تاریخ : پنج شنبه, ۲۹ مهر , ۱۴۰۰ Thursday, 21 October , 2021

خواهرم را راضی به جدا شدن از فرقه می کنم

  • کد خبر : 2394
  • 10 می 2015 - 8:25

خواهرم را راضی به جدا شدن از فرقه می کنم

Nejat_Rezaie

با آقای احمد رضائی برادر صدیقه که در تشکیلات رجوی اسیر می باشد گپ و گفتگو خودمانی داشتیم وی با آن چهره بشاش و خندانش عنوان نمود که من خواهان این هستم که ملاقاتی با خواهرم داشته باشم این خواسته ای که حتی همه زندانیان از آن بهره می برند ولی در فرقه رجوی این حق از افراد گرفته شده است.
وی عنوان نمود وقتی در سال ۸۲ به ملاقات خواهرم صدیقه رفتم از وضعیت زندگی شان و نحوه برخورد و اینکه نمی توانم با خواهرم به تنهایی صحبت کنم دریافتم که رهبری فرقه جز شعار و عوام فریبی چیزی برای دیگران و اعضای خود نداشته است .
او گفت که من در همانجا به خواهرم گفتم که این چه سازمانی است که اجازه نمی دهد چند دقیقه بعد از سالیان با تو تنها باشم و حرف دلم را به تو بزنم .
من در شهر خودم شاهد هستم که خانواده ها چندین بار برای ملاقات به اشرف رفتند ولی مسئولین فرقه اجازه ملاقات را هم نمی دهند . مگر آنان ادعای مبارزه و آزادی خواهی !! ندارند پس چرا از من برادر و مادر و پدر پیرم ترس دارند .
در دستگاه رجوی فریبکار خانواده یعنی کانون فساد و خانواده یا در قبرستان خاوران دفن هستند و یا در زندان بسر می برند پس برای این فریبکار اصلا خانواده اعضا مهم نیست و همه باید کشته شوند.
وی بعد از توضیحات ما گفت که هر موقع برای ملاقات باشد خواهد آمد و مطرح نمود که اگر ملاقاتی انجام بگیرد حتما خواهرش صدیقه را از فرقه جدا خواهد کرد و به این مسئله ایمان دارد .
ما هم از خدا خواستیم که این شرایط برای احمد و دیگر خانواده های استان بوجود بیاید تا آنان بتوانند با افراد اسیر خود ملاقاتی داشته باشند هر چند این ملاقات از نظر خانواده ها نقطه مرگ سران فرقه خواهد بود .


 

خدا رجوی را لعنت کند که عامل بدبختی خانواده ما شده است

وقتی به دیدار خانم نبی پور مادر یوسف از اعضای گرفتار تشکیلات جهنمی رجوی رفتیم به گرمی از ما استقبال نمود .
وی مطرح کرد که چرا فرزندش یوسف تماس نمی گیرد ؟ چرا نمی گذرند ملاقاتی با فرزندم داشته باشم ؟
وقتی برایش توضیح دادم که رجوی جنایتکار خانواده را کانون فساد می نامد و عنوان می کند خانواده ها مزدور می باشند با ناراحتی گفت که مزدور خودشان هستند که با صدامیان همکاری کردند و اکنون در ایران جایی ندارند .
آیا من مادر پیر که به زور راه می روم می توانم تهدیدی برای آنها باشم که به او توضیح داده شد که شما خطرناکترین دشمن برای سران فرقه می باشید چون آنها سعی دارند که عاطفه فرزندی را از بین ببرند .
رجوی اصلا عاطفه ندارد و به همین خاطر می خواهد با سرکوب عاطفه در افراد ، اعضای خود را در اسارت نگهدارد و به کشتن بدهد .
مادر که از این حرف ما بسیار ناراحت شده بود به رجوی لعنت فرستاد و مطرح کرد که تمام گرفتاری من و خانواده ام سران فرقه می باشند و اگر در این راه ملاقاتی باشد حتما خواهم رفت و اگر نتوانم یکی را برای این کار خواهم فرستاد .
وی در پایان از اینکه با ما درد دل کرده و حرفهایش را مطرح کرد بسیار خوشحال و احساس سبکی می کرد و آرزو نمود که روزی فرزندش یوسف هم مانند ما آزاد شده و در کنار خانواده اش زندگی جدیدی را آغاز کند .

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=2394