۞ قران کریم :
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا / منافقین در فروترین طبقات آتش هستند و هرگز برایشان یاوری نمی یابی. (نسا/145)

موقعیت شما : صفحه اصلی » یادداشت
  • شناسه : 21867
  • ۲۶ مرداد ۱۳۹۸ - ۹:۰۸
  • ارسال توسط :

تاریخچه سازمان مجاهدین خلق از آغاز تا امروز هیچگاه به صورت نرمال نبوده است. در حقیقت در این تاریخچه از بدو پیدایش تا امروز هیچ نقطه روشن و شفافی را نمی توانیم  بیابیم ، چه درآن زمان که تازه تاسیس شده بود و چه این زمان که نزدیک به ۵۰ سال از آن می گذرد.

از ترور مجید شریف واقفی وصمدیه لباف و… تا جریانات مارکسیستی که در درون این سازمان رشد و نمو کردند، در یک کلام سازمان مجاهدین خلق همه چیز بود وهست الا آنکه می گوید. مجاهدین خلق پس از اعدام بنیانگذاران  آن بیشتر از قبل دچار انحراف شده بود، تلاطمی که تمام تار و پود این جریان را زیر علامت سوال می برد ، این روند تا پیروزی انقلاب ایران ادامه پیدا کرد ، و سازمان مجاهدین خلق با مخفی کردن گذشته خود و پاک کردن رد پاهای سیاه خود در طول سیزده سالی که از تاسیس آن می گذشت توانست ، به دلیل پیروزی انقلاب ایران و شور وهیجان جوانان پاکباز ایران بخش قابل توجهی از این جوانان که هنوز سرما وگرمای روزگار را نچشیده بودند آنها را با شعارهای فریبنده نظیر آزادی وعدالت جذب کند. از بد آن روزگاران این بود که آن دوران نه اینترنتی بود ونه فضای گسترده رسانه ای که بتوان همه چیز را حلاجی کرد وخوب فهمید ، این بزرگترین پاشنه آشیل جامعه بود که این جریان توانست در همان ابتدای انقلاب تعداد زیادی از جوانان را جذب خود کند .

سازمان مجاهدین خلق پس از رشد بادکنکی که در ابتدای پیروزی انقلاب داشت دچار توهم شد و ارث و میراث خود را از انقلاب ایران می خواست. همان سازمانی که کارنامه اش در زمان شاه فقط ۱۳ سال فعالیت بود ، یعنی از سال ۴۴ تا ۵۷ که شش سال آن را در مطالعات سپری کرده بودند و بعد که وارد عمل شده بودند جز کشتن تعدادی مستشار امریکائی و بمب گذاری و کشتن یاران خود چیز دیگری در کارنامه شان نداشتند. این سازمان با این کارنامه ادعای میراث انقلاب را می کرد و چون نتوانستند به قدرت برسند ، تصمیم گرفتند که همه چیز را ویران کنند.

در گام نخست پس از فقط دوسال سپری شدن از انقلاب ایران دست به جنگ مسلحانه زدند ، حکومت هم که نمی توانست ساکت بنشیند و با آن مقابله کرد ، سازمان مجاهدین خلق که از همان ابتدای خلقتش دست به خونریزی زده بود ، به روز اولش باز گشت ، جنگ و خونریزی را به تمام نقاط ایران کشاند ، همه اینها در شرایطی بود که کشور ما ایران توسط دشمن خارجی یعنی صدام حسین مورد حمله وهجوم وتجاوز واقع شده بود.

کمتر ایرانی آن روزهای سیاه وتاریک را از یاد می برد. تمامی خانواده های ایرانی تحت تاثیر جنگ مسلحانه سازمان مجاهدین خلق بودند ، مجاهدین خلق یا مردم کوچه وخیابان را می کشتند یا نیروهای خود را به کشتن می داند ، تمامی این وقایع ریشه در قدرت طلبی سازمانی داشت که تاریخچه اش فقط سیزده سال بود ، البته از زمانی که از پستوخانه های مطالعاتی خارج شدند فقط ۷ سال فعالیت کردند که بخشی مهمی از آن ترور یاران خودشان بود.

واقعیت این است که سازمان مجاهدین خلق در بنیاد مشکل داشت ، و دارد ، برای نمونه اساسنامه و مانیفست  این سازمان چیست و کجاست  ؟ چند کتاب از این سازمان بیرون آمده است ؟ مبانی تشکیلاتی این سازمان کجا نگاشته شده است ؟ در کدام کتاب می توان به اصول تشکیلاتی وایدئولوژیکی این سازمان پی برد ؟ ودهها و صدها سوال که هیچ پاسخی به آن نیست الا اینکه اینها از همان ابتدا یک سازمان سیاسی ، انقلابی ، مردمی و آزادیخواه نبوده اند ، حتی از همان ابتدا ، همچنین گذر زمان و دگردیسی که در درون این سازمان به وجود آمد آن را تبدیل به یک فرقه تمام عیار کرد. این سرنوشتی بود که باید بر سرش می آمد.

