در ۲۸ خرداد ۶۰ بود که تروریستهای مجاهدین خلق طی اطلاعیهای به صورت رسمی، مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی را اعلام و عصر ۳۰ خرداد، در تهران و چند شهر بزرگ، حرکت نظامی خود را با بستن خیابانها و تظاهرات و درگیری آغاز کرد.

به گزارش فراق، این تصمیم پس از عزل بنیصدر در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ واقع شد. درست همان زمانی که بیکفایتیاش همراه با خیانت در هنگامهی جنگ ایران و عراق آشکار شد. پس از آن بود که ترور مسئولین نظام از سوی منافقین یک به یک ایران را در شوک فرو میبرد. رجایی، رئیسجمهور، باهنر، نخستوزیر و بهشتی، رئیس قوه قضاییه شهید شدند. آیتالله خامنهای هم در همان برههیمانی از سوی بازماندگان گروهک فرقان ترور شد. نمایندگان امام(ره) که هر کدام در شهر و دیار خود محوریت و مرجعیت داشتند نیز در امان نبوند.
اما اینها تنها قربانیان این هجوم وحشیانه به شمار نمیآمدند؛ هر انسانی که رنگ و بوی مذهبی و انقلابی داشت به جرم مذهب و انقلاب به تیغ خشم منافقین دچار میشد. در این میان زنان و کودکان مستثنا نمیشدند. چه بسا هدف شومشان، اقتضای رعب و وحشتی بیسابقه داشت. اسلحه سرد و گرم، بمبگذاری، آتش زدن اماکن و افراد، خفه کردن و سر بریدن ابزارشان بود. در همان ایام خرمشهر در آتش اشغال سربازان صدام میسوخت و زمین پایتخت زیر بار راهپیماییهای منافقین قد خم کرده بود.
دهه شصت دهه ترور، تجزیهطلبی، تهدید و جنگ شد. به اندازه دو ورزشگاه آزادی شهید دادیم. صدها تن از دختران و زنان و تعدادی از برادران اهل تسنن در این اغتشاشات و آشوبگریها جان باختند. اما نه ایران سقوط کرد نه جمهوری اسلامی. امام(ره) فرموده بود مردم خود به پا خیزند. اگر هر خانهای همسایه خود را رصد کند شهر از دست آشوبگران پاک خواهد شد.
در سال ۱۳۶۱ پس از آنکه در داخل ایران به دلیل آمادگی نیروهای نظامی و اطلاعاتی، کمترین تحرک برای نیروهای سازمان، طاقتفرسا و خطرآفرین شد، دستور خروج نیروها از کشور به عراق داده شد. از آن پس، خارج از کشور علیه ایران اسلامی توطئهچینی میکردند.

در پایان جنگ تحمیلی، سازمان مجاهدین خلق در نشستی مشترک با رژیم بعث به این نتیجهی توهمی رسید که اقدام به پذیرش قطعنامه، از سوی ایران، به منزله فروپاشی نظام است و با یک عملیات نظامی میتوان حکومت جمهوری اسلامی را نابود کرد. این عملیات، به زعم آنها فروغ جاویدان نامیده شد. منافقین با ستونی مشتمل از هزاران نفر و به پشتیبانی پدافند هوایی صدام و با شعار از مهران تا تهران از گردنه پاتاق عبور کرده و به سمت اسلام آباد غرب حرکت کردند و در این میان از هیچ جنایتی فروگذار نکردند.
مسعود رجوی در آستانه این عملیات به منافقین گفته بود هرجا پای بگذاریم، تودههای مردم به ما خواهند پیوست و زندانیانی که آزاد میکنیم همیار ما برای پیروزی خواهند بود! شما احتیاجی ندارید که چیزی با خود حمل کنید. ما مثل ماهی در دریای جمعیت شنا خواهیم کرد. آنها هر چه بخواهید به شما خواهند داد! اما زمانی که منافقین به سمت کرمانشاه هجوم آوردند، با مقابله مردم بومی و نیروهای نظامی مواجه شده و نزدیک کارخانه قند اسلام آباد غرب متوقف شدند.
