تاریخ : چهارشنبه, ۲۹ دی , ۱۴۰۰ Wednesday, 19 January , 2022

روایتی از تجاوز به کودکان در حمام‌های «اشرف»

  • کد خبر : 32681
  • 05 ژانویه 2022 - 11:01

«داود باقروند ارشد» معروف به جلال پاکستان از اعضای سابق فرقه رجوی، با حضور در دومین جلسه بحث کودک سربازان سابق در کلاب هاوس دقایقی را صحبت کرد.

به گزارش فراق، او پیش تر هم درباره اینکه از تجاوزهای جنسی به کودکان و نوجوانان در فرقه رجوی آگاه بوده، سخنانی گفته بود.

باقروند ارشد به دنبال برگزاری جلسه دوم کلاب هاوس و فاش شدن ابعاد گسترده‌تری از کودک آزاری در سازمان مسعود، در مورخ ۲۳ دسامبر در صفحه فیس بوک خود گزارشی از «جلسه درون تشکیلاتی فرقه رجوی در مورد تجاوزات به کودکان اعضای فرقه» از زبان یکی دیگر از اعضای ارشد جدا شده از فرقه رجوی به نام علی حسین نژاد، منتشر کرد.

به نوشته انجمن نجات، در این گزارش حسین نژاد از علنی شدن موضوع تجاوز جنسی به پسران مجاهد میلیشیا در میان فرماندهان مجاهدین پرده برداشته و نوشته است: «در سال ۸۹ در قرارگاه اشرف، مژگان پارسایی یک نشست حدود پانصد نفری از رده های ما یعنی ام او و ام قدیم به بالا برگزار کرد. یعنی نشست عمومی نبود فقط برادران این رده‌ها بودند و من در آن حضور داشتم. موضوع نشست تجاوزات جنسی مسئولین پذیرش به کودکان در سال‌های قبل از آن، که پذیرش داشتند بود. چون آن بچه ها بزرگ شده و خاطرات آن موقع و تأثیرات تجاوزات در خودشان را در گزارش‌های معروف به «صفر صفر با خود» نوشته بودند. در این نشست که خود متجاوزین حضور داشتند نه هیچ اسمی از فاعل برده می شد و نه هیچ اسمی از مفعول. فقط اعضایی که در این رده ها بودند و آن موقع در پذیرش مسئولیت داشتند یا به آنجا رفت و آمد کاری می‌کردند و خودشان تجاوزی نکرده بودند و فقط شاهد آثار و نشانه‌های تجاوز و حالت‌ها و حرفهای کودکان بودند یکی یکی پشت میکرفن می‌آمدند و آنچه را شاهد بوده اند با حالت گریه و خشم تعریف می کردند. و از متجاوزین با اسم هایی یاد می‌کردند که گویا خاص بخش پذیرش بوده و ماها نشنیده بودیم تا برای دیگران شناخته نشوند. اون شاهدها و شخص رحمان یعنی عباس داوری که جلو نشسته و گرداننده نشست مردانه یعنی کمک کار مژگان بود با عصبانیت فریاد می‌زدند فلانی بلند شو بیا بیا کثافت‌کاریت را بگو و رحمان با عربده کشی نمایشی داد می‌زد کو کجا هستند اون متجاوزین بیان جلو بگن چه کار کرده‌اند تا همه اونا رو بشناسند! ولی مطلقا خبری از یک نفرشان نشد و ماها نفهمیدیم بالاخره این متجاوزین چه کسانی بودند فقط یکی از اسم‌های جعلی را که یادم نیست چه بود بعضی افراد مطلع که داخل نشست بودند یواشکی و به اصطلاح محفلی به بغل دستی‌شان اسم واقعی را گفته بودند که به قسمتی که من نشسته بودم رسید و اون رضا مرادی بود که مدتها از مسئولان برادر در قسمت پسرانه پذیرش بود. ولی رضا مرادی که در نشست بود خودش به عنوان شاهد رفت و بدون هیچ اسمی نمونه‌هایی از تجاوزات دیگران را شرح داد.

یادم هست که یکی از شاهدان در پشت بلندگو با حالت گریه وضعیت یکی از نوجوانان پسر را در پذیرش تعریف می‌کرد و می‌گفت دیدم به صورت دمرو افتاده و یک ریز گریه می‌کند. بلندش کردم و گفتم به من بگو چه شده. گفت فلانی آمد به داخل دوش حمامی که من بودم. گفت بذار کمکت کنم خوب خودت را بشوری و با من کاری کرد که الان درد دارم و… و می‌گفت این بچه همه‌اش دمرو یعنی به شکم می‌خوابید و نمی‌توانست به پشت بخوابد و شاهد اینجا با گریه و عصبانیت پشت میکرفن داد زد ببینید با این بچه ها چه کار کرده اند و موقع فریاد هم شاهدها و هم رحمان که از جایش هی بلند می شد رو به پشت خودشان و به حاضران فریاد می‌کردند و وانمود می‌کردند که متجاوزان داخل حاضران و در سالن هستند ولی بلند نمی‌شوند بیایند بگویند.

نمونه‌های دیگری نقل می‌کردند که بیشتر موقع برگرداندن کودکان از ورزش یا تمرینات به حمام بوده و خود مژگان هم از گزارش‌های کودکان آن موقع نمونه‌هایی را می‌خواند که زیاد بود و چون حدود بیش از ده سال گذشته و اونجا هم که نشسته بودیم آنقدر پچ پچ و محفلی با هم صحبت می‌کردیم یادم نیست چون زیاد به حرف‌های مژگان و گزارش‌هایی که اشاره می‌کرد گوش نمی‌دادیم و با هم یواش حرف می زدیم. نشست هم در سالن ستاد و خیلی سر و صدا و همهمه بود همه می گفتند که چرا اسم‌های واقعی حتی اسم‌های مستعار شناخته شده در مناسبات را نمی‌گویند و چرا اینهمه رحمان و مژگان و شاهدان صداشون می‌کنند اون متجاوزین نمی‌آیند اعتراف کنند و این چه نمایش مسخره است مگر کسی میتواند که مژگان و رحمان صدایش کند نیاید جلو حرف بزند پس خود سازمان نمی‌خواهد اینها شناخته بشوند و حتما بهشون گفته اند ما صداتون می کنیم ولی شما نیایید… همینطور اینها را همه پچ پچ به هم می گفتند.»

انتهای پیام / فراق

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=32681

نوشته های مشابه

18ژانویه
ما مادران با تلاش خود رجوی و دار و دسته‌اش را نابود می‌کنیم
روایت «مهین حبیبی» از دوران حضور خانواده‌ها در مقابل پادگان اشرف

ما مادران با تلاش خود رجوی و دار و دسته‌اش را نابود می‌کنیم

13ژانویه
وقتی پس از ۲۰ سال صدای برادرم را شنیدم
روایت «هادی شبانی» از تولدی دوباره پس از نجات از فرقه رجوی

وقتی پس از ۲۰ سال صدای برادرم را شنیدم

13ژانویه
وقتی شیء فلزی تیز به پایم اصابت کرد
روایت مجتبی نوری، برادر یکی از اسیران فرقه رجوی از دوران حضور خانواده‌ها در مقابل «اشرف»

وقتی شیء فلزی تیز به پایم اصابت کرد