• امروز : شنبه - ۵ خرداد - ۱۴۰۳
  • برابر با : Saturday - 25 May - 2024

سلسله گفت و گو های اختصاصی فراق، با جدا شده ها ی از فرقه رجوی / فواد بصری، از جدا شده های فرقه سرکوبگر رجوی: مسعود رجوی و مریم قجر گرگ هایی هستند در لباس میش / رجوی می گفت مجاهد بایستی خانواده را زیر پای خود له کند و فقط به رهبری فکر کند / تاریخ مصرف رجوی در آلبانی رو به اتمام است

  • کد خبر : 13298
  • 15 فوریه 2018 - 11:01

فرقه رجوی یکی از فرقه های خطرناک و ضدبشری می باشد که ذره ای از انسانیت را در اصول خود جای نداده است. فواد بصری، یکی از قربانیان این فرقه ضد بشری می باشد که سال های زیادی از بهترین دوران زندگی خود را در دام این فرقه سپری کرده است. وی سال هاست که از فرقه جدا شده و هم اکنون در کنار خانواده های اسیران فرقه رجوی به افشاگری از جنایت های این فرقه ارتجاع و سرکوبگر می پردازد.
گفت و گوی تفصیلی پایگاه خبری _ تحلیلی فراق با ایشان در مورد حقایق و ناگفته هایی از درون فرقه رجوی را در زیر می خوانید:

  • فراق: لطفا بفرمائید چگونه وارد فرقه رجوی شدید؟

با سلام خدمت شما من در دوران جنگ در جبهه غرب، اسیر فرقه رجوی شدم. بعد از اینکه مرا اسیر کردند ما را  به اردوگاهی مربوط به خود فرقه رجوی منتقل کردند. در اردوگاه توسط سران فرقه با شستشوی مغزی و با وعده های دروغ به طور رسمی وارد فرقه شدم.

  • فراق: زمانی که در فرقه بودید در طول روز چه کارهایی انجام می دادید؟

از آنجایی که اوضاع تشکیلاتی خوبی نداشتم، کل سالهایی که در فرقه بودم مرا در پشتیبانی سازماندهی کردند. من در پشتیبانی کار می کردم  و کارهای پشتیبانی آب و برق را انجام می دادم .

  • فراق: سران فرقه چگونه اعضا را برای انجام فعالیت تروریستی علیه هموطنان خود توجیه می کرد؟

من اصلا در گروه های تروریستی نبودم،  به علت تشکیلاتی نبودنم آنها به من اعتماد نداشتند. در مناسبت ها می دیدم که یکی از زنان به اصطلاح شورای رهبری فرقه به برخی اعضا می گفت اگر نتوانستید مراکز نظامی را هدف بگیرید مردم را هدف بگیرید و مرز سرخها را در ذهنتان پاک کنید. هدف ما بهم ریختگی مردم و نا امنی در بین مردم است. عملیات خود را به نحو احسنت انجام دهید و دل خواهر مریم و برادر مسعود را شاد کنید. رجوی و سرانش غیر از ریختن خون مردم بی گناه ایران کار دیگری نداشت، رجوی دشمن مردم ایران است.

  • فراق: چه شناختی از شخصیت مسعود رجوی و مریم رجوی داشتید و رفتار آنها با اعضا چگونه بود ؟

من اساسا هیچ شناختی نسبت به این جانورها نداشتم. وقتی به فرقه پیوستم در جلساتی که مسعود رجوی همراه مریم رجوی برگزار می کرد بحث هایی می شد و فکر می کردم خیلی آدمهای رئوف و پاکی هستند .با گذشت زمان چهره زشت و ضد بشری آنها برای من روشن شد و من هم سنگ بنای خودم را با آنها کج گذاشتم. از زمانی که مریم قجر انقلاب من در آوردی خود را به اعضا تحمیل کرد رفتارهای خشن توسط سران فرقه و شورای سرکوب زنان فرقه بر روی اعضا اعمال می شد و ضوابط خیلی سختی در مقرها اعمال می شد . برای نمونه تردد ساعت ۱۰ به بعد در سطح  مقر ممنوع بود . هر شب آمار افراد را می گرفتند .  در واقع مسعود رجوی و مریم قجر گرگ هایی هستند در لباس میش . رجوی ضد بشر است و دست هر چه دیکتاتور را از پشت بسته است.

  • فراق: فرقه رجوی خانواده ها را چگونه به اعضای خود معرفی می کرد ؟

   فرقه رجوی دشمن خانواده بود و می گفت خانواده کانون فساد است و نباید به سمت آن رفت . وی می گفت: مجاهد بایستی خانواده را زیر پای خود له کند و فقط به رهبری فکر کند . هر فردی به خانواده خود فکر کند بزرگترین خیانت را به رهبری کرده و به انقلاب خواهر مریم پشت کرده است .

