تاریخ : دوشنبه, ۲۶ مهر , ۱۴۰۰ Monday, 18 October , 2021

تبانی فرقه رجوی با کمیساریای پناهندگان سازمان ملل در آلبانی

  • کد خبر : 10469
  • 06 سپتامبر 2017 - 11:00

همانطور که اطلاع دارید به تازگی فرقه تروریستی رجوی به اعضای نجات یافته خود، که به ناحق و به صورت غیرقانونی مستمری پناهندگی آنان را در اختیار گرفته است، اعلام نموده که از سال آینده دیگر به آنها پولی پرداخت نخواهد کرد و هرکس هم شکایتی دارد بایستی به کمیساریا مراجعه کند.

درهمین راستا به برخی نیز در طی پرداخت همین ماه گفته که حتی از این ماه نیز دیگر به آنها پولی داده نمیشود که وقتی با اعتراض افراد مواجه شده اند عقب نشینی کرده و اقدام به دادن مستمری ماهیانه پناهندگی نموده اند. این روش نوع دیگری از فشار بر روی این افراد و به عبارت دقیق تر ترساندن کسانی است که در درون مناسبات این فرقه خواهان جدایی هستند.

طبق اخبار دقیقی که از منابع مختلف کسب شده است تعدادی بین ۲۳۰ تا ۲۵۰ نفر در محلی در دور دست (تعدادی احتمالا در بندر دورس) در به اصطلاح قرنطینه سازمان هستند که همگی خواهان جدایی اند. در این میان تعدادی از فرماندهان بالا و بخصوص از زنان شورای رهبری هم هستند که خواهان جدا شدن می باشند. این افراد را با تهدید و ارعاب در محلهایی مسکونی که در دست خود فرقه قرار دارد زندانی کرده اند و به آنها گفته شده که اگر در معابر عمومی دیده شوند و یا کسی متوجه جدا شدن آنها شود امکانات مالی و صنفی آنان قطع خواهد شده و به امان خدا رها خواهند شد که موجب ترس آنان می شود. این افراد موظف هستند تا زمانیکه فرقه مشخص میکند در همین اماکن بمانند و زیر نظر آنها باشند تا نان بخور و نمیرشان قطع نگردد.

از طرف دیگر اخبار رسیده حاکی است که با ساختن یک کمپ در نزدیکی فرودگاه و در یک محل دور افتاده که با سه لایه سیستم حفاظتی و بعد هم با یک لایه نگهبان که همگی از فرماندهان بالای فرقه هستند و یک لایه خارجی که با بخش خصوصی کنترات کرده اند این محل را زیر نظر دارند. تمامی این اقدامات برای جلوگیری از فرار افراد می باشد.

یک تناقض فاحش در دعاوی فرقه رجوی وجود دارد. از یک طرف با نشان دادن برگه هایی مدعی هستند که کمیساریا ابلاغ کرده که تا پایان سال میلادی باید ساختمانهایی که در آنها ساکن هستند را تخلیه کنند، و بهانه کرده اند که چون پولی ندارند به ناچار دیگر پول به نجات یافتگان پرداخت نمیشود. اما از طرف دیگر با استخدام شرکتهای خصوصی و پرداخت پولهای گزاف به آنها افراد را با گرفتن تعهدنامه و وارد شدن خود مریم رجوی و آوردن پیام از طرف رهبر گور به گور شده فرقه و تطمیع و تهدید به آنجا میبرند و این پول به شرکتهای خصوصی پرداخت میشود.

فرقه تلاش دارد تا افراد را که از ترس گرسنه ماندن در بیرون و نداشتن هیچگونه پشتوانه مالی و قطع بودن از خانواده هایشان جایی ندارند به زور به محل جدید ببرد. فشارهای وارده از طرف سازمان و اینکه القا می کند که خانواده دشمن اصلی مبارزه است و بایستی هر کس سر این موضوع پروژه بخواند و خانواده خود را لعن و دشنام بدهد و به کسی هم اجازه تماس با خانواده اش داده نمیشود موجب شده تا افراد برای سالیان از خانواده خود محروم و دور باشند. حتی برخی نیز اساسا خبری از اعضای خانواده خود ندارند. در برخی موارد نیز که به تعدادی بر اثر فشار اجازه تماس داده میشد علاوه بر خود فرد دو نفر دیگر همزمان به حرفهایش گوش میدادند و بیشتر از ده دقیقه نیز اجازه تماس داده نمیشد.

در همین کش و قوس نیز برخی در وزارت کشور آلبانی با خریده شدن از طرف این فرقه و پرداخت پولهای کلان به برخی در سطوح بالا و فشار اوردن به سفارت این کشور در ترکیه به خانواده ها جهت دیدن فرزندنشان ویزا و اجازه سفر به آلبانی داده نمیشود، تا خانواده ها با آمدن به اینجا بتوانند به فرزندان خود بگویند که آنها پشتوانه خانواده خود را دارند که نیازی به ترس از جدا شدن نداشته باشند.