زمینه های فرقه شدن این سازمان در نهاد آن کاشته شده بود و اینک تبدیل به یک فرقه تمام عیار شده است. در این رابطه کتابهای ارزشمندی توسط جداشدگان نگاشته شده است که بدرستی فرقه رجوی را به تصویر می کشد از جمله ان کتاب ارزشمندی  که توسط  ابراهیم خدابنده ترجمه شده است

انچه که ما امروز با ان مواجهیم یک سازمان سیاسی نیست بلکه فرقه و باند تبهکاری است که درتاریخ ایران نمونه آن را نمی توانیم بیابیم.

ضرباتی که این فرقه به حرث و نسل ایران زده است نمونه ومشابه در تاریخ ایران ندارد ونه حتی در جهان ، اگر چه می توان فرقه رجوی را به فرقه های خطرناک جیم جونز در آمریکا مشابهت داد اما اعمال سیاه فرقه رجوی بسا فراتر از همه آنهاست.

در تاریخ ایران هیچ جریان سیاسی وجود نداشته که تا به این اندازه در دشمن کشور ومردمش ذوب شده باشد و با همکاری و همصدائی با دشمنان ایران خواستار تحریم مردم ایران شود، وبرای این تحریم جشن بگیرد و از زجرکش کردن ملت  و مردمش شادی و پایکوبی کند و بی شرمانه بگوید که ما یعنی رجویون بودن که باعث تحریم مردم ایران شدند . بی شرم وبی حیا هائی که عصای دست دشمنان تاریخی مردم ایران شدند و به آن افتخار کردند  و در خفا از دشمنان مردم ایران خواستند که ایران و مردمش را بمباران کنند.

همین بی شرم بی حیاها عکس مسعود رجوی خائن را در کنار شیرمردان وازادیخواهان دلیر ایران زمین همچون ستارخان و باقرخان گذاشتند تا بدین ترتیب برای خود ابرو وحیثیت بخرند اما دلیر مردان و شیرمردان ایران زمین ستارخان و باقرخان کجا و مسعود رجوی خائن و فرومایه کجا ، ستارخان و باقرخانی که برای مردم ایران سمبل آزادگی وشرافت واستقلال بودند

ستارخان سردار مقاومت جنبش مشروطیت می گفت که: من هیچ وقت گریه نمی کنم چون اگر اشک می ریختم، آذربایجان شکست می خورد و اگر آذربایجان شکست بخورد، ایران زمین می‌خورد اما در مشروطه دو بار آن هم در یک روز اشک ریختم.

«حدود ۹ ماه بود که تحت فشار بودیم بدون غذا بدون لباس از قرارگاه اومدم بیرون ، چشمم به یک زن افتاد با یه بچه تو بغلش دیدم که بچه از بغل مادرش اومد پایین و چهار دست و پا رفت به طرف  و بوته علف و علف رو از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها رو خوردن با خودم گفتم الان مادر اون بچه به من فحش می ده و می گه لعنت به ستارخان که ما را به این روز انداخته اما مادر کودک اومد طرفش و بچه اش رو بغل کرد و گفت: عیبی نداره فرزندم، خاک می خوریم اما خاک نمی دهیم. اونجا بود که اشکم دراومد.»

آری این است سرداران واقعی و دلیر و شجاع که افتخار هر ایرانی آزاده ومیهن پرستی هستند که با تحریم های ضد انسانی آن روزگار تسلیم نشدند ، و از میهن خویش تا پای جان دفاع کردند خاک خوردند ولی خاک به دشمن ندادند.

اما  خائنینی همچون مسعود رجوی و فرقه اش  که جز ویرانی وخیانت  برای ایران چیزی به ارمغان نیاورده است همان ها که با پول عربستان سعودی ولابی های اسرائیلی باعث تحریم ضد انسانی مردم ایران شدند ، هرجا دشمنی با مردم ایران وسرزمینمان ایران بود مجاهدین خلق نیز همانجا بوده اند ، هرجا که دشمنان ایران دستشان بسته بود فرقه رجوی را وارد کار زار کردند وهمچون مزدور به کار گرفتند ، ننگ بر آنان که از درد و رنج مردم ایران شاد گشتند ، لکه ننگ ابدی بر این فرقه تبهکار مهر شده است

بی شک سازمان مجاهدین خلق امروز یک فرقه تبهکار است که برای رسیدن به قدرت دست به هر عمل شنیعی می زند.

مجاهدین خلق فرقه ای هستند که پیش از پیدایش جنایتکاران تروریست داعش اعمال آنها را انجام می دادند، آنها با بستن بمب به دختران ۱۴ ساله ومنفجر کردن آن باعث قتل و کشتار مردم ایران شدند. کارنامه سیاه این فرقه اگر بیشتر از تروریست های داعش نباشد ، کمتر از آن نیست ، ایرانیان ازادیخواه  و آگاه با افشای ماهیت این تبهکاران نباید بگذارند این فرقه مرتجع وتروریست که دستش به خون آغشته است خود را با ظاهری دیگر قالب کند

یادداشت از: منصور نظری

انتهای پیام / ایران اینترلینک

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.