تلاش برای استحاله از درون
دشمن اگر در دهه ۶۰ دشمن با پیادهنظام خود مقابل ما بود، در دهه ۷۰ فضای استحالهطلبی و نفوذ گسترده در حاکمیت را دنبال کرد. از یکسو تلاش کردند مسئولان و نهادهای حاکمیتی را مقابل یکدیگر قرار دهند و توطئه حاکمیت دوگانه را دنبال کردند و از سوی دیگر تلاش کردند با فتنهگری مردم خصوصا برخی دانشجویان و جوانان را در مقابل نظام قرار دهند.
اما انسجام اجتماعی و وحدت فراگیر برخاسته از تبعیت مردم از رهبری، آتش فتنه را خاموش کرد. آنچه در فاصله ۱۸ تا ۲۳ تیرماه ۷۸ اتفاق افتاد نشان داد که دشمن از کوچکترین روزنهای بهانه آشوب و اغتشاش و تخریب ساخته و کشور را دچار بحران میکند. اما حماسه ۲۳ تیرماه تجلی نفوذ کلام رهبر معظم انقلاب بود که همچون چشمهای زلال جاری شد و مردم را در دفاع از کیان اسلام و وطن به میدان آورد.
در آن ایامِ پرالتهاب، که سوءاستفادهگران از احساساتِ پاک و عدالت طلبی و آرمانخواهیِ دانشجویانِ عزیزِ میهن، برای برافروختنِ آتشِ فتنه بهره جستند، ملتِ بصیرِ ایران و دانشجویان آگاه با بیداریِ خویش، این توطئه سیاسی-اجتماعی را فوراً نقش بر آب ساختند و نمادی سترگ از ایستادگی در برابرِ هرگونه انحراف را به نمایش گذاشتند.

فتنه تغلب
سال ۸۸ درست در زمانی که ملت ایران آماده بود تا موفقیت در برگزاری انتخابات عظیم ۸۵ درصدی خود را جشن بگیرد با یک ادعای پوچ اما تهییجکننده از سوی برخی نامزدهای انتخابات و حامیان سیاسیشان مواجه شد. ادعایی که توانست طی چند ساعت یک شیرینی تاریخی را به یک فتنهی تلخ مبدل کند. فتنهای که میرفت تا اصل نظام را نشانه بگیرد. میرحسین موسوی با اختلاف ۱۱ ملیون رای انتخابات را واگذار کرده بود اما با ادعای واهی تقلب در پی ابطال انتخابات بود. همین ادعا سبب شد تا در میان اقشار مختلف جامعه نیز اختلاف و درگیری شکل گیرد. اما این درگیریها فقط به تنازعات جناحی و بگومگوهای مردمی ختم نشد بلکه زمینه را برای آشوبگران و فتنهانگیزان فراهم کرد. آمریکا که نیز شرایط را فراهم دیده بود با اظهارنظرهای مداخله جویانه و استفاده از شیوههای جنگ نرم در بستر فضای مجازی و به میدان آوردن اهرمها و ابزارهای گوناگون جنگ روانی و سیاسی و تبلیغاتی، بر آتش فتنه دمید. اعتراضات به نتیجه انتخابات بستری شد برای حضور منافقین و مزدوران و تخریبگران تا برای بار دیگر شانس خود را برای براندازی نظام امتحان کنند.
کمکم تخریبهای خیابانی شروع شد. اماکن عمومی تخریب میشد. به مساجد حمله شد و قرآنها به آتش کشیده میشدند. در شلوغیها با سلاح گرم و سرد به جان مردم افتاده برخی را میکُشتند و آنجا که موفق نمیشدند با طرح عملیات کشتهسازی علاوه بر ایجاد رعب و وحشت نظام را متهم میکردند.