اما متاسفانه این فرقه با بریدن پولی که حتی درحد بازنشستگی این افراد نیست که سی سال کم یا بیش عمر خود را صرف این سازمان مخوف و جهنمی کرده اند دارد دوباره به نوع دیگری به آنها فشار وارد میکند تا با فرار از این کشور خود را در دام کمپهای کشورهای دیگر بیاندازند تا مانند خاری در چشم این فرقه آن نباشند، چرا که هر چه این افراد در خیابانهای تیرانا دیده شوند مانند تیری در قلب این فرقه هستند.

اینجا نه هتل مهاجری هست که بتوان ترساند که در آنجا شکنجه می کنند و نه سجاد نامی که بگویند افراد را دزدیده و به ایران می برد. پس باید پول را قطع کرد تا آنها را به شکل دیگری سر به نیست نمود. دیگر اشرفی هم نیست که گفته شود فلانی خودسوزی کرد ویا فلانی به دلیل شلیک ناخواسته کشته شد (معلوم نیست که چرا به یکباره در یک سال چند ین نفر به دلیل شلیک ناخواسته کشته شدند) بگذریم اگر این داستانها بازگوشود خود دفتر جداگانه ای نیاز دارد.

حال باید پرسید نقش کمیساریا چیست؟ در یک کلام مترسک است. باز میتوان روی مترسک حساب باز کرد که مانع نشستن پرندگان برای خوردن دانه های کشاورزان بشود که کمیساریا این خاصیت را هم ندارد. در این میان نه تنها کاری انجام نمیدهد بلکه به صراحه اعلام میکند که هیچ مسئولیتی در قبال افراد ندارد و این با شرح وظایفش همخوان نیست.

وقتی یک توافق پشت پرده غیر قانونی در ژنو باشد با یک فرقه تروریستی بسته میشود، وقتی رئیس پلیس منطقه در قبال خانواده هایی که برای دیدن عزیزان خود آمده اند و مورد ضرب و شتم عناصر فرقه قرار میگیرند و خوش خیالانه به پلیس شکایت میکنند و پلیس به جای رسیدگی به شکایت آنان، با یک تلفن به او از طرف فرقه که حق الحساب به او میدهند، خانواده ها را تهدید و بعد به دستگیر میکند و تحت بازجویی قرار می دهند، وقتی سفارت آلبانی در ترکیه مانع آمدن خانواده ها میشود و آنان را ماه ها معطل نگاه می دارد و نهایتا ویزا نمی دهد، وقتی شخصی به نام آریون که رئیس پلیس اینجاست خیلی آشکارا دست در دست فرقه دارد، وقتی وزارت کشور اینجا که باید پلیس تحت نظر آنها باشد اعلام میکند که به آنها مربوط نیست و کاری نمی توانند بکنند، دراینصورت دیگر چه انتظاری از این فرقه جهنمی باید داشت. همینجاست که میتوان معنی حرف فردی بنام جواد خراسان را فهمید که میگوید خدا آلبانی را برای مجاهدین خلق درست کرده است تا هر غلطی خواست علیه کسانی که سالیان سال بهترین سال های عمر خود را به پای رهبر شیاد آن ریخته اند انجام دهند. در این بین آمریکا نیز با منافع سیاسی خودش علیه ایران به این کثافتکاری و فاحش ترین نوع نقض حقوق بشر مشروعیت میدهد. هر زمان یاد شعارهای ضد امپریالیستی رجوی در تهران می افتم واقعا به سادگی خودم خنده ام می گیرد.

باید اضافه کرد که جامعه بین الملل هم این چنین ساکت نشسته تا این فرقه جهنمی خون اعضای خود را در شیشه کند. همان اعضایی که همه عمر و دارایی خود را داده اند تا ظاهرا بهروزی برای مردم ایران به ارمغان ببرند. افراد نجات یافته در آلبانی هیچ پشتوانه و حامی ندارند. سازمانی که خود را بهترین و پیشتازترین و یگانه ترین و دموکرات ترین آلترناتیو و تنها سازمانی که حامی حق و حقوق مردم ایران است میداند، با پیروان صدیق خود اینگونه رفتار می کند وای به مردم عادی که علنا آنان را دشمن می نامد.

این است “سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران” و “ارتش آزادیبخش ملی مردم ایران، بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران” و “شورای ملی مقاومت و انقلاب نوین مردم ایران”. این همه اسم پر طمطراق که فقط بوی تعفن و سبعیت و بربریت میدهد و همه آنرا با داعش مقایسه می کنند تنها با پرداخت هزاران دلار به باز نشستگان جنگ طلب آمریکایی در صدد حفظ بقایای ننگین خود است.

مصداق عینی “حیات خفیف خائنانه” را امروز باید در احوالات مسعود رجوی گور به گور شده جستجو کرد.

یادداشت از حسین نجات – نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=10469