تاریخ : دوشنبه, ۱۵ آذر , ۱۴۰۰ Monday, 6 December , 2021

خاطرات عضوپیشین فرقه مجاهدین – علی پوراحمد قسمت ۹

  • کد خبر : 3049
  • 27 ژوئن 2015 - 10:38

خاطرات عضوپیشین فرقه مجاهدینعلی پوراحمد
بهار بزرگ یا عملیات خرابکارانه !Pur_Ahmad

متعاقب بازگشت به عراق دنبال این بودم که داستان جلسه رجوی تحت عنوان بهاربزرگ چیست وکی باید به جلسه برویم !؟ درعمل نه تنها ازجلسه خبری نشد بلکه بلافاصله بتوسط ثریا شهری ( طاهره ) یکی ازفرماندهان زن شورای رهبری وازعوامل سرکوب تشکیلات رجوی دریک جلسه خوش آمدگویی سازماندهی جدید به ما ابلاغ شد ومن مجددا دریکان مهندسی بعنوان فرمانده دسته مین وتخریب سازماندهی شدم .
درگذرزمان متوجه شدم که داستان بهاربزرگ ازاین قراربوده که دریک هماهنگی فی مابین رجوی وصدام نیروهای سازمان امکان پیداکرده بودند که ازمرزعراق با حمایت ارتش صدام وارد کشورشده وبه عملیات خرابکاری تخریب لوله های نفت ایران درنقاط مرزی مبادرت بکنند که مطلقا ارزش واعتبارعملیات نظامی نداشت وصرفا خوش خدمتی به صدام محسوب میشد تا رجوی بتواند درخاک عراق ماندگاربماند.
دراین دستگاه واحدهای ۷ نفره تشکیل داده بودند که واحد اصلی عمل کننده محسوب میشد. یک واحد سه نفره جلودار و یک نفرتخصصی مهندسی بعنوان مین یاب وراه بازکن هم به آن واحد تزریق میشد وچه بسا متناسب با وضعیت سوژه تغییراتی درشکل واحد عمل کننده داده میشد. درپشت صحنه نیزارتش صدام تمام وکمال ازواحد عمل کننده حمایت وپشتیبانی میکردند .
دراین وانفسا خودم دل ودماغ نداشتم که کارکنم ونیروداشته باشم ویا درجلسات مغزشویی وسایرجلسات برنامه ریزی شرکت کنم . درآنزمان مهری حاجی نژاد مسول وقت مقرمان بود وبخاطراینکه نمک گیرم کند صدایم زد وگفت ازطرف رهبری یک کادوبرایت آمده ! کادوچیزی نبود الا یک عکس زوجین رجوی !
درگزارشی نوشتم که نمی خواهم دریکان مهندسی باشم وقصد جابجایی دارم وترجیحا میخواهم به خارجه اعزام بشوم .
مسولین من اصلا به رخ نیاورند که چه نوشتم وپیامم بریدگی ازسازمان است وبعدازمدتی صدایم زدند وخواستند که دریک عملیات که نامش را نامنظم گذاشته بودند بعنوان نفرمهندسی شرکت کنم وبعدازآن جابجا خواهم شد وبه گزارشم جواب خوهند داد.
ازجزئیات طرح هیچ به من نگفتند وصرفا ابلاغ کردند که نفرتخصصی مهندسی خواهم بود ومسیرعملیاتی را که عبورازمیدان مین عراقی هست را باید ازوجود مین پاکسازی کرده ویک نوار( عرض ۹۰ سانتی متر) ایجاد کنم تا نیروهای عمل کننده به دنبالم را بیفتند وبه سمت سوژه حرکت کنند وپس ازانجام موفقیت آمیزعمل ازهمین مسیرپاکسازی شده به پایگاه عراقی بازگردند.
درآن ماموریت خرابکارانه یک مسیر۷۰۰ متری ازمیدان مین بسیارخطرناک عراقی را پاکسازی کردم و به اتفاق واحد جلوداردرنقطه ای اختفاء گزیدیم و واحد عمل کننده با ادامه مسیر به سمت سوژه ( چاههای نفت بیات ) رفتند وچند بسته انفجاری ( بمب ساعتی ) را روی لوله های نفت کارگزاری کردند وبه نقطه الحاق که من و واحد جلودار مستقربودیم بازگشتند وازآنجا به مقرعراقی وسرانجام به قرارگاه اشرف انتقال می یافتیم . ولیکن مطابق طرح عملیات خرابکارانه درمقرعراقی (نقطه حجاب ) منتظرمی ماندیم تا با انفجارلوله های نفت ومشاهده دود برخاسته حاصل ازآن به مقربالاترگزارش کرده تا بعنوان عملیات بسیاربزرگ ازآن به بیرون انعکاس داده وبهره برداری نمایند وطبعا اولین گزارش هم می بایست که بتوسط رجوی به صدام داده میشد ومزدش را دریافت میکرد.