فتنهگران هر روز مردم را برای حضور در کف خیابانها و ایجاد آشوب تشویق میکردند. اما محرم فرا رسید و وقتی اغتشاشگران حرمت روز عاشورا را نگه نداشته و پرچم امام حسین را به آتش کشیدند به ناگاه نقاب از چهرهی نفاق برداشته شد و هویت آنها برای ملت ایران مسجل گشت. بدینترتیب مردم با راهپیمایی حماسی و اتحادی به یاد ماندنی در مقابل آنان قد علم کرده و خواستار محکومیت سران فتنه شدند و حادثه عظیم ۹ دی رقم زده شد. این فتنه با بصیرت و حضور باشکوه مردم به تاریخ پیوست. اما زمینهساز تحریمها شد و زخمی بر پیکره ایران اسلامی نهاد.
بنزین بر آتش اغتشاش
بامداد ۲۴ آبان ۱۳۹۸ بود که شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران، بدون اعلام قبلی از تغییر قیمت بنزین خبر داد. خبری که موجب شد فردای همان روز، تجمعات اعتراضی در چند شهر کشور برگزار شود و به سرعت به استانهای مختلف سرایت کرده و برخی شهرهای کشور را تا حدود یک هفته پس از آن صحنه درگیری، اغتشاش و آشوب کند. این مساله در سال ۹۶ هم به وجود آمده بود. در سال ۹۶ مسئولان آمریکایی صریح و مداخلهجویانه به اغتشاشات ورود کردند. اعلام شد که گردانندگان برخی کانالهای تلگرامی که توسط افرادی فارسیزبان بر علیه نظام ایجاد شدهاند، رسما به استخدام سازمان سیا درآمدهاند و کاخ سفید قصد دارد با استفاده از جاسوسیها برای براندازی در ایران فعالیت کند.
در اغتشاشات آبان ماه سال ۹۸ نیز تلگرام مجددا در جهت تشدید آشوبها و بستر ارتباط و سازماندهی ضدانقلاب و اغتشاشگران عمل کرد. آموزش مسلحانه، تشویق و ترغیب به خشونت و اغتشاش از در این بستر رخ داد.اما باز هم بصیرت مردم و تشخیص به موقع آنها و نقشآفرینی آشکارشان در میدان دفاع از دین و کشور، نقشههای دشمن را ناکام گذاشت.
غائله مهسا و تجمیع تلاش براندازان!
فوت مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ زمینهی مناسبی شد برای آغاز تحرکاتی که تابلوی خود را مساله زن و حجاب قرار داده بود. تحرکاتی که از مدتها پیش برنامهریزی شده بود و عاملان آن بصورت شبکهای فعالیت داشتند. اعضای این شبکه با طراحی و حمایت مالی آمریکا و اسرائیل و با عاملیت عناصر سیاسی خارجنشین فعالیت میکردند و مشغول شبکهسازی از میان اراذل و اوباش، منافقین، برخی جریانات فعال در حوزه دختران و زنان و… و برنامهریزی برای نقشآفرینی در اغتشاشات بودند. این شبکه با برگزاری دورههای مجازی و رایگان برای فعالان حوزه زنان و جامعه مدنی، عناصری از داخل و خارج از کشور را آموزش میدادند.
فوت ناگهانی دختر جوان، سخنان ضد و نقیض خانوادهی او، و البته ضعف عملکرد رسانهای در انتقال حقیقت ماجرا به افکار عمومی، سبب شد تا فرصتی طلایی برای اغتشاش فراهم شود. اما اینبار به نام مسئلهی زن در ایران. بار دیگر آشوب به خیابان کشیده شد.
