تاریخ : دوشنبه, ۱۵ آذر , ۱۴۰۰ Monday, 6 December , 2021

چشم انداز فروپاشی فرقه رجوی هر روز برای اسرا روشن تر می شود

  • کد خبر : 14516
  • 01 می 2018 - 10:17

همه در جریان هستند که مسعود رجوی تمام تلاش خودش را کرد و همه ترفندهای کثیف خاص خودش را به کار گرفت تا نیروهای فرقه اش در عراق بمانند.

او آشکارا سعی داشت تا حتی یک نفر هم زنده نماند و به صراحت می گفت که کسی نباید سر سلامت از عراق خارج کند. او می خواست تا دستگاه فرقه ایش را در عراق حفظ کند تا نیروهایش در بند و در حصار باشند و آزاد نباشند تا مبادا حرف بزنند و دستش برای جهانیان رو شود.

بعد از انتقال از اشرف به لیبرتی خیلی از سیاه چالهای زیرزمینی که برای زندان و شکنجه و سر به نیست کردن افراد معترض و مخالف استفاده می شد ناشناخته ماند، چرا که در روزهای آخر قبل از جابجایی همه آنها را به بهانه کندن خندقهای دفاعی در جنوب شرقی و شرق و شمال و جنوب غربی اشرف با لودر و بولدوزر خراب کردند و بازداشتگاه هایی که زیر نظر مستقیم سران فرقه اداره می شد و سنگر هایی که چندین تونل خروجی محرمانه به بیرون از اشرف داشت تا زمان اضطراری مثل ده شهریور از آن استفاده کنند نیز تخریب گردید.

به هر حال با فشار جامعه جهانی و حضور چندین ساله فعال و قهرمانانه خانواده ها بالاخره رجوی مجبور به انتقال فرقه اش، به اصطلاح خودش دست نخورده و با همان سیستم قبلی، به لیبرتی شد. رجوی در لیبرتی در کمال وقاحت این شکست مفتضحانه را پلی بسوی تهران با «نه به بورژوازی» توصیف  کرد و افراد هم می دانستند که این حرف شعاری بیش نیست و فقط یک رویای کودکانه از نوع رجوی است.

در آنجا هم چهار سال با زور و تزویر و با دم توپ قراردادن و به کشتن دادن عمدی افراد فقط مظلوم نمایی کرد و افراد را همچنان در قتلگاه لیبرتی نگه داشت تا اینکه باز هم به قول مسئولین فرقه سرو کله خانواده ها پیدا شد.

دروغ و فریب سران فرقه در لیبرتی هم دوام نیاورد و رجوی مجددا به دلیل حضور خانواده ها مجبور شد به شرایط موجود تن بدهد و وادار به پذیرش یک شکست استراتژیک شد. جامعه جهانی و خانواده ها رجوی را مجبور کردند تا راهش را کج کند و بسمت دنیای آزاد که کابوس او بود برود.

چه سوت و کف و دستی برای جشن هایی که در بزرگداشت این شکست استراتژیکی گرفته بودند زدند تا آنرا یک پیروزی جلو بدهند تا به اصطلاح این هجرت بزرگ را یک برون رفت از بن بست استراتژیک برای اعضای فرقه جا بیندازند و گفتند که این هجرت بزرگ به منطقه امن برای آماده سازی و برای وارد شدن به مرحله سرنگونی است. البته الان شاهد هستیم که این هجرت ظاهرا بزرگ برای ورود به سرنگونی فرقه رجوی تبدیل شده و تشکیلات فرقه از هر زمان دیگری متزلزل تر شده است.

راستی آن جشنها و پایکوبیها چه شد؟ آن چشم دوختن ها به ترامپ و جان بولتون و بقیه اراذل و اوباش جهانی چه شد؟ آن خواب های پنبه دانه ای چگونه تعبیر گردید؟
در حال حاضر هر چه مریم رجوی تلاش می کند تا یک قطره آب رفته را به جوی برگرداند فایده ای ندارد و الان در شرایط آلبانی بیشتر در باتلاقی که ساخته دروغ ها و فریب های سالیان است فرو می رود. «برون رفت استراتژیک به منطقه امن برای سرنگونی» چه شد؟ الان که کل تشکیلات دارد غرق می شود و نه راه پس دارد و نه راه پیش.

با توجه به شرایط کنونی فرقه رجوی دو راه بیشتر پیش رو ندارد. یا همان سیاق سابق را ادامه دهد و با فشار و فریب و ایجاد محدودیت های بیشتر به شکنجه روحی و جسمی افراد بپردازد که به این ترتیب سیر فروپاشی تشکیلات متزلزل فرقه ای تسریع می شود، یا به خواست عموم اعضای فرقه که همان برداشتن محدودیت ها و دادن آزادی و حق ارتباط با خانواده و دنیای آزاد است تن بدهد که البته رجوی فکر می کند این راه زودتر به فروپاشی فرقه اش بینجامد.
به هرحال رجوی راه گریزی ندارد همان طور که برای حفظ اشرف و لیبرتی و ماندن در عراق دست به هر حقه کثیفی زد اما فایده نکرد. برداشته شدن محدودیت ها و باز شدن درهای فرقه به بیرون چیزی است که رجوی از آن به شدت وحشت دارد اما چاره دیگری ندارد.

هر روز بیش از روزهای قبل با فرار افراد و افزایش اعتراضهای علنی علیه محدودیتهای طاقت فرسای اعمال شده چشم انداز فروپاشی فرقه رجوی و آزادی همه اسرا روشن تر می شود. به امید باز شدن کامل این دمل چرکین و آزادی همه اسیران دربند فرقه رجوی.

پیام رستمی 
نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=14516

نوشته های مشابه