– سازماندهی درحفاظت قرارگاه پارسیان
چندی بعد مهری حاجی نژاد مسول وقت صدایم زد وگفت درخواستت بررسی شده است ولیکن فعلا اعزام به خارج نداریم ولی دریک جابجایی قرارشده تودرکادرحفاظت مقرپارسیان که درواقع حفاظت ازرهبری است سازماندهی شوی واین بالاترین پرداخت سازمان به تواست که چنین اعتمادی به توداشته است که درچنین موقعیت حساسی یعنی گارد حفاظتی رجوی قراربگیری !
مقرپارسیان ازجمله مقرسری وبسیارحساس رجوی درعراق بود که برغم اینکه چندین سال درحواشی آن مقربه امرگشت وحفاظت مشغول بودم هیچگاه اجازه نداشتم به درون مقروارد شوم .
حفاظت رجوی دراین مقردستکم ۲۰۰ نفرازاعضای قدیمی ومورد اعتماد سازمان را دربرمیگرفت واین ۲۰۰ نفربه شعاع ۱۰ کیلومتردرگرداگرد مقر رجوی ۲۴ ساعته به گشت زنی مشغول بودند که به این عمل حفاظت دور قلمداد میشد وبودند کسانیکه درحفاظت نزدیک رجوی ودرداخل مقرش به نگهبانی وحفاظت وی چه دراستقرار و چه در ترددات به بیرون وجلسات اشتغال داشتند.
این تعداد یادشده درچندیکان سازماندهی شده بودیم که بالای دستگاه حفاظتی محبوبه جمشیدی (آذر) ومسول مستقیم یکانها وجیهه کربلایی وزیردستش چندین تن اززنان شورای رهبری حضورداشتند ولیکن زیرمجموعه این یکانها واحدهایی بودند که بطورمشترک با مخابرات ( عارفی ) به ماموریت حفاظت بیرونی میرفتند. یعنی هرخودروی گشت وحفاظت با حضورومسولیت یک نفرعارفی همراه بود ومسول برخورد کننده با مورد نفرعارفی درنظرگرفته شده بود.
زمان حضورگشتها درحوزه استحفاظی دوساعته بود وپس ازاتمام دوساعته پست دیگرجایگزین همان واحد حفاظت میشد طوری که درعرض ۲۴ ساعت هیچگاه منطقه استحفاظی بدون حضورگشتی ها نبود وتخلیه نمی شد واین خواسته رجوی بزدل بود که مبادا دراین رهگذرجانش به خطربیفتد.
دراین واقعه فقط مردمان عادی منطقه ازحضورواحدهای گشت وحفاظت مشترک رجوی وصدام آسیب می دیدند واذیت وآزارمیشدند چرا که به خاطرکوچکترین بهانه وسوء ظنی منازل مردم وخودروهایشان بتوسط همین واحدهای گشت عارفی – مجاهد مورد تفتیش وبازرسی قرارمیگرفتند وبارها مواردی بوده است که مردمان شریف آن منطقه که ازترس و وحشت ازگشت فرارمیکردند به خودروهایشان شلیک میشد ومجبوربودند بیگناه چندروزرا درزندان عارفی سپری کنند ومواردی بوده است که جانشان را ازدست میدادند.
هیچگاه یادم نمی رود که نفرعارفی که با خودم به گشت مشترک رفته بودیم عنوان کرد که سه نفرعراقی که مزدورایران بودند ومیخواستند درحواشی مقر اخ مسعود خمپاره بکارند وشلیک کنند توسط برادران شما شناسایی شده بودند را دستگیرکردیم ووقتی دیدیم که به ماموریت خود اقرارنمی کنند پس ازشکنجه های زیاد دوپای فرمانده آنان را با طناب به دو خودرو بستیم وسپس با حرکت خودروها به سمتی بلایی سرآن آوردیم که دیگر هیچکس به مخیله اش نزند که به مقر اخ مسعود نزدیک شود. پس ازچندی قضیه آشکارشد که این سه تن ازاهالی فلوجه بودند که برای ماهیگیری دریک رودخانه به شعاع ۹ کیلومتری مقررجوی درپارسیان رفته بودند که ازطرف گشت خودی مورد مشکوک تلقی میشود ودریک سیرگزارش دهی به اتاق عملیات وخبردارشدن رائد احمد ( مسول مقرعارفی ) وگسیل داشتن چندین واحد سراپا مسلح به