• امروز : چهارشنبه - ۲۰ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 10 June - 2026
دادگاه ترور

افشاگری عضو جداشده از غارت اموال مردم توسط منافقین در سرپل ذهاب / جنایت غیرانسانی که دو زن گرگ صفت به نام‌های افسانه شاهرخی و فاطمه رمضانی رقم زدند

  • کد خبر : 54602
  • 29 آذر 1404 - 13:56

عضو جدا شده از گروهک منافقین گفت: در عملیات موسوم به فروغ جاویدان منافقین خیلی اتفاقات عجیبی از خسروی تا سر پل ذهاب افتاد، تمام اموال مردم غارت ‌شد و احشام مردم از بین رفتند و تعدادی از مردم به اسارت گرفته شدند.

court2025 49 6

به گزارش فراق، عیسی آزاده، عضو جدا شده گروهک منافقین در جلسه ۴۹ دادگاه محاکمه این گروهک در جایگاه ویژه حاضر شد و اظهار کرد: بنده ۲۰ سال آزاده هستم و آخرین رده تشکیلاتی من در سازمان مجاهدین، عضو هیات اجرایی یا کادر مرکزی بوده که مربوط به قبل از سال ۱۳۷۰ و وقوع انقلاب ایدیولوژیک است و بعد از آن به عنوان معاونت ستاد با رده MO بودم و مدت حضورم در تشکیلات بین سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۹۱ است و قبل از آن هم در دانشگاه در فاز سیاسی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹ با این سازمان همکاری داشتم. در سال ۱۳۹۱ از محلی به نام لیبرتی که در واقع یک کمپ ترانزیت در نزدیک فرودگاه بغداد بود از تشکیلات جدا شدم و در سال ۱۳۷۳ به دلیل وضعیتی که در تشکیلات داشتم در آنجا زندانی و به شدت شکنجه شدم و جزو نیرو‌های مغضوب رجوی در تشکیلات بودم.

وی یادآور شد: من و سایر دوستانم که از تشکیلات جدا شده‌ایم، متخصصین و کارشناس حقوقی نیستیم و نمی‌خواهیم با ادله حقوقی در رابطه با افرادی که در اینجا متهم هستند قیام کنیم و در واقع می‌خواهیم به عنوان شاهد، حقایق را براساس سوگندی که خورده‌ایم بیان کنیم.

آزاده در خصوص عملیات فروغ جاویدان بیان نمود: قبل از این عملیات، سازماندهی تشکیلات به صورت افراد ۷۰ تا ۸۰ نفری بود که به آنها گردان رزمی می‌گفتند که در چندین نقطه از عراق مستقر بودند تا عملیات به طور نامنظم انجام شود. این عملیات، اهداف مدنظر صدام را برآورده نکرد و در این بین نیز چندین عملیات کوچک نیز صورت گرفت که چندین اسیر گرفتند؛ بنابراین در سال ۱۳۶۶ اتفاق عجیبی در تشکیلات افتاد و ساختار عوض شد و رجوی اعلام کرد براساس تکامل جنگ تصمیم به تاسیس ارتش آزادی‎بخش ملی گرفتند و این ارتش با هدف بلوف سیاسی و فریب اذهان و شست‌وشوی مغزی ما بود، در صورتی که صدام از رجوی خواسته بود که دیگر آن عملیات پاسخگو نیستند و باید متوجه این موضوع باشیم و در این رابطه نیز یک کتاب توسط خانم سینگلتون تحت عنوان ارتش خصوصی صدام نوشته شد.

وی افزود: بعد از آن تعدادی کمپ در تشکیلات در عراق به وجود آمد که شامل یک کمپ در شمال کرکوک بود که فرماندهان آن ابراهیم ذاکری و محمود مهدوی بودند.

