تاریخ : یکشنبه, ۲۶ دی , ۱۴۰۰ Sunday, 16 January , 2022

روایت «مالک بیت مشعل» از شکنجه‌های روحی علیه نوید و شاپور دانافر

  • کد خبر : 32774
  • 13 ژانویه 2022 - 10:22

مالک بیت مشعل، عضو نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی از شکنجه هایی که فرقه بر سر نوید دانافر و برادرش شاپور آورد، افشاگری کرد.

به گزارش فراق، وی در روایتی نوشت: من با نوید در یک مقر بودیم و به مدت شش ماه با هم در یک یگان بودیم.  روزی نمی شد که نوید با مسئول و تشکیلات جنگ نداشته باشد. آن هم به جهت تمرین موسیقی بود. نوید تنبور زن بود و هر چه می گفت من یک جا برای تمرین می خواهم مسئولش به او می گفت مطرح می کنم و جواب می گیرم. وی خیلی از تشکیلات و مناسبات ناراضی بود و همیشه فریاد می کرد.

بعدها به وی گفتم چرا همیشه داری این را مطرح می کنی و جا و مکان می خواهی. گفت چون دارم برای آنها کار می کنم و هیچ جایی نمی دهند. بعد از چند روز از نفراتی که با وی همکار بودند پرسیدم مکانی که شما تمرین می کنید چگونه است و آنها گفتند ما مشکلی نداریم. اینجا بود که فهمیدم نوید حق دارد.

خلاصه نوید از بس که جنگ می کرد، کاری کردند که از این مقر فرار کند. اینجا به فکر رفتم و گفتم خدایا چرا به اون بنده خدا که این قدر فعال هم هست و خانواده اش هم اینجا هستند اهمیت نمی دهند. زمانی که در لیبرتی با هم بودیم و با من خیلی دوست بود حرفهایش را می زد و می گفت که می خواهم بروم ولی نمی گذارند، مانده ام با تشکیلات و خانوادم چه کنم.

وقتی خواستیم به آلبانی بیایم از شانس خوب ما، نوید و شاپور با مقر ما افتادند. وقتی رسیدیم آلبانی و مدتی گذشت، نوید گفت بیا برویم گشتی در شهر بزنیم. گفتم باشه. هنوز هیچ جایی از آلبانی را بلد نبودیم و فقط منطقه آپارتمانی خودمان که «کاشار» نام داشت را می شناختیم. در مسیر باز هم نوید شروع کرد به گلایه و سخن از بیرون رفتن و از من پرسید مالک من چکار کنم، بروم یا نروم؟ من به او گفتم این انتخاب فردی خودت است. بعد از آن ماجرا با شاپور هم صحبت می کردم و خیلی با هم رفیق بودیم. او هم می خواست جدا شود ولی رجوی ها نمی‌گذاشتند.

چند وقت پیش وقتی شاپور خود زنی کرد و این خبر را به من دادند یاد این خاطرات افتادم. نوید بعد از مدتی فرار کرد و از فرقه بیرون آمد اما فرقه باز هم دست از سر این دو برادر بر نمی داشت و آنها را به موضع گیری علیه جدا شده ها وادار می کرد. این بیچاره ها چون چاره ای نداشتند مجبور شدند که موضع بگیرند و حرف های فرقه را بزنند.

ولی فرقه بداند که دیگر فایده ندارد و هرچه واق واق کند بیشتر رسوا می شود. فرقه بعد از این همه سال دروغ و فریب باید تقاص پس بدهد، شکی نیست که آن روز خواهد رسید.

انتهای پیام / فراق

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=32774

نوشته های مشابه

13ژانویه
وقتی پس از ۲۰ سال صدای برادرم را شنیدم
روایت «هادی شبانی» از تولدی دوباره پس از نجات از فرقه رجوی

وقتی پس از ۲۰ سال صدای برادرم را شنیدم

13ژانویه
وقتی شیء فلزی تیز به پایم اصابت کرد
روایت مجتبی نوری، برادر یکی از اسیران فرقه رجوی از دوران حضور خانواده‌ها در مقابل «اشرف»

وقتی شیء فلزی تیز به پایم اصابت کرد