• امروز : شنبه - ۱ اردیبهشت - ۱۴۰۳
  • برابر با : Saturday - 20 April - 2024
روایتی از رضا اکبری نسب

مسعود رجوی به ناموس همرزمانش چشم داشت

  • کد خبر : 34644
  • 01 ژوئن 2022 - 11:29

مسعود خودشیفته و شهوتران، واقعا هم به ناموس همرزمانش چشم داشته و بعد از راندن مردان از پست های کلیدی، زنان تشکیلات را به کمک مریم در اختیار گرفته و در بدترین شکل ممکن به آنها تعرض کرده بود.

به گزارش فراق، رضا اکبری نسب، برادر یکی از اسیران فرقه رجوی از انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی در بخشی از روایت خود درباره ماجراهای درخواست ملاقات خانواده ها در مقابل اشرف نوشت: برای نخستین بار سخنان ضبط شده خانم بتول سلطانی را از بلندگوها شنیدم و متوجه شدم حدسم در مورد روابط مسعود رجوی با برخی زنان همرزمش درست بوده است. من این موضوع را در مراسم یادبود برادر زاده ام یاسر اکبری نسب بطور تلویحی مطرح کرده بودم.

مسعود خودشیفته و شهوتران، واقعا هم به ناموس همرزمانش چشم داشته و بعد از راندن مردان از پست های کلیدی، زنان تشکیلات را به کمک مریم در اختیار گرفته و در بدترین شکل ممکن به آنها تعرض کرده بود. بعد از اینکه تعدادی از اعضای خانواده های حاضر شمه ای از دردهای سوزناک دل های خود را در پای میکروفن مطرح کردند و با تاکید زیاد خواستار ملاقات با عزیزانشان شدند، نوبت من رسید که برای روز و بار دوم حرف هایم را به شرح زیر مطرح کنم:

سخنرانی روز دوم:

آذربایجان دیاریندان «کوراوغلو» نون «نیگار» یندان

ستار خانین ویقارندان سیزه سالام گتیرمیشم

ترجمه: از دیار آذربایجان، از نگار وفادار کوراوغلو

و از وقار ستارخان، برایتان سلام آورده ام.

دئمیشدون باهاردا گوروشه ریک بیز

باهار گلدی گئتدی، سن گلمز اولدون

ترجمه: گفته بودی که در بهار دیدار خواهیم داشت اما

بهار آمد و سپری شد و تو نیآمدنی

داش یاراما دیدی سیندی عهدیمیز

آی دولاندی گون کئچدی گلمز اولدون

ترجمه: شکستن پیمان به مثابه سنگی بود که به زخمم خورد و

ماه ها سپری شد و روزها گذشت و تو نیآمدی

گوزله ییرم من، گوزله ییرم من، گوزله ییرم من یاریم ….

ترجمه: درانتظارت، درانتظارت، درانتظارت هستم دلبندم…

من در اغلب موارد، به نسبی بودن پدیده ها عقیده مندم و اعتقادی به شر مطلق ندارم.

جریان از این قرار است که من در این هوای سوزان دشت خالص  که در انتظار عزیزان هستم، خواستم که محکی بر این نظریه خود در مورد آنها زده باشم.

راستش ابتدا با بررسی اوضاع، گرفتار اضطراب و کمی دچار شرمندگی شدم. چرا؟ برای اینکه اگر این نظریه من و ایضا نظریه نسبیت آلبرت انشتاین درست بود، چرا درمورد مقوله آزادی اشرف نشینان صدق نمی کند؟

اما سرانجام گره کور را یافته و با خوشحالی زیاد از سویی و تاسف تمام از طرف دیگر، متوجه شدم که برادران و خواهران من هم به طور نسبی بهره ای از آزادی دارند!

مختصات این آزادی چیست؟ آنها آزاد و آزاد هستند تا روزی صدبار بمیرند و زنده بمانند!

روز سوم هم وضعی مشابه روزهای اول و دوم بوجود آمد و من چنین گفتم:

اینجانب رضا اکبری نسب، برادر سید مرتضی و فرزند رعنایش موسی که بترتیب ۲۵ و حدود ۱۷ سال اشرف نشین بوده و هستند، می باشم.

برادرم و تعداد قابل توجهی از افرادی که اینک در چند صد متری آنها مستقرم، کمی تا قسمتی می دانند که اینجانب کسی هستم که در امر درک اساسنامه و برنامه سازمان های مدرن و دموکراتیک، تجربه ۴۰ ساله ای را در اندوخته های ذهنی خود دارم و بنابراین می توانم ابراز نظر کنم که خصوصیات تشکیلاتی و ماهوی جریانات دموکراتیک – البته با اغماض بیش وکم- و بطور خلاصه چنین است:

۱- اعضای آن از نظر حق انتخاب کردن و شدن از حقوق برابر و یکسان برخوردارند و از نظر حقوقی رای هر عضو ارزش و اعتبار برابر دارد.

۲- تمام ارگانهای یک سازمان دموکراتیک با رای برابر افراد واز پایین به بالا شکل میگیرند.

۳- افراد عادی سازمان، حق انتقاد صریح از رهبری منتخب را دارند و در صورت لزوم، حق عزل رهبر و یا رهبران تشکیلات، بر عهده اکثریت اعضای سازمان میباشد.

۴- در اجلاسی که تدارک دیده میشود، اعضای رهبری موظف به دادن گزارش عملکرد خود به اعضای تشکیلات بوده و مسئولیت قبول و اجرای نظر این اکثریت، یکی از وظایف مهم رهبری است.

۵- بالاترین نهاد تصمیم گیرنده در هر سازمان دموکراتیک، کنگره آن است که با رعایت ضروریت ها، هر از چند گاهی تشکیل میشود و اعضای این کنگره، منتخب پایین ترین سلول های تشکیلاتی هستند. قدرت این کنگره به حدی است که حتی می تواند تمام افراد دستگاه رهبری را عزل و نصب نموده و سیاست های سازمان را- ولو در مخالفت کامل با نظرات رهبر یا رهبری- تعیین می کند و…

انتهای پیام / فراق

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=34644