تاریخ : سه شنبه, ۲۵ مرداد , ۱۴۰۱ Tuesday, 16 August , 2022

اعتراض تند سکینه عوض زاده، مادر یکی از اسیران جدا شده از فرقه رجوی: مزدوری به نفع ملت ایران و خانواده بسیار شرافتمندانه است  / رجوی بی شرف بگذار دهانمان بسته باشد   

  • کد خبر : 19385
  • 28 ژانویه 2019 - 12:07

من سکینه عوض زاده مادرعلی هاجری، جداشده از فرقه رجوی ساکن آبادان هستم.  ۳۲ سال چشم به راه  فرزندم علی بودم. شما سرکردگان مجاهدین ضد خلق، پسرم را با نیرنگ و دروغ جذب سازمان ضد خلق تان کرده عمر و جوانی و سلامتیش را گرفتید. الان چون از شما جدا شده می گویید، ما گفتیم دنبال زندگیت برو خودت خواستی نرفتی؟ ما که بارها نامه زدیم گفتیم فرزند ما اسیر جنگی بوده،  نامه به صلیب سرخ و همه ارگانهای دولتی فرستادیم وبرایمان افتخار بود که فرزندم اسیر جنگی است. اما تو مریم رجوی و آن شوهر مفقود الااثرت او را در اردوگاه های صدام فریب دادی و به کمپ خراب شده خودتان بردید. الان بعد از۳۲ سال چون از شما جدا شده وجنایات شما  را افشا می کند آتش گرفته ایی. غلط زیادی می کنی و می گویی او مزدور ایران است؟ زندگی در دنیای آزاد ازنظر شما جرم است ؟ اگر به اشرف نیامده بودم واز نزدیک دیکتاتوری  و مناسبات شما را ندیده بودم  می گفتم شاید درست می گویی ، میدانی  چرا   فرزندانم برای رهایی برادرشان تلاش می کردند؟  به این دلیل  که وقتی ازعراق برگشتم  تمام جنایات شما را برایشان توضیح دادم و گفتم علی اجازه یک کلام حرف زدن با من را نداشت.

تمام روز یک نفر محافظ  کنارمان بود و هر نیم ساعت یک بار علی را می بردن و شستشوی مغزی می دادند حالا چه شده که علی بد شده؟ اگر اسیران جنگی بد بودند چرا آزادشان نمی کنی و چراعلی را با من به ایران نفرستادین.

شما ها دستتان برای ما خانواده ها رو شده است. عجوزه خون آشام! اگر در این سالها یکبار علی بامن تماس گرفته بود و یا اگر علی را با آن ‌وضعیت  با لباس های چند سایز بزرگتر و شلوار وصله شده ندیده بودم  شاید باورت می کردم اما در مورد  این برچسب هایی که به فرزندان من می زنی از نظر من افتخاراست.

مریم قجر خدا را شکر که لااقل بچه های من برای مردم شان مزدوری می کنند نه برای آمریکا و اسرائیل و عربستان.میدانی زمانی که علی از سازمان منفورت جدا شد اولین حرفم به علی چه بود؟ به او گفتم لباسها و وسایلی که ازاین سازمان با خودت آوردی همه را آتش بزن  تا آثاری از آنها باقی نماند . مریم عفریته تو این همه خرج اجنبی ها برای مراسم و جشنها می کنی در توانت نبود یک دست لباس مناسب تن این نفرات نگون بخت اسیرت کنی حداقل برای نرفتن آبروی سازمانت وقتی جدا می شوند یک دست لباس آبرومند تنشان کنند ؟

وقاحت هم حدی دارد، بی شرف بگذار دهانمان بسته باشد. درایران گدا لباس وصله شده نمی پوشد جلاد کثیف، این همان آزادی است که داری به ملت ایران وعده می دهی؟ خائن اجنبی ، عجب زن بی شرمی هستی. ما مزدوریم یا تو که در آغوش دشمنان ایران جا گرفته ای ؟ برو شرم کن عفریته. علی من ۲۸سال از بهترین روزهای عمرش را فدای تو و سازمان و ایدئولوژی کثیفت کرد. نه تنها  پسر من بلکه همه اسیران به خاطر بیگاری ها و کارهای سنگین دارای کلکسیونی از درد شده اند.

در گرمای ۷۰ درجه عراق و کارهای سنگین در سازمان خراب شده ات همه به انواع بیماری گرفتار شده اند  چطور شد که الان مزدور ایران شده ؟ بازگشت به دنیای آزاد و آغوش گرم خانواده و عصای دست مادر پیر و سالخورده بعد از سال ها چشم انتظاری مزدوری است؟

به راستی عجب مزدوری پرافتخار و شرافتمندانه، آیا بهتر از این نیست که باقیمانده عمرش را به پای دروغها و وعده های پوچ تو صرف کند. ای کاش فریب وعده های پوچ تو را نمی خورد و با اسرا آمده بود. اسرای جنگی در میان مردم ایران سمبل فداکاری و از جان گذشتگی در دفاع از خاک وناموس هستند واکنون زندگی شرافتمندانه توام با رفاه و افتخار را پشت سر می گذرانند  ولی پسر من که یک اسیرجنگی سابق بود چی؟ پسر من و بقیه  در سازمان خراب شده تو جز دروغ چه عایدشان شد ؟ از کمترین امکانات محرومشان کردی ای مزدور پلید و اما در مورد سه یا چهار حقوقی که به پسر من دادی مگر  ارث پدرت را دادی ؟ بابت حضور آنها درعراق سال ها از صدام مستمری پناهندگی  گرفتی ولی تمامی آنها را خرج عیاشی ها ، جشن ها وعمل های جراحی زیبایی خودت و جلب حمایت اربابان خارجی خودت کردی.

پسرمن وصدها نفر امثال او کم زحمت و مرارت در سازمان تو نکشیدن. اگر بیچاره نفس می کشی صدقه سر اینهاست. کفتار پیر تو با همدستی آمریکا و برای نگه داشتن افراد که بتوانی از منافع مالی حضورشان از این بیچاره ها استفاده کنی و با پول این نفرات لباس های ساتن ابریشمی و عملهای جور واجور زیبایی انجام می دهی و دریغ از یک دلار هزینه برای این افراد.

تف بر تو باد شرم می کنیم که تو را به عنوان یک زن ایرانی معرفی کنیم باعث افتخاراست برای من و خانواده و تمام خانواده های اسرا که فرزندم از سازمان نفاق جداشد ولی مریم قجر چوب خدا بی صداست آه و ناله پدران و مادران دامنت را گرفت رذل در به در تو به شدت از خانواده ها می ترسی اگر نمی ترسیدی مانع آمدن آنها و دیدار با  فرزندانشان نمی شدی.

فکر نکن خانواده ها از جنایات تو و شوهرت چشم پوشی می کنند هرگز، جنگ خانواده ها ادامه دارد  انتقام این همه سال چشم‌ براهی و چشم انتظاری را  باید پس بدی. مثل حامیت صدام و اون شوهر فراریت  مسعود ملعون. هرکجای دنیا بروی باز خانواده ها دست ازسرت برنخواهند داشت، لعنت بر مریم و مسعود جنایتکار و ضدخلق.

سکینه عوض زاده مادرعلی هاجری از آبادان

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=19385