۞ قران کریم :
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا / منافقین در فروترین طبقات آتش هستند و هرگز برایشان یاوری نمی یابی. (نسا/145)

موقعیت شما : صفحه اصلی » گزارش
  • شناسه : 22734
  • ۲۵ مهر ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۷
  • ارسال توسط :

فراق: بر اساس آخرین آمار دانش نامه ویکی پدیا  بیش از نیمی از مردم جهان دارای دو دین ابراهیمی یعنی مسیحیت و اسلام هستند و هندوئیسم  و سکولاریسم بترتیب در مقام سوم و چهارم هستند.

ادیان بزرگ دنیا چون مسیحیت و اسلام  نیز دارای شاخه های متعددی هستند. از جمله دین اسلام دارای دو مذهب اصلی تشیع و تسنن و مذهب سنی نیز دارای چهار شاخه مهم حنبلی، حنفی، شافعی و مالکی هست. در بین ادیان و مذاهب  جهان  پایه ها و اصول مذهبی ادیان ابراهیمی چون مسیحیت اسلام و یهودیت  دارای مبانی اعتقادی محکمتری هستند و در بین مذاهب مختلف اسلام مذهب شیعه با تاکید بر اصول عدالت و برابری اجتماعی، جهاد و شهادت پذیری جایگاه ویژه ای در بین مسلمانان دارد.

 مذهب تشیع اعتقاد به پنج اصول دین و مذهب؛ شامل توحید، نبوت، معاد ، عدالت و امامت و ۱۰فروع دین شامل  نماز، روزه ، خمس، زکات، حج، جهاد، امربه معروف، نهی ازمنکر، تولی و تبری دارد.

فرهنگ جهاد و شهادت پذیری و اصل عدل، نبوت و امامت در فرهنگ شیعی جایگاهی خاص و راز و رمز اشاعه خیرو نیکی وفداکاری و برابری واجرای مساوات وگرایش بیشتر ملت های تحت ظلم است.

اغلب قریب به اتفاق مبلغین مذهبی تشیع، پیروان دین را به اجرای ، فرامین مذهبی شامل دادگستری، و  حفظ  و حراست از آن با جهاد و انفاق مال و جان تشویق می نمایند.

در گذر قرن ها و بواسطه جنگ ها و برخوردهای فرهنگی و تاریخی متعدد بین ادیان تغییرات بسیار زیادی حادث شده و نه تنها در دین اسلام در ادیان مختلف و مهم دنیا نیزچون مسیحیت  و یهود و هندویسم و بودیسم شاخه های متعدد وفراوانی ایجاد شده است و به واسطه سو استفاده و بهره برداری یک سری از اصول و قوانین ادیان، فِرَق مختلف و گروه های متعدد انحرافی  هم در این راستا بوجود آمدند.

 فرقه اسماعیله منتسب به حسن صباح از معروفترین فرقه های اسلامی در قرن ششم هجری است که سالها با حکومت سلجوقیان جنگید و در کنار انحرافات و معایب گسترده در برهه ای از زمان  در تاریخ ایران به ثبت رسیده است .

 کشور ایران با قدمت تاریخی پنج هزار ساله و با دین کهن زرتشت  ، درقرن  نهم هجری  و در زمان حکومت صفویان دین اسلام را پذیرفت و پس از آن مذهب شیعه و تستن در کشورایران  کم کم رسمی  و گسترش فراوانی پیدا کرد.

 به اعتقاد اینجانب به طور سنتی قریب به هشتاد درصد ایرانیان با فرهنگ دین اسلام و مذهب تشیع بزرگ شده و دین اسلام در عقاید و باورهای های آنها جایگاه خاص دارد.

 با این مقدمه  با استناد به تجربیات تلخ اکثریت قریب به اتفاق جدا شدگان از فرقه رجوی می توان دریافت چگونه سازمان مجاهدین یا همان منافقین واقعی با بهره برداری از قوانین اسلامی چون جهاد و شهادت پذیری ، فدا کردن جان و مال و خانواده و سو استفاده از الگوی  امامان شیعه توانستند گروه بزرگی از جوانان ایران را در برهه ای از تاریخ به دام انداخته و در فرایند سخت  و پیچیده اسیر سازند.