  • فراق: آیا خانواده شما برای ملاقات با شما به عراق آمدند ؟

بله . سال ۱۳۸۲ خانواده من به دیدارم در عراق آمدند. وقتی به من ابلاغ کردند خانواده ات به ملاقات آمده من جا خوردم . به آن مسئول مربوطه گفتم شما که گفتید جمهوری اسلامی  خانواده تو را اعدام کرده پس اینها چه کسانی هستند به ملاقات من آمده اند .در جواب گفتند: نمی دانیم. مرا بردند پیش یک زنی به نام فرشته یگانه. وقتی وارد اتاق وی شدم بی مقدمه شروع کرد به بد و بیراه گفتن به خانواده ها و در ادامه گفت: اینها همه مامور و دشمن ما هستند. اگر تو با این آدمها ملاقات کنی به رهبری ما ظلم کردی. من هم در جواب به او گفتم اگر جواب سئوال مرا درست ندهید با کسانی که به ملاقات من آمده اند دیدار می کنم.  به وی نیز گفتم شما اعلام کردید خانواده تو را در ایران اعدام کردند، این ها چه کسانی هستند به ملاقات من آمده اند که او هم در جواب گفت نمی دانم و در ادامه گفت نرو. یگانه به دروغ گفت: من درخواست می کنم که رده ( ام قدیم ) را به تو بدهند من هم گفتم رده شما را نمی خواهم. من ملاقات را انجام دادم. سران فرقه رجوی در رابطه با خانواده ام به من دروغ گفته بودند در ایران همه سالم بودند.

  • فراق: روحیه شما بعد از ملاقات در فرقه چگونه بود؟

بعد از ملاقات به هم ریخته بودم. نه حال و حوصله خودم را داشتم و نه دیگران. رجوی و سرانش در دروغ گویی و فریبکاری استادند . در طی روز هر کاری به من موکول می کردند نمی پذیرفتم. وقتی وضعیت به هم ریختگی مرا دیدند برای من بپا گذاشتند. نه کار می کردم و نه در نشست ها شرکت می کردم. مسئول مقر چندین بار به صورت فردی با من نشست گذاشت. به من می گفت هر در خواستی داری بگو من برایت فراهم می کنم می خواست روحیه مرا عوض کند ولی من جواب منفی به او می دادم.

  • فراق: چه شد بعد از این همه سال در فرقه تصمیم گرفتید از فرقه جدا شوید ؟

     طی چند سالی که در فرقه رجوی بودم چندین بار درخواست کرده بودم که از فرقه رجوی جدا شوم ولی هر موقع درخواست می کردم سران فرقه با من برخورد می کردند. چند سالی که در فرقه بودم سران فرقه مرا اذیت کردند. راه گریزی از پادگان اشرف متصور نبود. پس بایستی تحمل می کردم واقعا دوران بدی در پادگان اشرف داشتیم. به دنبال روزنه ای بودم خودم را از فرقه رجوی نجات دهم. همه فقط خاطرات تلخ بود، خاطراتی که هیچ زمانی از ذهنمان پاک نمی شود .

  • فراق: شنیده بودیم که شما از فرقه اقدام به فرار کردید در صورت امکان برای ما توضیح دهید چگونه اقدام به فرار کردید ؟

بعد از سرنگونی ارباب رجوی یعنی صدام  شاخ رجوی و سرانش شکست.  از طرفی سیم خاردار دورتا دور پادگان اشرف در ذهنم برداشته شد چون می دیدم یک سری از نفرات از فرقه جدا می شدند. سران فرقه بو برده بودند که احتمالا  از فرقه رجوی می خواهم فرار کنم. فردی به نام حجت که از سران فرقه بود با من کلی صحبت کرد و می گفت هر کجا می خواهی تو را می فرستیم فقط ایران نرو و هر درخواستی داری بگو برایت انجام می دهیم. آنها گفتند می خواهیم تو را به یک مقر دیگری بفرستیم تا روحیت عوض شود من هم در جواب به او گفتم من هیچ درخواستی از شما ندارم و به ذهنم زد سران فرقه نمی خواهند مرا به مقر دیگری بفرستند احتمالا می خواهند بلایی سرم بیاورند. تصمیم گرفتم هر چه زودتر از فرقه جدا شوم. همان روزی که حجت با من صحبت کرد شبانه سوار خودرو شدم و به سمت کمپ آمریکاییها حرکت کردم. نا گفته نماند دو تا از دوستانم را هم با خودم به کمپ آمریکاییها بردم و لعنت و نفرین را بر رجوی و سرانش فرستادیم و خودمان را بعد از چندین سال از فرقه منحوس رجوی نجات دادیم.

  • فراق: به نظر شما خانواده ها چگونه می توانند برای رهایی عزیزان خود تلاش کنند؟

تا به حال خانواده ها بیشترین تلاش را برای آزادی فرزندانشان کردند و تبدیل شده بودند به خاری در گلوی رجوی و سرانش. زمانی که فرقه رجوی در عراق مستقر بود خانواده ها فعالیت خیلی بالایی در کنار پادگان اشرف و لیبرتی داشتند و تا حدودی به نتیجه رسیدند. در حال حاضر فرقه رجوی در آلبانی مستقر است به دلیل مشکل ویزا به آلبانی تا به حال خانواده ایی به آلبانی سفر نکرده است. در حال حاضر مفید ترین تلاش خانواده نامه نگاری با ارگانهای حقوق بشر و روشن کردن ماهیت فرقه رجوی در نزد آنها است تا بلکه راهی به آلبانی باز شود و خانواده ها بتوانند به آلبانی سفر کنند. رجوی و سرانش بایستی از آن روز بترسند چون اگر پای خانواده ها به آلبانی باز شود اشرف ۳ مثل آوار بر روی سر رجوی و سرانش خراب خواهد شد.