آزاده در ادامه گفت: اشرف هم یک کمپ مستقل تشکیل داده بود که فرمانده آن عطایی بود و نظام‎الملکی، هادی‎نژاد، مریخی، خراسان، اسماعیلیان، خوشنویس و … افراد زیر دست او بودند. اینها در یک مقطع تا قبل از عملیات آفتاب، عملیات گردانی انجام می‌دادند، در شهر کرکوک عراق کمپ دیگری ایجاد گردید و در شهر ابوغریب کمپ دیگری بود که مقر اصلی رجوی گردید و فرمانده آن کمپ مهدی براعی بود و این شخص کلا مسئول اطلاعات و شناسایی بود و در عملیات فروغ جاویدان نیز قبل از حضور نیرو‌ها به عنوان مسئول شناسایی در آن‌جا حضور داشت. در عملیات فروغ جاویدان از خسروی تا گردنه پاطاق حتی یک نیروی مجاهدین حضور نداشت و کل عملیات توسط مهندسی سپاه دوم عراق و توپخانه عراق انجام گرفت که آن منطقه به طور کامل پاکسازی شد و معبر‌ها باز شد.

وی درباره صحبت رجوی درخصوص عملیات چلچراغ اظهار داشت: تا ساعت ۱۲:۳۰ خط شکسته نشد و آن جبهه‌ای که به آن حمله شده بود ۸ کیلومتر عرض و ۲۰ کیلومتر عمق داشت که مقر لشکر تا آن پلی که منفجر کردند حدود ۱۰۰ کیلومتر داشت و عراقی‌ها به رجوی گفته بودند که از ۱۲ شب به بعد همه افراد قتل عام می‌شوند. در آن عملیات به گفته رجوی ۸۰ گردان توپخانه عراق به مدت ۶ ساعت آتش‎باری کردند تا خط شکسته شد.

آزاده، ادامه داد: در نشست رهبری توجیهی که با حضور رجوی در اشرف در ۳۱ تیرماه برگزار شد ما شرکت کردیم و تمام فرماندهان محور‌ها را نفر به نفر صدا کرد و مسئولیتشان را پرسید. بعد از این جلسه و در سوم مرداد همه یگان‌ها براساس ماموریت در داخل کمپ اشرف جمع شدند و رجوی شخصا از آن‌ها بازدید کرد و بعد از آن فرمان پیشروی داده شد. نیروی پیش قراول در عملیات جاویدان و به همراه عراقی‎ها، مهدی براعی بود. او در داخل یک نفربر که مخصوص فرماندهی بود جابجا می‌شد و خیلی اتفاقات عجیبی از خسروی تا سر پل ذهاب افتاد، تمام اموال مردم غارت می‌شد و احشام مردم از بین رفتند و تعدادی از مردم به اسارت گرفته شدند. دو نفر از دوستان سابق من که الان هم در آلبانی هستند به دلیل تسلط بر زبان عربی و آموزش‌هایی که در بخش هوانیروز عراق دیده بودند، در آنجا به همراه خلبان‌های عراقی بودند و نفرات رابط خلبان‌ها بودند و در این موقعیت فرمانده و رابط هوایی نظام‎الملکی بود که یکی از القابش حسن هوایی بود که رجوی این لقب‌ها را به افراد براساس مسئولیت‌هایشان می‌داد.

عیسی آزاده، عضو جداشده از گروهک مجاهدین خلق، ادامه داد: مختصات اعلام‌شده به خلبانان اشتباه بود و بسیاری از تیپ‌ها که مأموریتشان تهران، همدان، قزوین و اراک بود، به مقصد نرسیدند. با این حال، تا آخرین لحظه، تمامی افرادی که از کمپ اشرف خارج شدند، با چنگ و دندان جنگیدند. محمود عطایی و ابراهیم ذاکری شخصاً در میدان حضور داشتند و نیرو‌ها را هدایت می‌کردند.

وی گفت: در منطقه گردنه حسن‌آباد، با وجود پدافند هوایی محدود و آموزش ناکافی، نیرو‌ها تلاش کردند هواپیما‌ها و اهداف متحرک را هدف قرار دهند، اما بسیاری از موشک‌ها پیش از رسیدن به مقصد از بین رفتند. من شخصاً با چشمان خودم شاهد بودم که مجروحان یکدیگر را حمل می‌کردند.

وی ادامه داد: اقدامات انجام‌شده به‌صورت انتحاری بود و شدت و خشونت آن صد برابر بیشتر از جنایاتی بود که در زمان خودمان توسط داعش شاهد بودیم.

