• امروز : شنبه - ۵ اسفند - ۱۴۰۲
  • برابر با : Saturday - 24 February - 2024

تنها راهى که جلوى پاى مریم رجوی وجود دارد

  • کد خبر : 19407
  • 30 ژانویه 2019 - 10:56

مسعود رجوى فردى خودپسند و خود بزرگ بین بود و چنان کیش شخصیت داشت که هیچوقت این خصلت به او اجازه نمی داد که انتخاب درستى بر اساس شرایط و واقعیت های موجود داشته باشد. همیشه خود را برتر از دیگران می دانست.

رجوى بنا بر خصلت خودبزرگى بینى اش ادعاى رهبرى جامعه را داشت و به جز مرد اول جامعه، به هیچى قانع نبود. در پیوند بنى صدر هم هیچ وقت با وجود اینکه خود شخص رجوى او را فریب داده و به پاریس آورده بود اما جایگاهى برایش قائل نبود و از بنى صدر می خواست زیر قباى او رفته و ولایت رجوى را بپذیرد.بنابرین، وقتى هم که به عراق رفت در توهم این آرزو  براى رسیدن به اریکه قدرت  با دشمن در حال جنگ با ایران، عهد اخوت بست و تمام عیار در خدمت صدام و امنیت عراق، قرارگرفت.

این همپیمانى، رجوى را چنان سرمست کرده بود که فکر می کرد نه تها کشور پهناور ایران را زیر تسلط خود در خواهد آورد بلکه این توهم در ذهن رجوى وجود داشت که با همپیمانى با دیکتاتور عراق حتما خاورمیانه را در چنگ خودشان خواهند گرفت.

بر همین اساس، رجوى هر کارى در مزدورى و خود فروشى و جنایت و خیانت در چنته داشت، در اختیار اداره امنیت عراق قرار داد تا جایى که در سال ١٣۶۵ با تشکیل ارتش به اصطلاح آزادیبخش، بزرگ ترین خدمت را به ماشین جنگى عراق که در حال جنگ با ایران بود کرد و به اربابش ثابت نمود که یار غار او در هر شرایطى است. ارتش به اصطلاح آزادیبخش رجوى که در محافل عراقی و درونى تشکیلات، ارتش خصوصى صدام لقب گرفته بود، بازوى اطلاعاتى و امنیتى و رزمى صدام و اداره امنیت آن بود و صدام از هیچ رسیدگى و کمکى و تهیه اقلام نظامى براى آن کوتاهى نمی کرد و هر چى لازم داشت به وفور تهیه می شد تا جایى که خود نظامیان عراقی که مستقیما با قرارگاه اشرف ارتباط داشتند، إذعان می شد که بیشتر از گارد ریاست جمهورى صدام، توجهات صدام به قرارگاه اشرف است.

رجوى هم به این دلیل از باده سرمست شده بود و توهم می زد و فکر می کرد پشتش به کوه وصل است و سرنگونى را در دسترس خود می دید و با فریب آن همه خیانت و جنایت در حق افراد تشکیلات خود مرتکب شد و بى مهابا به کشتن و سربه نیست کردن و شکنجه افراد می پرداخت و با به راه انداختن جو پلیسى،  شدیدترین محدودیت هاى تاریخ را روى افراد اعمال می کرد و با دروغ و ریا و تشکیل نشست هاى ایدئولوژیکى ذهن، روح و جسم افراد را در اختیار خود می گرفت و تهدیدات را چنان بالا می برد که ناچاراً همه کورکورانه ذهن و ضمیر خود را به او سپرده و بدون چون و چرا اراده رجوى در تشکیلات اعمال می شد و رجوى هم از این وضعیت سوءاستفاده می کرد، سرکوب هاى وحشیانه را در نشستهاى گوناگون پیش می برد و آن جنایات که بارها توسط جدا شده ها از تشکیلات رجوى به زبان رانده شده یا به رشته تحریر در آمده است، مرتکب می شد.

رجوى وقتى که سرمست از حمایت و پشتیبانى دیکتاتور عراق و اداره امنیت آن بود، هیچ خدایى را بنده نبود و فکر نمی کرد روزى به این وضعیت زار امروزى بیفتد و مانند موش در سوراخ پنهان شود یا به قول معروف وقتى که جیک جیک مستانش بود فکر زمستانش نبود و همیشه بهار در تصور خود می دید و حال همان خط و همان روش این بار از خانم فرنگ نشسته اش که دیگر هیچ کرک و پشمى برایش باقى نمانده، در واپسین تنفس هاى تشکیلات از دست رفته اش میخواهد با اهرم ترامپ و دل بستن به بولتون، توهم سرنگونى را در سر خود دارد و این را می خواهد به اندک افراد پیر و پاتال تشکیلات نداشته اش تزریق نماید.

اما دیگر بعد از مرگ سهراب، نوشدارو بی فایده است و کسى وقعى براى خانم توهم زده رجوى قائل نیست و روز به روز بر جدایى و فرار افراد از تشکیلات افزوده شده و به مریم رجوى باید یادآور شد، چشم و گوش ات را باز کن و ببین  آرزوى شوهرت در خاورمیانه عکس تعبیر شد. نه تنها عراق و سوریه جان گرفتند بلکه مردم پا برهنه و مظلوم و فقیر یمن سیلى محکمى به بناگوش اربابت آل سعود نواختند و سرنوشتى همچون صدام در انتظارشان خواهد بود و نیز  غرب را بنگر و اروپا را هم ببین، فرانسه میزبانت را ببین. پیشنهاد می شود پیش شوهرت در سوراخ موش تشریف ببری که وضعیتت زار است. راهى جز این در جلوى پاى شما وجود ندارد، پس زودتر گورت را گم کن.

عبدالکریم ابراهیمی

انتهای پیام

 

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=19407