تاریخ : یکشنبه, ۷ آذر , ۱۴۰۰ Sunday, 28 November , 2021

ناگفته های علی اکرامی از اسرار پشت پرده فرقه تروریستی رجوی در گفت و گوی اختصاصی با فراق: نشست های عملیات جاری اهرم سرکوب مخالفین بود/ فقط رجوی درمناسبات فرقه حق فکر و سوال کردن دارد /۱

  • کد خبر : 11144
  • 14 اکتبر 2017 - 11:16

هیچ گاه فکرنمی کردیم که آن سرچشمه زلال آب که به دنبالش بودیم سرآبی بیش نیست!

بیشتر وقتِ اعضا در فرقه صرف بیگاری در آشپزخانه، جاروی خیابان ها، علف کنی و کاشت گوجه،خیار و سبزی می شد

 

 

فراق: جدا شده های فرقه رجوی، مخزنی از اسرارِ خیانت ها و جنایت های فرقه رجوی هستند. این افراد با بیان سرگذشت و بازگویی دیده های خود نقش مهمی در افشای ماهیت پلید این فرقه دارند.

افشاگری های این افراد سیمای واقعی فرقه رجوی را آشکار ساخته و این گفتارها در نهایت آگاهی بیشتر مقام های بین المللی، خانواده ها و حتی اسیران فرقه رجوی را موجب می گردد.

علی اکرامی، یکی از جداشده های فعال و پرتلاش فرقه رجوی است که تمام سعی خود را برای رهایی اسیران فرقه به کار گرفته است.

وی بنا به گفته خودش تحت تاثیر احساسات پاک و صادقانه خود، جذب این فرقه شده و از سال ۱۳۵۸ به عنوان یک کادر شروع به فعالیت در آنجا نموده است. اکرامی در فرقه عضو شورای مرکزی ، یکی از مسؤولان بخش روابط خارجی، امنیت، اطلاعات و اداره کار و کارگران پادگان اشرف بوده است.

ناگفته های و اسرار پشت پرده فرقه رجوی را در گفت و گوی خواندنی پایگاه خبری-تحلیلی فراق، با علی اکرامی در زیر می خوانید:

************************************************************************************************************************

فراق-جناب آقای اکرامی لطف کنید برای شروع مصاحبه یک معرفی اجمالی از خودتان برای ما بیان کرده و توضیح دهید که چگونه جذب فرقه رجوی شدید؟

باسلام و عرض ادب خدمت دست اندرکاران پایگاه خبری – تحلیلی فراق و عرض تشکر بابت این فرصتی که فراهم کردید تا بتوانم درخدمت انسان های آگاه و آزاده ای باشم که منصفانه و بدون جهت گیری سیاسی خاص درجستجوی حقایق و واقعیت های فرقه رجوی هستند.

من علی اکرامی متولد بندرامام که درگویش محلی سربندر خوانده می شود هستم. از سال ۱۳۵۵ درحالی که دانش آموز سال دوم دبیرستان بودم از طریق دبیرادبیات که فردی سیاسی ومخالف رژیم شاه بود باکتاب های صمد بهرنگی و دفاعیات بنیان گذاران فرقه به صورت کلی آشنا شدم.

باشکل گیری انقلاب ضدسلطنتی تحت رهبری آیت الله خمینی به صورت همه جانبه وحرفه ای تر، وارد دریای خروشان تظاهرات واعتراضات مردمی شدم . باپیروزی انقلاب اسلامی مدتها درکمیته های مردمی وجهاد سازندگی به پاسداری از انقلاب وسازندگی درروستاها مشغول شدم. درسال ۱۳۵۸ همزمان با شکل گیری دفاتر جنبش ملی مجاهدین درشهرآبادان از طریق یکی از دوستان دانشجو در دانشکده نفت آبادان پایم به دفترمجاهدین درمنطقه ایستگاه هفت آبادان باز شد. در آن مقطع من جوان آرمان خواهی بودم که بااحساس وشور ونه منطق وشعور متناسب، بامقتضای سن به دنبال گم شده خود می گشتم تا پاسخی برای سوال ذهنی ام بیابم که چگونه می توان نهال نورس انقلاب را از دستبرد امپریالیست ها و به خصوص امریکا واستثمارگران داخلی که سالیان خون ودسترنج زحمتکشان ومستضعفان رابه غارت برده بودند درامان نگاه داشت؟

همزمان درفضای پرالتهاب وغلیان جامعه گروههای زیادی پا به عرصه صحنه سیاسی واجتماعی ایران گذاشته بودند.یکی از این گروه ها فرقه موسوم به مجاهدین خلق بود که سالیان بعد به دلیل تناقضات شکل ومحتوای آن از طرف مردم منافقین لقب گرفت.