سقوط جمهوری اسلامی، توهمی بود که برساخت ضدانقلاب و دشمنان بود اما در آن ایام در اثر سلطه فضای مجازی، این گزاره توهمی در اذهان برخی از افراد نشست. برخی از سلبریتیها آگاهانه و برنامهریزی شده وارد گود شدند و آنچه سالها مخفی نگاه میداشتند را بروز دادند، باز هم داستان اغتشاش و دعوت برخی سلبریتیها از مردم برای آشوب سبب شد تا سناریوی ثابت براندازان توسط مزدوران و آشوبگران خیابانی اجرا شود. کشتهسازی، حمله به اماکن عمومی، آتش زدن و ایجاد حس رعب و وحشت هر روز بیشتر میشد. در این میان تعدادی زیادی از مدافعان امنیتِ کشور به طرز ناجوانمردانه و داعشگونه به شهادت رسیدند.
خشونت بیپروا، توجیه کشتار هموطنان، عادیسازی تجزیه ایران، پناه بردن به پارلمانها و روسای جمهور کشورهای مختلف و تولید هزاران دروغ بخشی از تلاشهای ضدانقلاب علیه ایران اسلامی بود. دشمنان با تمام توان و قوا به میدان آمدند اما همهی آنچه طراحی کرده بودند با بصیرت و حضور مردم و محکوم کردن اغتشاشگران و حمایت محکم آحاد مردم از نظام و رهبری به باد رفت.
داعش در لباس معترض!
این بار دی ماه ۱۴۰۴ و برخی اعتراضات مردمی علیه نوسان قیمت دلار و بیثباتی قیمت آن، افزایش نرخ کالاهای اساسی و برخی مشکلات معیشتی، بستری شد تا آمریکا و رژیم صهیونی و ضدانقلاب بار دیگر به طمع دستدرازی به ایران اسلامی، اصل نظام، امنیت و هویت ملت ایران را نشانه بگیرند.
در این میان سلطنتطلبان و جریان نفاق و براندازان و مزدورانشان بار دیگر همافزا شدند. این در حالی بود که چند ماه پیشتر در جنگ ۱۲ روزه، اسرائیل به دستور و مدیریت و همراهی مستقیم آمریکا نابودی ایران را در سر میپروراند. اما قدرت نظامی ایران زیر سایهی اتحاد ملت و پیروی از رهبر انقلاب، نتیجهی دیگری را رقم زد. آمریکا و اسرائیل خواستار آتشبس شدند و پیروزی از آن ملت ایران شد.این روشن است که شکست دشمن در یک میدان اگرچه او را به عقبنشینی وادار میکند اما هرگز او را از هدف شومش منصرف نخواهد کرد. از اینرو هر لحظه مترصد شرایطی است تا بار دیگر حمله را از جبههای دیگر سر گیرد.
فضای اقتصادی دی ماه ۱۴۰۴ این بستر را برای دشمن فراهم کرد و عوامل آنها اینبار با همان ابزار و با همان سناریوهای تکراری اما با خشونتی چندین برابر وارد عمل شدند.و در مدت زمان اندکی صحنههایی داعشگونه از کشتار مردم، آتشزدن اماکن مذهبی، تخریب و شورش و اختلال خلق کردند. در این صحنه دشمن با خشونت داعشگونه نوعی تروریسم خیابانی و کشتار مردم را دنبال کرد تا با سوءاستفاده از احساسات اقشار مختلف زمینه را برای حمله نظامی آمریکا و براندازی نظام جمهوری اسلامی فراهم سازد.
اما این بار نیز مردم صف خود را از فتنهگران و اغتشاشگران جدا کرده و در نهایت در یومالله ۲۲ دی ماه هویت حقیقی خود را به رخ دشمنان کشیدند:رهبر انقلاب در وصف این حرکت مردم چنین فرمودند:
«امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد.ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند.ملّت ایران، قوی و مقتدر است، آگاه و دشمنشناس است، و در همه حال در صحنه حضور دارد.» ۱۴۰۴/۱۰/۲۲
#منافقین
انتهای پیام

































