۞ حضرت علی (ع) :
منافقین به رنگ های گوناگون در می آیند و فتنه های گوناگون به پا می کنند. (نهج البلاغه خطبه 194)

موقعیت شما : صفحه اصلی » روایت
  • شناسه : 23065
  • ۲۰ آبان ۱۳۹۸ - ۹:۱۹
  • ارسال توسط :

بهار سال ۸۰ نشست های موسوم به «طعمه» در قرارگاه علوی از سرگرفته شد. به دلیل اینکه نشست های دیگ و عملیات جاری تاثیرات خود را از دست داده بودند و موج نارضایتی و مسئله داری نیروها به خصوص بعد از نتایج فاجعه آمیز عملیات های راهگشایی و داخله به میزان کیفی افزایش یافته بود انجام  نشست های طعمه به دستور رجوی به مرحله اجرا گذاشته شد.

نشست ها طبق روال همیشگی از رده های بالا شروع می شد. در جریان این نشست ها اعضای مسئله دار و خواهان جدایی سوژه های اصلی این نشست ها بودند. این نشست ها همچنین فرصت مناسبی بود که با تعدادی از اعضای  سابقه دار و رده بالای فرقه که سابقه مبارزاتی خود را به رخ زنان شورای رهبری می کشاندند و برای آنها شاخی شده و صلاحیت آنها را قبول نداشتند تسویه حساب کرده و آنها را بر سر جاهای خودشان بنشانند.

یکی از این سوژه ها «حسین ابریشم چی» با نام مستعار کاظم بود. حسین ابریشم چی از زندانیان سیاسی قبل از انقلاب  و اعضای هیأت اجرایی مجاهدین بود که در فاز نظامی فرماندهی عملیات مهندسی و تیم های تروریستی در شهر تهران را برعهده داشت.

وی بعد از آمدن به عراق از مسئولین و فرماندهان نظامی در تشکیلات بود که در آبان ۹۴ در جریان حمله موشکی به لیبرتی به همراه ۲۳ نفر دیگر از اعضا کشته شد.

درسال ۸۰ که به قرارگاه علوی آمده بود به عنوان بالاترین مسئول مرد تشکیلات معرفی شد ولی از همان اوایل ورود درگیری های شدیدی با رقیه عباسی فرمانده قرارگاه داشت. حسین ابریشم چی علیرغم اینکه در ظاهر هژمونی زنان شورای رهبری را پذیرفته بود ولی به دلیل سوابق بالای تشکیلاتی و توانمندی نظامی که درخود می دید برایش خیلی سخت بود که از زنانی باسابقه کم تشکیلاتی امثال «رقیه عباسی» فرمان پذیری داشته باشد.

ادامه این روند منجر به بروز برخورد های تشکیلاتی بین او و رقیه عباسی شد. رقیه عباسی برای شکستن شاخ حسین ابریشم چی و نشاندن او بر سر جای خود با شروع نشست های طعمه فرصت را برای تسویه حساب  و خرد کردن شخصیت او غنیمت شمرد.

در دومین شب از شروع نشست ها، حسین را سوژه نشست کرد. برخلاف روال جاری که معمولا اعضای مسئول و رده بالای تشکیلات را درنشست های تا  رده «ام قدیم» سوژه می کردند این بار لایه های مختلفی شرکت کرده بودند. هدف «رقیه عباسی» این بود که زهرچشم اساسی از وی بگیرد.

نشست که شروع شد حسین ابریشم چی را صدا زد. او درابتدا شروع به خواندن فاکت هایی از ضعف ها و اشتباهاتش در طراحی برخی از عملیات ها کرد که رقیه عباسی  کلام او را قطع کرد و با عصبانیت گفت خیلی شیک فاکت می خوانی؟ دستت را رو کن! خودت میگی یا من دهنم را باز کنم؟ حسین ابریشم چی هاج واج به اوخیره شده بود که جریان چیست و چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ در این لحظه برخی از اعضای رده پایین با بالا بردن دست اجازه خواستند حرف بزنند که رقیه عباسی به آنها اجازه داد.

آنها با لحن عصبانیت و پرخاش گرایانه گفتند که حسین ابریشم چی که به اصطلاح برادر مسئول ما است نماز نمی خواند و تا دیر وقت در آسایشگاه می خوابد که تاثیر منفی تشکیلاتی دارد. نفرات بعدی با شدت بیشتری انتقاد کردند که حسین درکارهای جمعی شرکت نمی کند و حتی ظرف غذای خود را نشسته روی میز غذاخوری رها می کند . با بیان این انتقادات جو نشست متشنج شد. اعضا اطراف حسین حلقه زدند و خواستند که حسین پاسخ بدهد. حسین گیج شده بود. مستمرا عرق های صورتش را با دستمال پاک می کرد. رقیه عباسی که از جو متشنج نشست و حمله و هجوم اعضا به حسین ابریشم احساس رضایت خاصی داشت جرقه آخر را شعله ور کرد وگفت همه ساکت. بگذارید من بگویم. این حرفی که می خواهم بزنم احتمالا سقف فرو بریزد.

ما یک روز با خواهران نشست غسل هفتگی داشتیم. همین برادر به اصطلاح مسئول ما پشت درب گوش خوابانده بود و به فاکت های خواهران گوش می داد. درب را که به صورت اتفاقی یکی از خواهران باز کرد حسین با سر پرت شد داخل اتاق.

ببینید نامردی درحق رهبری تا کجا ؟ فاکت های غسل خواهران کاملا زنانه است ولی این بی شرف برای ارتزاق «جیم» خودش داشت به آنها گوش می داد. در این لحظه واقعا سقف داشت پایین می آمد. همه به سمت حسین ابریشم چی هجوم آوردند. یکی از اعضای رده پایین گردن او را از پشت گرفته بود و سرش را به میز می کوبید.

رقیه عباسی بخاطر اینکه نفرات نشست دست باز داشته باشند و حسابی حال حسین را جا بیاورند برای مدتی نشست را ترک کرد. بیش از نیم ساعت حسین ابریشم چی همانند یک طعمه در حلقه اعضا گرفتار شده بود و بشدت فحش و ناسزا می شنید تا اینکه با آمدن رقیه عباسی و اشاره او اعضا از اطرافش پراکنده شدند .

حسین ابریشم چی بعد از آن نشست شاخش شکسته شد و دیگر برای زنان شورای رهبری و رقیه عباسی کری نخواند. این یک نمونه برخورد با کسی بود که سابقه مبارزاتی و زندانی قبل از انقلاب و از فرماندهانی بود که به خاطر رجوی مرتکب جنایات زیادی شده بود ولی مناسبات رجوی همین را هم وقتی دید دارد شاخ می شود تحمل نکرد. هدف درحقیقت خرد کردن شخصیت کاذب حسین ابریشم چی ودادن درس عبرت به کسانی بود که همانند او می خواستند در مقابل تصمیم های رجوی بایستند. حال عوام فریبی و دجالیت همین فرقه را ببینید که درجریان  حمله به لیبرتی و کشته شدن حسین ابریشم چی چگونه از او به عنوان یک فرمانده عالی مقام تجلیل کرد. در قاموس مجاهدین اگر در مناسبات فرقه ای مسعود ومریم ذوب نشوی و آنها را نپرستی حتی حسین ابریشم چی هم باشی له و لورده می شوی.

روایت از: علی اکرامی

انتهای پیام / انجمن نجات خوزستان

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.