 در کتب ، آموزش ها و  پرروش فرقه رجوی تاکیدات خاصی بر یک سری از اصول و عقاید مذهبی  شیعی وجود داشت.  چون انتخاب شهادت و شهادت پذیری ، فدا کردن جان و مال و خانواده و فرزند ،مبارزه علیه ظلم، جهاد، فداکاری، احقاق حق و…

  عناوین تیترها و مقصودهای زیبا و آرامش بخشی که باعث محسور شدن و گرایش اغلب جوانان می شد.  به اعتقاد اینجانب تا زمانی که سیاست رجوی بر پایه های مذهبی و آرمان های انسانی بود می توانست به فریب دادن و جذب حداکثری و پیش بردن مقاصدش در لفاف جاذبه های دینی و انسانی پیش برود و به حُقه هایش ادامه دهد.

ولی  به علت تمامیت خواهی ، انحرافات متعدد، قدرت و منفعفت طلبی مضاعف و سیری ناپذیر وی و هم چنین خوی غرور  وعدم مشارکت  پذیری و  رد نظریات و حتی تجربیات دیگران بصورت تصاعدی باعث فروپاشی سازمان مجاهدین و فرقه پروری و تروریست پروری  شد.

در راستای انحرافات ایجاد نموده، اصول و مذهب و احکام شیعی  کم کم با اصول و قواعد فِرَق و مکاتب دیگر آمیخته شد و  اعضا در مکتب فرقه رجوی سرگشته و گمگشته و به رباط تبدیل می شدند.

 به طوری که اغلب اعضا جدا شده بارها تاکید نموده اند ، بیزاری و شناخت آنها از فرقه  و بدنبال آن فرار و پشت کردن به آن، بدلیل اصول اولیه و  پایه های دینی و نمایشی سازمان نبود و بالعکس همان پایه های اولیه باعث فریب و جذب در سال های اول می شد.

  بعدها و مخصوصا پس ازشکست تمام عیار سازمان مجاهدین  در عملیات  غروب  جاویدان  جدایی و ریزش نیروها از سازمان بصورت گسترده ای شروع شد و رجوی به دنبال مجاب کردن اعضا به ماندن و تسلط هر چه بیشتر بر آنان بر آمد . از آن  پس قوانین عجیب و غریب، شقوق  مختلف  و احکامی جدید به صورت تصاعدی بر ساختار فرقه افزوده  شد.  اعضا در معرض بمباران فکری  روزانه قرار می گرفتند  به طوری که  گاها زندگی افراد   روزها و ساعت ها و حتی ماهها در جلسات مختلف و متعدد فرقه سپری می شد. جلسات مختلفی با نام هایی چون، طلاق همسر،  عملیات جاری، خود انتقادی، جلسات دیگ ، زدودن فردیت، پیدا کردن نقطه ضعف ، غسل روزانه و هفتگی و ….

 ازجمله محورها و شرایط عجیب و غریب اضافه شده به مذهب فرقه شامل : طلاق همسر، مجرد ماندن، عدم بارداری زنان، اعلام تنفر از خانواده و همسر بیگانگی نسبت به فرزند و پدر و مادر و بستگان، اقرار کشیشی به گناهان دوران زندگی، اقرار به لحظات فکری اعم از افکار  جنسی یا مادی و معنوی، قطع ارتباط با دنیای بیرون، نکوهش ارتباط با خانواده، ایزوله نمودن  اعضا وانتقال به کمپ هایی در بیرون شهرها.

 و در مقابل همه اینها به صورت دیوانه واراز افراد  فقط کار طاقت فرسا، اطاعت و تایید ،  با سرگرم نمودن آنان بصورت های مختلف طلب می شد.

 در کنار این دشواری ها جلسات و محاکمات مختلف جمعی و فردی گسترده تا حد کل اعضای سازمان نیز شکل گرفت. جلسات مخوف  و وحشتناکی که حداقل در طی سال ۱۳۸۰ به مدت سه ماه رجوی سکان آن را خود به دست گرفت و قریب به ۸۰ تن را در آن جلسات در مقابل حضور بیش از سه هزار تن به  محاکمه  و تمسخر می کشید و شخصیت آنان را خرد و له می نمود.

 این اعمال وحشیانه که منجر به تبدیل سازمان به فرقه تمام عیار شد کم کم منجر به خود آگاهی ، تنفر دوگانگی و بیزاری بسیاری از اعضا شد. 

 متاسفانه به دلیل پیچیدگی های خاص و مبانی اولیه مذهبی که در بالا قید و  در ذهن افراد کاشته شده بود فرایند رهایی و به نتیجه رسیدن ریل باطل و انحرافات سازمان و شخص رجوی به عنوان سرکرده آن به راحتی آمکان پذیر نبود و به همین علت بسیاری از افراد که اذهان ساده تری  داشتند  با انطباق یافتن با شرایط موجود برای همیشه دردام فرقه باقی ماندند.

گزارش از: مریم سنجابی

انتهای پیام / فراق

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.