منطقه گزارش شده آن سه تن عراقی بی هیچ مقاومتی دستگیر و به زندان انتقال داده میشوند وپس ازتحمل شکنجه های وحشتناک عارفی اینگونه به قتل میرسند وحال خانواده آنان بودند که علیه عارفی ومجاهدین شکایت داشتند ودرادامه خودعارفی برایم نقل کرد که قضیه با کادویی خیلی بزرگ ومبلغ زیاد که اخ مسعود برای آن سه خانواده درنظرگرفته بود , فیصله داده شد . ولی درطول دوره ای که خودم درحفاظت وگشت زنی درحوزه استحفاظی مقرپارسیان مشغول بودم بارها اتفاق افتاده است که مقرپارسیان وهمچنین مقرباقرزاده که عمدتا جلسات عمومی رجوی درآنجا برگزارمیشد بتوسط عراقیهای مخالف صدام ورجوی مورد حملات موشکی قرارگرفته بود چونکه رجوی درسال ۱۳۷۰ درجریان جنگ خلیج که اکراد وشیعیان عراقی درصدد قیام وانقلاب علیه صدام بودند را کشتارکرده بود وحال نوبت رجوی بود که می بایست ازجانب همان مردمان شریف عراقی قصاص شود وپاسخ جنایات بیشمارخودرا بگیرد.
– جلسات سرکوب وتعیین تکلیف اعضای ناراضی
جلسات سرکوبگرانه رجوی علیه اعضای ناراضی ید طولایی دارد که ازجمله آن جلسات جلسه حوض درسال ۱۳۷۴ وطعمه درسال ۱۳۸۰ خیلی متمایزاست چرا که بسیاری ازاعضای ناراضی درجریان محاکمه قربانی قدرت طلبی دیکتاتورمابانه شخص رجوی شدند.
رجوی درجلسه معروف به حوض به بهانه اینکه خاک ندارم وابرقدرت ندارم وپول وپله ندارم ودرعوض انقلاب مریم را دارم وهرآنکس که به انقلاب مریم صحه بگذارد بعنوان موسس دوم ارتش آزادیبخش هست وگرنه ازگردونه مبارزه ومجاهدت محومیشود ومن اورا تعیین تکلیف میکنم وحال موسس اول ارتشی که من بودم منحل اعلام میشود وشمایان موسسان دوم خواهیدبود که به حوض شیرجه بزنید وبه انقلاب مریم آویزان شویدوگرنه با مشت آهنین طرف هستید! .
متعاقب خط ونشان کشیدن رجوی جلسات با محاکمه عمومی سوژه ها که ازاعضای ناراضی بشمارمیرفتند وانقلاب مریم را ترفند رجوی برای یکه تازی وایجاد دیکتاتوری قلمداد میکردند؛ شروع شد وآنان را با استفاده ازاهرم جمع تحقیروسرکوب کرد که نمونه برجسته آن سوژه کردن مهدی افتخاری مسول فراری دادن رجوی ازایران به فرانسه درسال شصت که ازجانب رجوی فرمانده فتح الله نام گرفته بود وسرکوب دهها تن دیگرکه پرداختن به آن دراین فصل نمی گنجد.
رجوی درآن دوجلسه مدعی شد که میخواهد به اعضایش هدیه بدهد ودرجلسه حوض عملیات جاری روزانه و درجلسه طعمه غسل هفتگی را که نمونه عریان مغزشویی وخصوصا سرکوب اعضای ناراضی بودرا به جمع عرضه کرد وعنوان کرد که ازاین پس خارجه نداریم وهرآنکس که قصد خروج دارد بفرماید برود خروجی خودمان ودوسال بماند تا اطلاعاتش بسوزد وآنگاه تحویل صدام وزندان ابوغریب داده خواهد شد تا تعیین تکلیف شود!
– اشغال عراق بتوسط قوای اشغالگرامریکایی
طی ده سال گذشته عراق بشدت زیرضرب تحریم اقتصادی امریکا ومتحدانش بود وبسا مردمان آن کشورازاین حیث ضرر و زیان دیدند وبی خانمان شدند. کم کم دردهه ۱۳۸۰ شواهد وقرائن حاکی ازحملات گسترده زمینی وهوایی امریکا وانگلیس به عراق بمنظورسقوط صدام بود که البته خواه ناخواه فرقه رجوی را هم تعیین تکلیف می کرد ومی بایست که رجوی چاره می اندیشید.
