۞ حضرت علی (ع) :
منافقین به رنگ های گوناگون در می آیند و فتنه های گوناگون به پا می کنند. (نهج البلاغه خطبه 194)

موقعیت شما : صفحه اصلی » گزارش
  • شناسه : 24816
  • 11 مارس 2020 - 13:52
  • ارسال توسط :
روایتی از «مریم سنجابی» به بهانه اخبار منتشر شده از بیماری کرونا در کمپ فرقه رجوی

فشارهای بی پایان برای اعضا، استخر سرپوشیده برای رجوی

بنا به آخرین اخبار رسیده از کمپ اسیران آلبانی به دنبال انتشار ویروس کرونا در جهان ایادی منافقین دستاویز جدیدی برای فشار مضاعف  به اعضا و جلوگیری از خروج آنان به دست آوردند.

تا چند ماه گذشته به بهانه های، عدم صدور  پناهندگی،  ندادن حقوق ومستمری و انواع تبانی های مختلف با دولت آلبانی از خروج اعضای ناراضی و  ارتباط آنها با دنیای بیرون جلوگیری می کردند. اکنون  بهانه جدیدی پیدا کردند تا آنها را  بیشتر ترسانده وسرکیسه کنند.

این رویه فرقه گرایانه سال هاست توسط رجوی بدذات مورد استفاده قرار می گیرد. از یک طرف ظاهری  فریبنده  و دلسوزانه به آن می دهد و از طرف دیگر امیال پلید خویش را پیاده می کند.

حال خبر رسیده به بهانه شیوع ویروس کرونا همه افراد مستقر در کمپ ایزوله و زندانی کامل شدند و اجازه خروج به آنها حتی برای موارد درمانی و ضروری نمی دهند و و از این فرصت سو استفاده نموده و  شرایط سخت و حادتری را بر آنها اجرا می کنند. آنها نیز با ترس وحشت از ابتلا به بیماری و بی خانمانی و انواع و اقسام نگرانی های دیگر مجبور به ماندن در کمپ شده اند تا آنجا که بسیاری در پی فشارهای اخیر دچار بیماری های روحی روانی  و عصبی جدیدی شدند.

آنچه به خاطر دارم در تمام سال های حضور در فرقه محتوای همه هشدارها، انذارها و نگرانی های به ظاهر دلسوزانه چیزی جز فشار مضاعف و بردگی بیشتر نبود.

در سال ۱۳۸۲ بعد از سقوط صدام و بعد از حدود ۱۶سال تمرین های نظامی و سرجمع نمودن انبوه سلاح های سنگین و نیمه سنگین و مهمات در کمپ های مختلف ، همین که نیروهای آمریکایی به عراق روانه شدند. رجوی پیک هایی نزد  آنها فرستاد و همزمان با  تسلیم، به اذعان اطلاعیه ها،  بیش از بیست هزار قطعه سلاح و چندین سوله مهمات تحویل نیروهای امریکایی شد.

رجوی سپس پیامی برای اعضا ارسال نمود وگفت : من بین شما و سلاح ، صاحب سلاح یعنی شما را انتخاب کردم ..

چند سال نگذشته بود ، صاحب سلاح را فراموش کرد و آدم های بی سلاح درون کمپ را با دست خالی به جنگ تانک و نیروهای مسلح عراق فرستاد و پس از کشته شدن ۱۱ و ۳۶ تن در دو درگیری با نیروهای عراقی  پشت سرهم پیام می داد .  اگر ۱۱۰  و ۳۶۰  تن که هیچ ۱۰۰۰ تن هم کشته شوند باکی نیست و ما در کمپ اشرف خواهیم ماند.

دهه ۹۰

در سال های گذشته رجوی در کمپ اشرف محل خاصی به نام سیمرغ برای خودش سفارش داده بود که با بسیج انبوهی امکانات و مهندس و کارگر در طی سه سال ساخته شد. مقری رویایی و دارای  زیرزمین و پناهنگاهی ضد بمب شیمیایی بود.

زمان موافقت خروج اعضا از کمپ اشرف و رفتن به لیبرتی، یکی از دلایلی که حدود ۱۰۰ تن از اعضای رده بالا و باسابقه  دستور یافتند که در کمپ اشرف باقی بمانند و نهایتا ۵۲ تن هم جان خود را از دست دادند همین قلعه و یا قصر محل استقرار رجوی بود که  تا زمان خروج از کمپ  و تخلیه،  اکثریت اعضای سازمان خصوصا مردان، داخل این مقر را ندیده و از امکانات رفاهی آن از جمله  باغ ها، تالارهای بزرگ و زیبا، آب نماها و محوطه های سرسبز، استخرهای زمستانی  و تابستانی سرپوشیده و … سایر امکانات تجملی آن اطلاعی نداشتند.

پس از تخلیه کامل کمپ اشرف و حضور خبرنگاران در آنجا، به خوبی می شد حدس زد که با چه شتابی نسبت به تخریب اماکن و امکانات لوکس و تغییر کاربری آن  اقدام شده بود در اکثر اتاق ها و هم چنین استخر و بناهای مجلل آن با شتاب زیادی تخریب انجام شده  و هم چنین وسایل لوکس آن منتقل شده بود که وضعیت آن به گونه ای عادی جلوه کند و خدا می داند این همه شگرد را چگونه بکار می بردند تا اعضا درنیابند که رهبرشان چه زندگی شاهانه ای دارد.

