تاریخ : چهارشنبه, ۲۹ دی , ۱۴۰۰ Wednesday, 19 January , 2022

روایت «مهدی سلیمانی» از نحوه اسارت خود در فرقه رجوی / سرلوحه «مجاهدین» دروغ و بی صداقتی است

  • کد خبر : 31477
  • 02 اکتبر 2021 - 11:17

مهدی سلیمانی، عضو جداشده از فرقه جنایتکار رجوی، نحوه اسارت خود در این فرقه را روایت کرد.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، داستان اسارت و نجات مهدی سلیمانی، متولد ۱۳۵۹ از همدان را در ادامه می خوانید:

من در همدان مشغول کار خیاطی بودم. دوستم امیر برای کار به ترکیه رفته بود. بعد از مدتی برگشت و من هم چند ماهی بود تازه سربازی را تمام کرده بودم. او به من گفت یک شرکت در ترکیه است برویم آنجا کار کنیم. بعد از انجام کارهای قانونی ما به ترکیه رفتیم.

در ترکیه امیر رفت که با صاحب کار صحبت کند و وقتی برگشت گفت کار ما در عراق است، دو سال باید آنجا باشیم و ماهی ۴۰۰ صد دلار می دهند. من اعتماد کردم. در همان ترکیه یکی از نفرات سازمان کارهای اعزام ما را درست کرد، بدون این که بدانیم چه بلایی سر ما دارد می آید.

بعد از اعزام به عراق در محلی ما را تحویل دو نفر که مسلح بودند، دادند و ما را به پایگاه طباطبایی در بغداد بردند. نزدیک به ۲۰ روز آنجا بودیم و بعد ما را به اشرف بردند که دیگر نه راه پس داشتیم نه راه پیش.

بعد از مدتی فهمیدم که من چه اشتباه و چه فریب بزرگی خورده ام. نزدیک به ۱۲ سال در سازمانی بودم که خودشان می گفتند سرلوحه آن فدا و صداقت است اما باید گفت سرلوحه این سازمان دروغ و بی صداقتی است.

بعد از سرنگونی صدام تصمیم به خروج از سازمان گرفتم و نزدیک به هشت سال است که از سازمان جدا شده و زندگی خودم را دارم و می خواهم از این پس آزاد زندگی کنم.

انتهای پیام / فراق

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=31477

نوشته های مشابه

18ژانویه
ما مادران با تلاش خود رجوی و دار و دسته‌اش را نابود می‌کنیم
روایت «مهین حبیبی» از دوران حضور خانواده‌ها در مقابل پادگان اشرف

ما مادران با تلاش خود رجوی و دار و دسته‌اش را نابود می‌کنیم

13ژانویه
وقتی پس از ۲۰ سال صدای برادرم را شنیدم
روایت «هادی شبانی» از تولدی دوباره پس از نجات از فرقه رجوی

وقتی پس از ۲۰ سال صدای برادرم را شنیدم

13ژانویه
وقتی شیء فلزی تیز به پایم اصابت کرد
روایت مجتبی نوری، برادر یکی از اسیران فرقه رجوی از دوران حضور خانواده‌ها در مقابل «اشرف»

وقتی شیء فلزی تیز به پایم اصابت کرد