درجلسه عمومی رجوی برحسب عدم درایت وشعورسیاسی که هیچگاه قادربه تجزیه وتحلیل درست اوضاع نبود ؛ اذعان داشت که مطلقا امریکا علیه عراق گزینه نظامی را انتخاب نخواهد کرد وصرفا با تحریم اقتصادی میخواهد که صدام را فلج وزمین گیرکند! ولیکن درصورت احتمال حمله امریکا به عراق گفت که چنانچه این شق عملی شود واتفاق بیفتد بهتر. چراکه ما کاری با امریکا نداریم ومیرویم دم مرزمستقرمیشویم وبه امریکا میگوییم که ما میخواهیم به کشورخود برویم وبا ما کاری نداشته باش ! درادامه افزود که دراین صورت من ومریم جلودارشما خواهیم بود وعازم تهران خواهیم شد!
نه اینکه شق حمله امریکا حتمیت پیدا کرد تمام نیروهای رجوی بجزاندک نیروهای پشتیبان بمنظورپراکندگی اشرف را ترک کردند وپناه واختفاء گزیدند تا که خودرا ازاین مهلکه حفظ نمایند وتنها چیزی که بویی ازآن نبود ورود به ایران بود که رجوی مطلقا جرئت چنین اقدامی را نداشت چرا که میتوانست همه را قربانی چنین اقدام احمقانه ای بکند ویک مرصاد دومی بیافریند.
هرچند درآن وانفسا پایگاههای سازمان ازحملات هوایی جنگنده های امریکایی – انگلیسی درامان نماند ولیکن رجوی هیچگاه به انعکاس آن به بیرون تن نداد ودرعوض مدعی بود که نیروهایش بتوسط پاسداران ایران کشته شده اند ضمن اینکه رجوی فرصت را غنیمت شمرد وشماری ازاعضای ناراضی ومساله داررا نیزخود به قربانگاه فرستاد وبه قتل رسانید.
– دستگیری مریم رجوی درفرانسه به اتهام پولشویی
متعاقب سقوط بغداد رجوی که به مزدوری عادت کرده است اینبارازسراستیصال به سوی امریکا پرچم تسلیم بلند کرد وبه توافق رسید که اگربه رجوی واعضایش امنیت داد ه شود حاضراست خلع سلاح شود تا بتواند تحت پوشش صاحبخانه جدید قراربگیرد وچنین شد ومجاهدین که روزی مدعی بودند که سلاح ناموس مجاهد خلق است بتوسط رجوی ناموس خودرا دودستی به امریکا تقدیم کردند ومزدوری وسرسپردگی خودرا متعهد شدند که به اثبات برسانند وازآن پس بود که دیگراطلاعات خود ازکشورومردم عراق را به امریکایی فروختند.
حال ما به اشرف بازگشته بودیم وگمان میکردیم که بزودی درجلسه عمومی رجوی خواهیم رفت ولیکن نمی دانستیم که درشروع حملات امریکا علیه عراق مسعود طبق معمول ازمعرکه گریخته است وچونان موش به سوراخی خزیده است ومریم قجربه اتفاق شماری ازنورچشمی ها سرازفرانسه درآورده اند واین را زمانی با حیرت تمام متوجه شدیم که خبردستگیری مریم قجردرفرانسه منتشرشد! واینکه رجوی وسران تشکیلات مافیایی اش بخاطراینکه مریم قجرچندروزدرزندان فرانسه که به مانند هتل است نماند نیروهایش را وادارکرد که برآمده ازافکارسکت دست به خودسوزی بزنند وبا شعله های جان خویش قیمت آزادی مریم رجوی را بپردازند!

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=3049

نوشته های مشابه

01دسامبر
«پروانه» مرا در آلبانی خفه کردند
مهین حبیبی، مادر چشم انتظار یکی از اسیران فرقه رجوی:

«پروانه» مرا در آلبانی خفه کردند

11نوامبر
خانواده سمیع ناظری: دیوان کیفری بین المللی به وظیفه ذاتی خود عمل کند
قیام خانواده‌های اسیران فرقه رجوی برای دادخواهی نزد دیوان کیفری بین‌المللی/ 5

خانواده سمیع ناظری: دیوان کیفری بین المللی به وظیفه ذاتی خود عمل کند

10نوامبر
برادر چشم انتظار حافظ نصرتی: وضعیت اسیران فرقه رجوی را در یک لیست رسمی اعلام نمایید
قیام خانواده‌های اسیران فرقه رجوی برای دادخواهی نزد دیوان کیفری بین‌المللی / 4

برادر چشم انتظار حافظ نصرتی: وضعیت اسیران فرقه رجوی را در یک لیست رسمی اعلام نمایید