عکس فوق استخر سرپوشیده اختصاصی رجوی که توسط اطرافیانش باخاک پرشده و تخریب شد.

نمایی از پناهگاه رجوی

 برمی گردم به دهه ۷۰ تا ۸۰،  سال ۷۶ رجوی جلسه  بزرگی را برپا کرد و در آن جلسه اعلام نمود  امسال سال سرنگونی است و تمام یکان ها و کل کمپ اشرف را وارد تمرینات سنگین مانوری و آموزشی نمود.

آن روزها  از طرف فرمانده ام صدا زده شدم و  او گفت برای ماموریتی انتخاب شدی و به قرارگاه دیگری می روی . چند روز بعد به قرارگاه جدیدی به نام پارسیان منتقل شدم که البته تا  سال ۱۳۸۰ -۸۱ این قرارگاه و نامش مخفی و سری بود. حدود ۶ سال با حضور صدها کارگرو مهندس و پیمانکار عراقی پروژه عظیم ساخت یک قرارگاه جدید که در وسطش کاخی هم برای رجوی احداث  می شد به پیش می رفت . و در کنار آن  هر سال شاهد  بودیم که رجوی  اعلام می کرد  امسال سال آخره و  نام های مختلف  س . سرنگونی و آ. ۷۷  به آن می داد.

بیابان نشینی ها و مانورهای بی پایان و طاقت فرسا

در طول دهه ۷۰تا ۸۰ خصوصا پس از داستان بگیر و ببند ها و زندانی شدن حدود ۵۰۰ تن ازاعضا با برگشت مریم قجر به عراق  یک پروژه چهار مرحله ای  سنگین به نام عملیات های تروریستی سحر برنامه ریزی شد . و ۴الی ۵ سال این فریب و نیرنگ ادامه داشت. خوبی ان برای رجوی این بود با اسم مانور و آماده باش و سال سرنگونی صدای اعتراض همه را می برید و کسی جرئت نسق کشیدن نداشت  در سری اول یکان ها وارد  تکرار اموزش های نظامی  شدند.  وب ا چشم انداز  حمله سراسری و کلاسیک  مانورهای  سنگین بی پایان نیز  شروع شد و  اغلب یکان ها  شاید بیش از دو سوم سال  را  در بیابان های حمرین  و در حال مانور و تمرین آموزش گذراندند.

پس ازآن  مراحل دوم و سوم  با  آموزش و  فرستادن تیم های عملیاتی خمپاره زن به داخل شروع شد. و خلاصه تا سال ۱۳۸۰ یک ماه در میان  اماده باش و  کوچ نشینی به سمت بیابان ها ادامه داشت.  و هربار کل یکان ها موظف بودند بار و بندیل خود راجمع کرده و در بیابان های اطراف اشرف زیر موج گرما و طوفان خاک اتراق کنند و هربار هم دوسه ماه طول می کشید. رجوی می گفت بخاطر حملات خمپاره ای ما، حکومت ایران به اقدامات تلافی جویانه دست می زند و برای در امان ماندن شما باید کمپ اشرف  را تخلیه  کنیم تا تلفات به حداقل برسد!

رفتن به  بیابان های حمرین و اطراف کمپ اشرف معمولا با عجله  و یا حتی گاها در نیمه شب انجام می شد افراد با یک کوله پشتی و حداقل امکانات قرارگاه را ترک می کردند. به همین دلیل عامدانه یا سهوا  در زندگی چادر نشینی  اغلب یکان ها با حداقل امکانات بهداشتی و رفاهی روبرو بودند و شرایط بسیار سختی را می گذراند هر بلایی هم   می شد سرملت می آوردند و کسی هم جرئت نداشت اعتراض کند و الا بلافاصله می گفتند که  نفوذی ایران هستی و جلسات توهین و انتقاد شروع می شد.

به اسم مانور و تمرین و دوری از خطر ماه ها و سال ها علیرغم وجود کمپ ها و خصوصا کمپ اشرف با امکانات گسترده رها می شد و  رزمندگان رجوی ! با سخت ترین شرایط در بیابان های  اطراف با تمرینات و اموزش وبرنامه های تکراری روزگار می گذراندند.  انقدر شرایط  سخت بود که  توان فکر کردن و مخالفت را هم از آدم می گرفتند.

آن زمان خود رجوی و اطرافیان  نزدیکش در قرارگاهی موسوم به حنیف در منطقه خوش آب و هوای خان ضاری نزدیک  بغداد حضور داشتند و ستادهای باصطلاح سیاسی هم دور و برش بودند و قرارگاه پارسیان که حدود ۱۵ کیلومتر از آنجا فاصله داشت با شدت تمام در حال ساخت بود.  ناگفته نماند محل استقرار رجوی در قرارگاه حنیف نیز کمتر از سایر اماکن اختصاصی وی در پارسیان و اشرف نبود و مجهز به بهترین امکانات لوکس زندگی و اشرافی از مبلمان و دکوراسیون فرانسوی گرفته تا باغات و استخر تالار و فضاهای سبز.

با اینکه خوشبختانه حدود ده سال است از فضای فریب فرقه جدا شدم ولی می توانم حدس بزنم با استفاده از موج خبری هر موضوعی چگونه به فریب و خیانت اعضا دست می زنند تا اهداف شوم خود را به پیش ببرند. به امید روزی که امکانی ایجاد شود تا همه دوستان اسیر نجات یافته و نزد خانواده هایشان برگردند.

گزارش از: مریم سنجابی

انتهای پیام

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.