بنده عمد دارم باتوجه به تجارب وشناخت تئوریک از فرقه ها این فرقه را یک فرقه مخرب کنترل ذهن نام گذاری کنم.

رهبران این فرقه باسواستفاده از شور واحساسات مذهبی وانقلابی جامعه به خصوص قشرجوان ودانشجو باطرح شعارهای پرجذبه و فریبنده که از مهم ترین مطالبات نسل انقلاب جامعه بود اقدام به جذب جوانان نمودند.

شعارهای اسلام راستین و حکومت عدل علی(ع)،جامعه بی طبقه توحیدی،حمایت از حقوق کارگران ودهقانان،برابری سیاسی واجتماعی زن ومرد،آزادی، احزاب وگروهای سیاسی،نفی استثمار وستم مضاعف جنسی واقتصادی ومبارزه با امپریالیسم آمریکا.

طرح هریک از این شعارها درجامعه تشنه و به ستوه آمده از اختناق سالیان حکومت آریامهری به تنهایی کافی بود تابخشی از قشرجوان جامعه مجذوب این شعارهای پرجذبه والبته فریب کارانه شوند.

من هم درچنین جو و فضای تحت تاثیر احساسات پاک وصادقانه خودم، جذب این گروه شدم و از سال ۱۳۵۸ به عنوان یک کادرهمه جانبه وحرفه ای شروع به فعالیت کردم . طی این سال ها عضوشورای مرکزی فرقه، یکی از مسؤولین بخش روابط خارجی، امنیت، اطلاعات و اداره کار و کارگران پادگان اشرف بودم.

فراق-پیش از خروج از ایران و عضویت در فرقه، تشکیل خانواده داده بودید؟ فرزند داشتید؟

من درآن روزها ۲۰سال بیشترنداشتم و به دلیل اینکه تمام وقتم صرف فعالیت های تبلیغی وسیاسی برای فرقه می شد دیگربه تشکیل خانواده فکر نمی کردم. اگرچه تشکیل خانواده وانتخاب یک شریک زندگی آمال وآرزوی هرجوانی بود ولی من درآن مقطع سعادت وخوشبختی و رفاه اجتماعی خلقم را برمنافع وخوشبختی فردی ترجیح می دادم.آخرآن روزها درضمیر وخلوت درون صادق خودم فکر می کردم مسیری که انتخاب کرده ام رضای خدا وخلق است.

هیچ گاه فکرنمی کردیم که آن سرچشمه زلال آب که به دنبالش بودیم سرآبی بیش نیست! همزمان با اعلام جنگ مسلحانه توسط فرقه به دلیل اینکه شرایط عینی چنین مبارزه ای فراهم نبود وظرف و بسترآن از جمله پایگاه وخانه های تیمی کافی برای مخفی نگاه داشتن اعضا از طرف رهبران فرقه فراهم نشده بود بسیاری از اعضا وهواداران توسط همین مردم که ما آنها راخلق قهرمان خطاب می کردیم دستگیرشدند.

رجوی و دیگر رهبران فرقه درک کودکانه ای از میزان پایگاه اجتماعی نظام ایران وحمایت مردم وشرایط عینی مبارزه مسلحانه داشتند. به همین دلیل بادست زدن به یک حرکت سکتاریستی (سکتاریسم یعنی بریدن از توده ها و تبدیل شدن به یک دسته جدا از خلق) صدها نفراز هواداران و اعضا را که شرایط وامکانات لازم برای مخفی شدن را نداشتند قربانی کردند.دوران فرار ودربه دری من درشهر وروستا وکوه ودشت بدین گونه آغاز شد.

 

۸شهریور سال ۶۰به دنبال انفجارتروریستی دفترنخست وزیری بعد از چهار سال آوارگی و درسرمای زمستان وگرمای تابستان وخوابیدن درپارک ها،گورستان ها درنهایت از طریق مرز زاهدان به پاکستان رفتم و از آنجا به صورت قاچاق وارد عراق شدم.البته قبل از آن دردفترکمیساریای کراچی به من پناهندگی دولت هلند داده شد که کلیه مدارکم توسط سران فرقه از من تحویل گرفته شد.

دررابطه باتشکیل خانواده ، یک بار اواخرسال ۶۷ در دفتراصلی فرقه توسط عباس داوری مسوول ستاد روابط خارجی بغداد به من یکی از اعضای زن پیشنهاد گردید. از آنجایی که احساس می کردم خودم دراین انتخاب هیچ نقشی نداشتم واصولا این یک ازدواج تحمیلی تشکیلاتی بود که منافع واهداف فرقه درشکل گیری آن دخالت داشت با این پیشنهاد به رغم اصرار فراوان داوری مخالفت کردم وتاکید کردم تمایلی به ازدواج ندارم.

