۞ حضرت علی (ع) :
منافقین به رنگ های گوناگون در می آیند و فتنه های گوناگون به پا می کنند. (نهج البلاغه خطبه 194)

موقعیت شما : صفحه اصلی » گزارش
  • شناسه : 23266
  • ۰۷ آذر ۱۳۹۸ - ۹:۰۰
  • ارسال توسط :

۱۶ آبان ماه مریم رجوی، از آلبانی، محل اسارتگاه اعضای این فرقه با ترفند معرفی کتاب به فرانسه بازگشت.

او  برای خالی نبودن عریضه مشتی بازنشسته فرانسوی را گرد خود جمع کرد تا دل خوش باشد و دولتمردان فرانسه را به اتخاذ رفتار هائی متفاوت دعوت کند.

او که از استراتژی و تاکتیک های سیاست هیچ نمی داند و سالها اعضای فرقه را در تجرد اجباری و مناسبات فرقه ای گرفتار کرده است، انتظار حمایت دولتمردان فرانسه، از گروه خشن و تروریستی خود را دارد و منتظر است که همه او را پس از جنایات بی حد و حصر حقوق بشری در حق اعضای خودش، به عنوان یک رهبر بپذیرند!
مریم رجوی مانند دیگر رهبران فرق مختلف، خود را محور عالم می داند و انتظار دارد همه او را مدح کرده و هیچ انتقادی به او و عملکردهای همسر مفقودش نکنند و کوچکترین انتقاد و مطالبات جدا شده ها را وقیحانه به جاسوسی برای ایران ربط می دهد. اگر به عملکردهای بعد از سال ۱۳۶۰ فرقه نگاه کنیم، کارنامه ای خشن و تروریستی را از او می بینیم:
سال ۶۰ را سال سرنگونی اعلام کردند و وارد فاز نظامی علیه حکومت حاکم بر ایران شدند، همین منوال ادامه داشت و صدها نفر را به دام مرگ فرستادند.

سال ۶۴ با یک طلاق و ازدواج بحث برانگیز ادامه دادند و در ادامه در عراق هم پیمان دشمن مردم شده و عملیات های نظامی متعددی را از جبهه دشمن بر علیه مردم خود انجام داده و بیشتر در انزوای سیاسی قرار گرفتند. در ادامه در سال ۱۳۶۵ ارتشی را تشکیل دادند که بازوی نظامی ارتش صدام حسین شد. سال ۱۳۶۷ را سال پایان عملیات های ارتش رجوی می توان نامید، اما کار به اینجا ختم نشد، سال ۱۳۷۰-۱۳۶۹ به کرد کشی در عراق روی آوردند و همزمان با اهرم انقلاب ایدئولوژیک به سرکوب داخلی در فرقه خود در عراق پرداخته و در کنار آنها عملیات های ایذائی هم بر علیه مردم خود انجام می دادند. سپس به زندان سازی و شکنجه و زندان های انفرادی روی آوردند، در سال ۱۳۷۳ با ترفند رفع ابهام دسته دسته اعضای خود را زندانی و شکنجه کردند، افراد مسئله دار و خواهان جدائی را خفه می کردند، باز در سال ۱۳۷۶ عده زیادی را روانه زندان هایشان کرده و به سرکوب داخلی مشغول شدند، همزمان هر سال یا سال آمادگی برای سرنگونی اعلام می شد یا سال سرنگون کردن!
سال های بعد ضمن اعلام اینکه مبارزه طولانی خواهد بود، منتظر بودند که تحولات آنها را به سمت تصدی گری حکومت در ایران سوق بدهد که این چنین نشد. صدام حسین سرنگون شد، صاحبخانه جدید از راه رسید، مسعود و مریم راه فرار را در پیش گرفته و جان به در بردند. سلاح ها را تحویل داده و ژست های حقوق بشری یک گروه سیاسی را گرفتند، سوابق نظامی گری ومبارزه با امپریالیسم را نفی و به چاپلوسی و وطن فروشی در آغوش صاحبخانه ی جدید روی آوردند، همه ی اعضاء قرارگاه نشین شده و رهبران خواهان اخذ پناهندگی در عراق و ماندن به هر قیمت درعراق شدند، مریم در فرانسه به جرم پولشوئی و تروریستی دستگیر و زندانی شد ، دستورات فرقه ای امر به آتش زدن انسان های بیگناه داد، در سایه همین جنایت ها مریم موقتا آزاد شد.

اما معادلات باز بر وفق مرادشان نچرخید و دولت جدید عراق حکم به اخراج و مصادره اموال شان داد. مفتضحانه از عراق اخراج و همه ی اموال شان مصادره شد. اعضای بسیار زیادی در همان عراق جدا شده و به ایران یا سایر کشورهای اروپائی رفتند. در سایه خوش خدمتی ها به صاحبخانه جدید به یک کشور فقیر جنوب اروپا اعزام شده و دست به زندان سازی جدید زده و همه را در بهمان شکل قبلی سازماندهی کردند. حدود ۴۰۰ نفر در همان کشور آلبانی از سازمان جدا شده و در مقابل سازمان صف کشیده و خواستار احقاق حقوق از دست رفته ی خود شدند.

این خلاصه ای از گذشته ننگین و پیش روی فرقه است، اکنون مریم با چه روئی از دولت فرانسه خواهان حمایت است ؟
سر تا پای مریم رجوی را وحشتی خانمان سوز فرا گرفته و دائم در این وحشت منتظر روزی است که روند جداشدن و ریزش در آلبانی به نقطه ای برسد که آنجا هم از هم پاشیده و او تنها بماند! این واقعیت های در پس پرده هم ، او را دچار افسردگی و دپرس های روانی کرده و به زور خودش را سرپا نگه داشته است و هر از چندی لبخند های شیطانی می زند اما این تشبثات و ژست های فرقه ای هرگز نخواهد توانست که او را از باتلاق آلبانی به ساحل امن و نجات برساند. این روند فرسایشی ادامه خواهد داشت تا مریم هم پیش همسر مرحومش رفته و همه از دست این فرقه خلاص شوند.

گزارش از: فرید

انتهای پیام /  انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.