تاریخ : دوشنبه, ۱۵ آذر , ۱۴۰۰ Monday, 6 December , 2021

زندگی شیرین جداشدگان و سیلی بزرگ به رجوی ملعون / طمع قدرت و شهوت،۲ ویژگی برجسته رجوی

  • کد خبر : 31621
  • 16 اکتبر 2021 - 10:12

جای خرسندی است که طی مدت کوتاهی پس اخراج فرقه رجوی به آلبانی، شرایط نسبی به وجود آمده باعث خروج تعداد زیادی از افراد و وارد شدن آنها به جامعه و زندگی نرمال شد.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، امروزه همگان به خوبی واقف هستند که معیار سنجش و تشخیص درست و غلطِ عقاید و نظریه ها فقط و فقط عملکرد است.

بر همین اساس اگر به عنوان یک محقق منصف و بی طرف در پی درک واقعیت و کشف حقیقت باشیم بایستی ملاک سنجشمان عملکرد افراد و جریانات باشد.

با نگاهی به چند دهه اخیر و پروسه فرقه رجوی با همین محک عمل چند نکته بارز است.

اول اینکه سازمان را باید در دو بخش تعریف کرد: اول رهبر، فردی که تصمیم گیرنده مطلق در تمامی زمینه های اعتقادی و سیاسی و خطی است  و بخش دیگر تمامی اعضا و نیروهایش است که صرفا مجری و مطیع بدون چون و چرا هستند.

آنچه به بسیاری از اعضا و نیروهای سازمان برمی گردد، افرادی که شاید به لحاظ روانشناسی در بدو پیوستن به آن سازمان جهنمی بدخواه نبوده و دارای رویاهایی بودند و به خیال خویش فکر می کردند مدینه فاضله ای در راه است.

اما آنچه که به شخص رجوی بر می گردد وی از ابتدا همواره نهایت بلوف و ادعا بوده است؛ در تمامی زمینه ها از ادعای اسلام انقلابی، اسلام ناب محمدی، جامعه بی طبقه توحیدی، آزادی بیان، آزادی زنان و … .

لیکن در عملی در طی چند دهه رجوی ملعون اثبات کرد که در اوج دجالگری و حقه بازی بوده و هست.

رجوی یک بیمار روانی است که در حسرت رسیدن به قدرت و برای برآورده کردن شهوت بیمارگونه خویش از هیچ دنائت و رذالتی فروگذار نکرده و نمی کند.

 با بررسی عملکردش به خوبی می شود دید که وی هیچ شباهتی به یک انسان سالم یک رهبر مذهبی و یا سیاسی ندارد. رجوی ملعون در عمل  فقط و فقط شبیه به شاهان قاجار است و به طور خاص هم در دو زمینه کپی برابر اصل شاهان قاجار است.

یکی شهوت بی حد و حصرش به زنان و تشکیل حرمسرا و دومی حماقت بی اندازه اش در امر سیاست.

رجوی در اوج رذیلت و پستی طی چند دهه با همه اعتقادات این جوانان مملکت بازی کرد و همه چیز آن ها را به فنا برد.

او با دجالیت خاص خودش از همان روزهای اول پس از انقلاب که در ایران بحث حجاب شد صحبت از آزادی زنان می کرد و در نشریه اش با تیتر «زن در مسیر رهایی» روضه خوانی می کرد تا آنکه در مسیر واقعی و عملکردهایش دیدیم که او نه تنها به یک زن راضی نشده و سومین زن رسمی اش مریم قجر بود که با شعبده بازی به اصطلاح انقلاب ایدئولوژیک او را از مهدی ابریشم چی گرفت و به عقد خویش درآورد.

رجوی نتوانست با همان مریم قجر هم حفظ ظاهر کند و نقشی که در شعبده انقلاب به او داده بود را ادامه دهد و در عمل او را تبدیل به پری بلنده حرمسرایش کرد که تخصص اش  آماده کردن طعمه های جدیدتر برای رجوی بود.

بهت و آچمز بسیاری از مردان عضو از انتخاب دسته دسته  زنان چشم آبی  و بعضا زیبا روی به عنوان شورای رهبری، مرکزی و کلفت دوم خواندن آنان  بی دلیل نیست.

برای رجوی جان انسان ها هیچ ارزشی ندارد. رجوی نیروهایش را ابزاری می بیند که وی مجاز است به هر شکلی از آنها برای رسیدن به قدرت و شهوت خویش استفاده و سو استفاده کند. چه جان ها که فدا شد. چه خانواده ها که در به در شدند؛ چه مادران، پدران، برادران و خواهران که هنوز ضجه می زنند و فریاد می زنند و حتی نمی توانند دقایقی چند دیداری یا مکالمه ای با  عزیزانشان داشته باشند و چه امید ها و آرزوهایی که همه و همه توسط این خائن ملعون نفله شد.

رجوی که در ازای خیانت  کاری هایش در قبال کشورش  و خوش خدمتی هایش برای صدام توانسته بود در فضای خفقان عراق اعضا را از دنیای خارج قطع کرده و آنها را به تمام معنا از نظر جسمی و روحی به اسارت در بیاورد در دنیای حماقت خویش  فکر تغییر وضعیت و باز شدن حصارهای اشرف  و افشا شدن جنایت هایش و آگاه شدن نیروها را نمی کرد اما هیچ نیروی باطلی برای همیشه ادامه نداشته و نخواهد داشت.

هربارکه شرایط بیرونی رجوی را واداشته که لحظه ای حلقه خفقان و کنترل را کمی شل کند به میزان زیادی از افراد توانسته اند خویش را رها سازند.

جای خرسندی است که طی مدت کوتاهی پس اخراج فرقه رجوی به آلبانی، شرایط نسبی به وجود آمده باعث خروج تعداد زیادی از افراد و وارد شدن آنها به جامعه و زندگی نرمال شد که جای تبریک به آنها و خانواده های درد کشیده آنان دارد.

انسان هایی که طی چند دهه بر اثر دجالیت و فریب های پیچیده فرقه ضاله رجوی همه چیز خود را در اختیار آنان قرار داده بودند اکنون با زخم های فراوان بر جسم و جان و روح نه تنها بدون هیچ حمایتی رها شده اند که دائما از جانب رجوی تحت فشار هستند و از فحش و ناسزا و تهمت و افترا هم بی نصیب نیست.

 اما با تمامی این مصائب، بسیاری از آنان توانستند از فرقه فاصله گرفته و برای خود زندگی جدیدی تشکیل دهند که به ضمیمه در چند نوبت عکس های آنان که خود در فضای مجازی منتشر کردند نظاره خواهید کرد.

عکس های زندگی شیرین جداشدگان سیلی بزرگ به ایدئولوژی رجوی بوده و سند دیگری بر پوچی و دجالیت رجوی ملعون بوده که پز اعضای وامانده اش را می دهد.

ناگفته نماند که همچنان در یک سری رفتارهای رذیلانه سران این فرقه تعدادی از جدا شدگان را تحت فشار قرار می دهند تا از دیگر دوستان شان جاسوسی کنند و بتوانند مستمری  ناچیزی برای گذران زندگی دریافت کنند.

با آرزوی رهایی کامل سایر افراد از زیر کنترل این دجال روانی.

فراق- مرضیه رئیس الساداتی

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=31621