انتقام امام مهدی(عج) از خونهای بهناحق ریختهشده، هرگز یک مسئلهی شخصی یا تاریخی نیست؛ بلکه این انتقام، پاسخی به جریان همیشگی نفاق است که از صدر اسلام تا امروز، با چهرهای اسلامی، علیه توحید و نبوت صفآرایی کرده است.

منافقین که در کربلا در لباس مسلمانان با امام حسین(ع) جنگیدند، خطری بس بزرگتر از کافران صریح داشتند؛ زیرا با نفاق خود، بنیان اعتقادات را نشانه گرفتند.
حضرت مهدی(عج) منتقم خونهای بهناحق ریختهشده در عالم است، اما این انتقام، یک مسئلهی شخصی یا صرفاً تاریخی نیست. آنچه در کربلا رخ داد، از نگاه اعتقادی، ستیز تمامعیار اسلام با تمام جلوههای کفر بود؛ کسانی که با امام حسین(ع) جنگیدند، در حالی که ادعای مسلمانی داشتند، در حقیقت به انکار توحید و ردّ نبوت برخاستند. این نفاقِ پنهان، به مراتب از کفرِ صریحِ کافرانِ صدر اسلام بدتر و خطرناکتر بود؛ چراکه با چهرهای دینی، ضربهای مهلک به پیکرهی اسلام وارد کرد.
واقعهی کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش در عاشورای سال ۶۱ هجری، حادثهای نیست که فقط به زمان خود محدود باشد یا تنها از دشمنی شخصی بنیامیه با اهلبیت(ع) نشأت گرفته باشد. ریشههای اصلی این مصیبت بزرگ، به دشمنیهای حسابشدهی منافقانِ زمان پیامبر(ص) بازمیگردد؛ همانان که پس از رحلت رسول خدا(ص)، با انحراف در سقیفه، پایههای حکومتی را بر ستم و انحراف بنا نهادند. از همین روست که مصیبت عاشورا برای خاندان وحی(ع) چنان جانگداز است که تا پایان دنیا باقی میماند و حتی با انتقام امام عصر(عج) نیز بهکلی از بین نمیرود. امام رضا(ع) در این باره میفرماید:
«روز امام حسین(ع) (عاشورا) پلکهای ما را زخم نموده، اشکهای ما را روان ساخته، عزیز ما را در سرزمین گرفتاری به ذلّت انداخته و موجب شده تا پایان دنیا در اندوه و گرفتاری بمانیم؛ پس گریهکنندگان باید بر مانند حسین(ع) بگریند.»(۱)
اما گفتوگوی مفضّل با امام صادق(ع) پرده از واقعیتی تلختر برمیدارد. مفضّل که از خواصّ اصحاب امام بود، برای تسلّی دادن به حضرت گفت: «روزی که دشمنان را قصاص میکنید، از روز محنت شما بزرگتر است.» ولی امام(ع) پاسخ داد: «نه، بهروز محنت ما در کربلا نمیرسد.»(۲) یعنی قصاص دشمنان، هرگز غم عاشورا را جبران نمیکند؛ زیرا این مصیبت، ریشه در جریانی عمیقتر از ظلم بنیامیه دارد: جریان نفاقی که از سقیفه آغاز شد و قاتلان محسن فاطمه(ع) آن را پیریزی کردند.
از این بالاتر، هر کس در هر زمان و مکانی، به کشتهشدن سیدالشهدا(ع) قلباً راضی باشد، خود جزو قاتلان او محسوب میشود، چنانکه پیامبر(ص) فرمود:
«آگاه باشید، کسانی که به کشتن حسین(ع) راضی و خشنود باشند، در کشتن آن حضرت شریک قاتلانش هستند.»(۳)
به همین دلیل، در روایات آمده که امام عصر(عج) هنگام ظهور، انتقام خون سیدالشهدا(ع) را از فرزندان قاتلان نیز میگیرد؛ نه بهخاطر عمل پدران، بلکه بهخاطر رضایت و افتخار آنان به آن جنایت. عبدالسلام هروی از امام رضا(ع) پرسید: مگر نه اینکه قرآن میفرماید: «هیچکس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد»؟(۴) حضرت پاسخ داد:
«خداوند راست گفته است، ولی فرزندان کشندگان حسین(ع) به اعمال پدران خود راضیاند و به آن افتخار میکنند. هر کس به کاری راضی باشد، مانند کسی است که آن را انجام داده است؛ تا آنجا که اگر کسی در مشرق کشته شود و دیگری در مغرب به قتل او راضی باشد، آن راضیکننده نزد خدا شریک قاتل است. قائم(عج) نیز آنان را به همین دلیل به قتل میرساند.»(۵)
در روایت دیگری، ابوحمزه ثمالی از امام باقر(ع) نقل میکند که فرشتگان پس از شهادت حسین(ع) به خدا عرض کردند: «آیا قاتلان بهترین بندگانت را به حال خود وا میگذاری؟» خداوند فرمود: «به عزّت و جلالم سوگند، هرچند پس از گذشت زمانها باشد، از آنان انتقام میگیرم.» سپس امامان از نسل حسین(ع) را به فرشتگان نشان داد و فرمود: «با این قائم (شخص ایستاده) از آنان انتقام خواهم گرفت.»(۶)
پینوشتها:
۱. بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۸۴.
۲. فاطمه الزهراء بهجه قلب المصطفی، ص۵۳۲.
۳. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۰۴.
۴. سورهی انعام، آیهی ۱۶۴.
۵. عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۷۳.
۶. دلائل الامامه، طبری، ص۲۳۹.
سرویس پژوهش فراق
انتهای پیام

































