواهیم بود .

پدر و مادرها می فهمند چرا من و مادرت برای آزادی تو به هر کاری دست می زنیم، اگر رجوی کمی انسانیت داشت حاضر نبود هیچ پدر ومادری چشم به راه فرزندانش باشد .

ای نامه که می روی به سویش از جانب ما ببوس رویش

پدرت مصطفی محمدی ۱۶ اگوست ۲۰۱۵ – ریچموندهیل – کانادا

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=3517