۞ قران کریم :
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا / منافقین در فروترین طبقات آتش هستند و هرگز برایشان یاوری نمی یابی. (نسا/145)

موقعیت شما : صفحه اصلی » یادداشت
  • شناسه : 22334
  • ۲۳ شهریور ۱۳۹۸ - ۸:۴۰
  • ارسال توسط :

برای اینکه به مشی فکری و رفتاری اعضای رده بالای فرقه رجوی پی ببریم به جای توجه به حرف های آنها بهتر است به وضعیت اعضای رده پایین توجه داشته باشیم زیرا وضعیت آنها دقیقا نتیجه اندیشه و رفتار مسئولان رده بالای آنهاست.

به این منظور به بررسی ویژگی های افراد قابل اعتماد می پردازیم تا ببینیم از این جهت فرقه رجوی را چگونه می توان ارزیابی کرد:

با یک جستجوی ساده در سایت های اینترنتی می توانیم به ویژگیهای رفتاری زیادی که موجب اعتماد سازی می شوند دست پیدا کنیم . در ادامه ۶ مورد از این ویژگیها و تطبیق آنها با رفتارهای راهبران سازمان مجاهدین خلق را بررسی می کنیم.

۱- افراد قابل اعتماد به خودشان و دیگران احترام می گذارند و دیگران در مواجهه با آنها دچار احساس ترس و تحقیر نمی شوند. چیزی که در سازمان مجاهدین خلق جایگاهی ندارد. هنوز سالهای ابتدای انقلاب از یادها نرفته است.

روزگاری که کودکان صبح ها از آغوش پدرانشان جدا نمی شدند چون می ترسیدند پدر تا ظهر دیگر برنگردد و مجاهدی با دلایل واهی او را هدف ترور کور قرار دهد. نه تنها مردم بلکه خود اعضای سازمان نیز احترام را حس نکرده اند تنها اشخاص قابل احترام در سازمان رهبران آن هستند افراد رده پایین همواره در معرض خودتحقیری  و توهین در نشستهای رنگ و وارنگ هستند.

۲- صداقت دیگر عنصر اعتماد سازی است که در سازمان اثری از آن نیست. اصلا سازمان بر پایه دروغ هایش است که استوار است.

چه بسیار افرادی که تحت تاثیر دروغ های سازمان به آن پیوسته اند و هنوز در بند اسارتی جانکاه به سر می برند و چه بسیار وعده هایی که مسعود و مریم داده اند که هیچ وقت محقق نشده است. صداقت وجه دیگری نیز دارد. هم خوانی رفتارها، گفتارها و اندیشه ها. بهتر است باردیگر به ابتدای انقلاب برگردیم و روزهایی را به یاد بیاوریم که اعضای سازمان در قالب «میلیشیا» با ظاهری مذهبی در میان مردم حاضر می شدند و مترصد فرصتی بودند تا مردم را به قتل برسانند. اصلا واژه منافقین چرا برای سازمان به کار برده شد؟ غیر از این بود که با چهره ای دوگانه ادعای مجاهدت برای خلق داشتند؟ و چه خوب چهره پنهان آنها آشکار شد.

۳- اصولا انسان ها به کسانی اعتماد می کنند که ثبات قدم در ایدئولوژی  و عمل دارند. این افراد منافع خود را بر پایه عقایدشان تعریف می کنند نه اینکه ایدئولوژی خود را بر پایه منافع تغییر دهند.

سازمانی که یک روز از اسلام گرایی حرف می زند و دیگر روز مارکسیست می شود و سپس اسلامی التقاطی را سرلوحه قرار می دهد که سروته اش معلوم نیست قابل اعتماد است؟ به سازمانی که روزی داعیه دار مبارزه با امپریالیسم است و زمانی دیگر در آغوش امپریالیسم می آساید می توان اعتماد کرد؟ تا به حال فکر کرده اید چرا کسی برای نگهبانی به گربه اعتماد نمی کند؟ چون دقیقا چنین رفتاری دارد به محض اینکه منافعش اقتضا کرد و کسی لقمه چرب تری جلویش انداخت همه چیز را فدای آن می کند. گربه منشی از ویژگی های بارز سازمان مجاهدین خلق است.

۴- افراد قابل اعتماد به دیگران محبت می کنند و به آنها اعتماد می کنند. اصولا نیاز به محبت کردن و محبت دیدن در ذات انسانهاست اما سازمان محبت را جرم می داند. دوستی و رفاقت با دیگران را محفل زدن می خواند و خوش و بش افراد با یکدیگر را توطئه چینی تلقی می کند و به ازایش افراد را به شکنجه گاه می سپارد.

محبت ذاتی افراد به پدر و مادر و خانواده را خیانت می داند و کسی که دلش برای خانواده اش می تپد را مزدور. آیا از چنین سازمانی می توان توقع داشت برای خلق کاری انجام دهد؟

۵- تشکر کردن از دیگران کاری است که حس اعتماد را به ایشان منتقل می کند. اما در سازمان در قبال انجام کارهای سخت و طاقت فرسا به جای تشکر و قدردانی تنها سیل اتهامات و انتقادات بر سر اعضا خراب می شود که چرا کم کاری کرده ای. اعضا مجبور به نوشتن فکت های کم کاری می شوند و زیر ضرب مسئولان قرار می گیرند. مسئولان همیشه طلب کار اعضا هستند حتی اگر بر اثر فشار کارهای سخت سلامتی آنها به خطر بیفتد.

۶- از خودگذشتگی رفتار اعتماد ساز دیگری است که به بررسی آن می پردازیم.  افرادی که خودگذشتگی می کنند دیگران را سپر بلای خود نمی کنند و برای حل مشکلات دیگران از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمی کنند.

اما در سازمان کم ارزش ترین چیزها جان اعضاست که به راحتی هرچه تمام تر فدای هوس رانی رهبران سازمان می شود. عملیات های جنگی سازمان که با بی تدبیری تمام انجام شده اند، وادارکردن افراد منتقد به انجام کارهای سخت و در پایان حذف فیزیکی آنها، سپر انسانی قرار دادن اعضای سازمان در وقایع مرداد ۹۱ و شهریور ۹۲ در کمپ اشرف، عملیات های داخله، عملیات های راهگشایی، حمله آمریکایی ها به اشرف، ساخت سنگربتنی و زیرزمینی برای رهبران سازمان و قرار گرفتن دیگر اعضا در سوله های آسیب پذیر تماما مواردی هستند که یک نکته را به ما یادآوری می کنند:« افرادی که به فرقه رجوی نزدیک شوند قربانی مطامع رهبران خواهند شد».

تمام مواردی که در بالا ذکر شد موید این مطلب است که فرقه رجوی به هیچ وجه قابل اعتماد نیست زیرا رفتارها محصول اندیشه هاست.

پی نوشت: مواردی که در بالا ذکر شد کاملا قابل تعمیم و بررسی بیشتر است. این مهم بر عهده مخاطبان متفکر این نوشتار گذاشته می شود.

یادداشت از: محمود آسمان پناه

انتهای پیام / فراق

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.