تاریخ : دوشنبه, ۱۵ آذر , ۱۴۰۰ Monday, 6 December , 2021
روایتی از سفر اعضای فرقه رجوی به کربلا با چشم و گوش بسته

وقتی یک عضو را به جهت درخواست موز به باد انتقاد گرفتند

  • کد خبر : 31319
  • 19 سپتامبر 2021 - 13:54

بعد از عملیات دروغ جاویدان (مرصاد) وقتی استراتژی رجوی با بن بست مواجه شد وی برای سرگرم نگه داشتن اعضایی که در اشرف مستقر بودند علاوه بر انقلاب ایدئولوژیک باسمه ای، در سال های ۶۹ و ۷۰ تور زیارتی به کربلا و نجف راه اندازی کرد و یگان به یگان را جهت زیارت به کربلا و نجف و کوفه می بردند.

در این سفر که خیلی فشرده انجام می شد افراد حق نداشتند به چیزی غیر از زیارت فکر کنند و از سوی فرقه یک نفر هم به عنوان راهنما و کسی که به تاریخ اسلام و اماکن مذهبی و تاریخی اشراف داشت به عنوان راهنما همراه بود و در صحنه توضیحات لازم را می داد. البته برای خودم جالب بود چرا که برای اولین بار هم به زیارت می آمدم و هم این که با فرهنگ جدیدی آشنا می شدم .

باید یادآور شوم ضمن این که از قبل ما را توجیه کرده بودند که هر جا خواستیم برویم حتما باید به مسئول خودمان اطلاع داده و به شکل گروهی می رفتیم. البته آن هم در مواردی که ضرورت داشت، مثل سرویس بهداشتی و یا برای وضو گرفتن و نماز خواندن. در این سفر حق نداشتیم به امکان دیدنی و غیر زیارتی فکر می کردیم .

تشکیلات چهارچوبها را از قبل مشخص کرده بود و هیچ کس حق نداشت در طی سفر درخواست شخصی داشته باشد. در ضمن افرادی که برای زیارت رفته بودند حتی یک دینار پول هم همراه نداشتند که بخواهند به یادگار چیزی بخرند حتی تسبیح یا مهری، به این دلیل که فرقه می ترسید افراد به زندگی فکر کنند و هر مسئله‌ای که سمت و سوی زندگی داشت را از اعضای در بند سلب می کردند. خلاصه کلام به شکل آماده شده ما را توی خودروهای هینو و آیفا بسته بندی کرده و سپس به کربلا و نجف برده و بر می گرداندند.

حتی چهار طرف ماشین ها چادر کشیده بودند تا کسی در طول مسیر بیرون را مشاهده نکند. انگار در یک سلول به صورت جمعی محبوس شده باشیم. یادم هست یکی از بچه ها مشکل دستشوئی داشت حتی به وی اجازه نمی دادند به دستشویی برود به همین دلیل است که می گویم به شکل بسته بندی شده رفتیم و برگشتیم. این است فرهنگ منجمد و سراپا مسخره رجوی، از نگاه آدم های عادی و شهروند هم هراس داشتند. ترس رجوی از این زاویه بود که اعضای بیچاره به گذشته بر گردند و به زندگی فکر کنند و می ترسید انقلاب باسمه ای که رجوی به عنوان بانی و حامی آن بود ترک بر دارد و افراد به جای رجوی به چیزهای دیگر متمایل بشوند. دگماتیسم رجوی که نشات گرفته از ذهنیت منجمد و شرک آلودش بود تلاش داشت تشکیلات را در چارچوبی که خودش دوست می داشت هدایت کند .

یکی از دوستانم برایم تعریف کرد در طی همان سفر که به کربلا و نجف رفته بودند در حین جابجائی از یک مکان به مکان مذهبی دیگر بعد از سالیان چشمش به موز خورد چرا که آن موقع توی اشرف از موز خبری نبود و به مسئولش گفت چه موز خوبی، میشه بخریم و میل کنیم. مسئول مربوطه گفته بود اصلاً فکرش را نکن سپس به خاطر همین درخواست ناچیزش در نشست جمعی او را به باد انتقاد گرفتند. ما چقدر اشتباه فکر می کردیم و رجوی پلید را نشناخته بودیم.

یادداشت از: گلی

انجمن نجات مرکز مازندران

انتهای پیام / فراق

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=31319