  • فراق: پیام شما به افراد اسیر در فرقه چیست ؟

     من تعجب می کنم اسیرانی که می بینند آلت دست رجوی و سرانش شدند و هیچ آینده ای برای آنها متصور نیست چرا فکری به حال خودشان نمی کنند تا کی می خواهند در دام فرقه باقی بمانند.

پیام من به اسیران این است که کافیست یک لحظه برای خودتان تصمیم بگیرید و از فرقه کثیف رجوی نجات پیدا کنید، آزادی شیرین است . دنیا در آسمان فرقه رجوی خلاصه نمی شود. خیلی ها مثل شما در فرقه بودند، تصمیم گرفتند و از فرقه جدا شدند و در حال حاضر زندگی آزادی برای خود دارند. شما هم می دانید رجوی و سرانش فریبکار و کلاهبردار هستند. آنها بدون هیچ هدفی برای منافع فردی خودشان شما را به تباهی می کشند. هنوز دیر نشده با دنیای بیرون از خود ارتباط برقرار کنید و خواهید دید دنیا چقدر شیرین است . امیدوارم در آینده نزدیک از دام عنکبوتی فرقه رجوی خودتان را نجات دهید . به امید آن روز .

  • فراق: وضعیت فعلی فرقه رجوی را در آلبانی چگونه تحلیل می کنید ؟

 سئوال خوبی کردید. اجازه دهید کمی گذشته فرقه رجوی را مرور کنیم . زمانی که فرقه رجوی در عراق و صدام حاکم آنجا بود. رجوی در پادگان خراب شده اشرف خدایی می کرد و هیچ کس جرات نمی کرد حتی یک انتقاد ساده به آن بکند. با سرنگونی صدام، رجوی مثل بادکنک ترکید و به مرور زمان در عراق سلاح ، پایگاه سیاسی، اجتماعی و بخشی از اعضای خود را از دست داد.

زمانی که در اشرف بودم احمد واقف و عباس داوری ( رحمان ) برای ما نشست می گذاشتند و خودشان می گفتند که ما در زمان صدام کشتی محکمی بودیم و با شدید ترین موج ها تکان نمی خوردیم ولی الان کشتی ما با کوچکترین موج صد بار بالا و پایین می شود. معلوم بود که اوضاع خیلی خراب است . الان سراغ آلبانی برویم. حدود یک سال و اندی فرقه رجوی به آلبانی رفته و این همه ریزش نیرو داشته است . فرقه برای اینکه جلوی ریزش نیرو را بگیرد اسیران را از تیرانا به خارج از شهر در مقری به نام اشرف ۳  با دیوارهای بلند منتقل کرده  است. واقعا اگر فرقه رجوی وضعیت خوبی داشت چرا بایستی دست به چنین کاری بزند؟ پس معلوم می شود اوضاع فرقه در آلبانی خیلی خراب است .تاریخ مصرف رجوی در آلبانی رو به اتمام است. فرقه نمی تواند در آلبانی زیاد دوام بیاورد. فرقه ای که پایه و اساس آن روی دروغ و فریب سوار شده باشد در نهایت فرو می پاشد .

  • فراق: در پایان اگر مطلبی سئوال نشده و نیاز می دانید توضیح دهید . بفرمایید ؟

هرچه در رابطه با فرقه رجوی بگوئیم کم گفتیم. اگر سال ها در باره عملکرد فرقه بحث و گفت و گو کنیم بازهم جا دارد. رجوی بزرگترین خیانت را به اعضای خود کرد. رجوی از صداقت ما سو استفاده کرد و شمشیر را از رو بر علیه ما بست. چه بلاهایی که در مقرها بر سر ما نازل کرد. در مقرهای حصار بسته هر کاری دلش خواست با ما کرد  و کسی متوجه نشد. رجوی مدعی آزادی بود، ولی در دستگاه رجوی آزادی معنی و مفهوم نداشت، همه سرکوب و شکنجه ، ترس و وحشت بود .

  • فراق:با تشکر از شما که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید .

من هم از شما تشکر می کنم. در پایان از تمام پدران، مادران، خواهران و برادرانی که با تمام مشکلات زندگی که داشتند به عراق سفر می کردند و فرزندانشان را از فرقه رجوی طلب می کردند بایستی از آنها تشکر فراوان کرد. به امید روزی که تمامی اسیران از فرقه رجوی آزاد شوند و مسعود رجوی و مریم رجوی و سرانشان را به زباله دان تاریخ سپرد.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=13298