عیسی‌زاده، عضو جدا شده گروهک منافقین، تصریح کرد: چند موضوع را باید به استحضار دادگاه برسانم که خودم شاهد آنها بودم و دیدم. یکی در رابطه با کشتاری که در بیمارستان اسلام‌آباد غرب است. دو فرمانده محور فعال آنجا وجود داشت که همه کار‌ها را انجام می‌دادند؛ کنترل شهر و بیمارستان نیز در دست آنها بود. یکی افسانه شاهرخی که الان در آلبانی است و یکی هم به نام فاطمه رمضانی یا سرور همسر سابق محمد سیدالمحدثین بود. این دو نفر آن جنایت عجیب و غریب غیرانسانی را در اسلام‌آباد رخ دادند و حتی مجروحین را کشتند.

وی افزود: موضوع دیگری که من از فاصله ۵۰ متری شاهدش بودم این بود که پنج نفر را در دشت حسن‌آباد گرفتند و معلوم نبود که این ۵ نفر بسیجی بودند یا مردم عادی. روز چهارم از طرف محمود عطایی دستور آمد که اسرا اعدام شوند. شخصی به به نام کاتیسا معروف به حسام شهیدزاده اهل خوزستان که در حال حاضر در قید حیات است این پنج نفر را به رگبار بست و اعدام کرد. اسم و رسم آن شهدا را نمی‌دانم.

عضو جداشده از گروهک منافقین در رابطه با فرمان عقب‌نشینی نیز گفت: عقب‎نشینی را به عنوان اینکه عقب‎نشینی هست به ما اعلام نکردند، شاید به فرمانده تیپ‌ها اعلام کرده ولی ما متوجه نشدیم. در عملیات نظامی سخت‌ترین عملیات، عملیات عقب‎نشینی است مخصوص اگر زیر فشار باشید. آن زمان عقب‌نشینی ما اینطوری بوده که از جلو فشار نیرو‌های مجاهدین بود، از جناحین نیز نیرو‌های مدافع فشار می‌آوردند. از پشت سر هم به ما فشار می‌آوردند و بیشترین تلفات سازمان مجاهدین در هنگام عقب‌نشینی بود.

عیسی آزاده در پاسخ به سوالاتی درباره نحوه آموزش‌های نظامی و سازماندهی نیرو‌ها منافقین اظهار کرد: بعد از عملیات فروغ جاویدان، در آنجا جمع‌بندی شد که دیگر با دستگاه پیاده امکان انجام عملیات وجود ندارد. در سال ۱۳۷۰ آموزش زرهی برای کل تشکیلات گذاشته شد و تعداد زیادی تانک مدل قدیمی روسی به یک سری داده شد برای اینکه این‌ها به کار گرفته می‎شود باید افراد می‎رفتند جا‌های مختلف آموزش می‎دیدند.

این عضو جداشده، افزود: زمانی که ارتش، زرهی می‌‎شود باید فرمانده گروهان، فرمانده گردان، فرمانده تیپ و فرمانده لشکر داشته باشد و باید حداقل مدرک لیسانس می‌داشتند. ما را به آنجا آوردند و امتحان گرفتند که ۱۲ نفر از ما در آن امتحان قبول شدیم. بعد از آن ما با کادر تشکیلات به پایگاهی در یک شهر منتقل شدیم و وارد دانشگاه شدیم و به ما آموزش تخصصی دادند.

آزاده در ادامه توضیح داد: کل دوره آموزش ۴ روز بود. یکسری افراد از خارج آورده بودند که اصلا نمی‌دانستند سلاح چیست. کل آموزشی که دادند ۶ ساعت بود و چون فوری بود هر شخصی را بدون آموزش و اطلاعات تقسیم‎بندی کردند و به من سلاح چهارلول دادند که در مسیر خراب شد. ما منتظر تجهیزات هوایی بودیم که قرار بود منتقل و به بخش‌های دیگر وصل شود، ولی این اتفاق اصلا رخ نداد.

وی گفت: رجوی چند نفر نیروی کلیدی داشت که یکی از آن‌ها احمد واقف بود، دیگری ابریشمچی بود و دیگری هم عطایی و عباسعلی جابرزاده، انصاری و توحیدی که افراد حلقه نزدیک به او بودند. رجوی می‌گفت: در فتح تهران بزرگترین پیروزی ما این است که مرز خسروی را فتح کنیم. بعد از آن جاده آسفالت بوده و کسی هم نیست.

عضو جداشده از گروهک در پایان در پاسخ بخ سؤال وکیل متهمان تأیید کرد که نظارت بر نیرو‌های عراقی کار براعی بود.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=54602