فراق-برنامه روزانه کاری شما به طور مشخص در فرقه چه بود ؟

من به دلیل اینکه بیشتر درقسمت ستادی وبخش های روابط خارجی در بغداد نفر اصلی فرقه بودم برنامه ام تاحدودی با اعضای لشکرهای رزمی وپشتیبانی دراشرف تفاوت داشت ولی درمجموع برنامه ریزی فشرده وکارهای یدی سخت بدین منظور در دستور کارقرار می گرفت که اعضا را به لحاظ جسمی وروحی روانی خسته و فرسوده سازند .

برنامه می بایست به قدری فشرده ریخته می شد تا اعضا، فرصت فکر کردن وآرامش فکری نداشته باشند.مریم رجوی درتوجیه این برنامه ریزی روزانه چنین می گفت که یک عضو فرقه باید آن قدر کار وتلاش جسمی داشته باشد که وقتی شب برای استراحت به خوابگاه می رود از خستگی بیهوش شود ودیگررمق فکر کردن نداشته باشند.چون درمناسبات فرقه فقط رجوی حق فکروسوال کردن دارد وبرای مابقی اعضا ممنوع ومرزسرخ است.

بعد از آتش بس ایران وعراق ، به دستورصدام حسین ، دیگرفرقه حق هیچ گونه عملیات نظامی رانداشت و بعد از سرنگونی رژیم عراق هم به کلی خلع سلاح شده بودند، چه ضرورتی برای این برنامه ریزی فشرده روزانه وجود داشت؟ چون دیگرچشم انداز عملیات وبحث سرنگونی وجود نداشت.

پس برنامه ریزی فشرده روزانه وبکارگرفتن اعضا دربیگاری سرویس وتعمیرتانک ها و نفربرهای اسقاطی رژیم صدام دقیقا به منظورسرکارگذاشتن نیروها ومشغول کردن اذهان آنها بوده است.دربهترین شکل اعضا بین ۴تا۵ساعت بیشترفرصت استراحت نداشتند و مابقی وقت آنها صرف بیگاری در آشپزخانه،جاروی خیابان ها ،علف کنی و کاشت گوجه ، خیار وسبزی می شد. ما نفهمیدیم از کی علف کنی، کاشت بادمجان وخیاراستراتژی مبارزه وسرنگونی شده است!

فراق-نشست‌های ایدئولوژیک فرقه چگونه برگزار می شد و چگونه اعضا را مجبور به بیان شائبه های ذهنی می کردند؟

اجازه بدهید قبل از اینکه وارد چگونگی برگزارشدن نشست ها بشوم یک اشاره به خود مساله شکل گیری به اصطلاح انقلاب ایدئولوژیک واینکه مسعود رجوی چه هدفی را درقبال اجرای آن دنبال می کرد داشته باشم.

این حرکت رجوی نه یک انقلاب بلکه دقیقا یک کودتا به منظور حذف مسؤولین باسابقه و به دست گرفتن تمامی اهرم قدرت در فرقه بود درحقیقت کودتایی مشابهه کودتای سال ۵۴ تقی شهرام، که در سال۶۴رجوی همان هدف را دنبال می کرد.

بعد از پیروزی انقلاب مرجع تصمیم گیری جمعی درقالب یک دفترسیاسی متشکل از اعضای باسابقه بود . مسعود رجوی نقش سخنگوی دفترسیاسی را داشت وحتی درقیاس با موسی خیابانی دست پایین تربود ولی بعد از مرگ موسی خیابانی و فرار رجوی به پاریس و به دنبال آن شکست و متلاشی شدن تشکیلات این فرقه و فرار باقی مانده نفرات به خارج از ایران ومنطقه کردستان عراق، رجوی فرصت رابرای قبضه کردن قدرت و کنارزدن اعضای شاخص و باسابقه فرقه از جمله علی زرکش ، مهدی افتخاری ،حسن مهرابی وچندین نفر مناسب دید.

پایان بخش ۱

ادامه دارد

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=11144

نوشته های مشابه

29سپتامبر
افراد اسیر در فرقه رجوی به سرعت مسیر زندگی خود را تغییر دهند
گفت و گو با «بخشعلی علیزاده» به مناسبت چهارمین سال بازگشت وی به آغوش میهن

افراد اسیر در فرقه رجوی به سرعت مسیر زندگی خود را تغییر دهند

04سپتامبر
روایت جدید مسعود خدابنده از سرنوشت «انگشت اضافی»
عامل انفجار ۸ شهریور از ایران چگونه از ایران خارج شد؟

روایت جدید مسعود خدابنده از سرنوشت «انگشت اضافی»