• امروز : چهارشنبه - ۸ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : Wednesday - 28 January - 2026

شهید ابوالفضل نقاد؛ توابی که حرّ انقلاب شد

  • کد خبر : 55148
  • ۰۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۲

شهید ابوالفضل نقاد در ابتدای انقلاب عضو منافقین بود اما خیلی زود به صراط حق بازگشت و در اسلام آباد غرب مزد توبه و مجاهدت در صراط مستقیم را با شهادت گرفت.

shahid naghad

به گزارش فراق، علیرضا زاکانی در یادداشتی درباره وی می‌نویسد: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان منافقین باتجربه پیشین به‌سرعت به جمع‌آوری اسلحه و گسترش شبکه انسانی سازمان پرداخت. یکی از اقدامات آنان برای ایجاد تشکیلات فراگیر، ایجاد کانون‌های محلات بود. در اطراف میدان خراسان – محله زندگی دوران جوانی‌ام- کانون بشارت وابسته به این سازمان مسئول جذب بخشی از جوانان جنوب شهر بود. مسئولیت این کانون را آقای ابوالفضل نقاد – پدر ایشان جانباز قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ هستند – داشت. کانون بشارت در کوچه جنب داروخانه رازقی در خیابان خراسان به محلی برای فعالیت منافقین تبدیل‌شده بود.

پس از شورش خیابانی ۳۰ خرداد ۶۰، ابوالفضل نقاد دستگیر و روانه زندان شد. در گفت‌وگوهای نیروهای انقلابی با اعضای سازمان منافقین در زندان که در راستای آشکارسازی چهره واقعی این سازمان بود، ابوالفضل نقاد در سال ۶۱ توبه کرد و از زندان آزاد شد و در تکاپو برای حضور در فعالیت‌های انقلابی بسیج در مسجد همت‌آباد برآمد.

حساسیت‌های خاص آن دوران نسبت به مسئله نفوذ سازمان منافقین در نهادهای انقلابی و سابقه حضور ابوالفضل نقاد، باعث شد که برادران عزیزی همچون محمد موگویی و علی شمسیان نسبت به حضور ایشان با دیده تردید بنگرند – هر دو بزرگوار در سال ۱۳۶۲ شهید شدند- ابوالفضل نقاد با آگاهی از چنین برداشتی به ما گفت: «می‌دانم، می‌ترسید که همچنان به عقیده پیشین و همسو با منافقین باشم، اما من خطاطی بلد هستم و با کمک امکانات شما می‌توانم شعارهای انقلابی و سخنان حضرت امام خمینی (ره) را بر روی دیوارها بنویسم به این صورت از مسجد نیز خارج هستم و خیال شما راحت خواهد بود که از اظهار علاقه ام برای کار در بسیج قصد سوئی ندارم. » پس از مدتی ابوالفضل رهسپار جبهه شد و در همین اثنا ازدواج کرد.

من در عملیات بیت‌المقدس چهار (عید سال ۶۷) در اطلاعات و عملیات بودم و به‌صورت اتفاقی پشت ارتفاعات تیمورژنان برادر عزیزم ابوالفضل را دیدم؛ این چهره مؤدب و کتاب‌خوان بسیار غم‌زده بود؛ دلیلش را پرسیدم؛ گفت: «در دوراهی سختی گرفتار شدم؛ بیشتر زمان‌ها در جبهه هستم، برخی‌ها گفتند باید بین حضور در جبهه و همراهی با همسرم یکی را انتخاب کنم» پرسیدم چکار می‌کنی؟ به‌سرعت پاسخ داد: « مشخصه در جبهه خواهم ماند.» – البته همسر محترمشان همیشه با ایشان زندگی کرد – پس‌ازآن ابوالفضل نقاد در لشگر باقی ماند؛ مرداد ۱۳۶۷ در عملیات مرصاد و در مبارزه با سازمان منافقین – که روزگاری آنان را حمایت می‌کرد- در اسلام آباد غرب مزد توبه و مجاهدت در صراط مستقیم را با شهادت گرفت. حر انقلاب این‌گونه ندای ارجعی الی ربک را شنید و بهای بهشت را اینگونه با انجام امتحانات سخت پرداخت کرد.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=55148

نوشته های مشابه

۰۷بهمن
ببینید| وقتی ماجرای نیم‌روز در نیمه شب تکرار شد
کودک‌کشی؛ عادت تروریست‌ها از دهه 60 تا امروز

ببینید| وقتی ماجرای نیم‌روز در نیمه شب تکرار شد

۰۵بهمن
الگوی مداخله آمریکا و رژیم صهیونی در امور ایران
تحلیلی بر اساس اظهارات، شواهد و اعتراف‌های علنی‌ چهره‌های آمریکایی، اسرائیلی و اروپایی

الگوی مداخله آمریکا و رژیم صهیونی در امور ایران