در روزگاری که حتی یخچالها هم هوشمند شدهاند، هنوز غارنشینهایی متوهم در این جهان هستند که خفاشِ مادر خود را با نوار کاست زنده نگه داشتند و پرچم مبارزه را در بادهای اجارهای تکان میدهند.

به گزارش فراق، مسعود رجوی، نه در میدان جنگ، نه در راه آزادی، بلکه در سکوت مطلق و با نسخهای از داروهای ضدایدز، به تاریخ پیوسته است، البته نه تاریخ رسمی؛ مانند پاورقیهای فراموششده در کتابهای ممنوعه.
اما چرا خفاشان از نوار کاست نمیتوانند دل بِکنند! پاسخ روشن است، انتشار خبر مرگ مسعود، مثل قطع برق در استودیو ضبط آنلاین است. اگر خفاشان بپذیرند که او رفته، باید قبول کنند که تمام شدند، بگذارند و بروند.
و مریم قجر! بانوی اول انقلاب ایدئولوژیک و این ماده خفاش که همیشه کادوی تقدیمی به سرلاشههای خفاشان بوده، امروز مجری شوهای سیاسی شده است. او با مهارت ارتباطاتی! مرده را زنده جا میزند، میکروبها را کنترل میکند، و با لبخندی مصنوعی، پرچم مبارزه را در بادهای اجارهای تکان میدهد.
مجاهدین خلق امروز، بیشتر شبیه یک تئاتر بیتماشاچیاند. بازیگرانی با دیالوگهای از پیش ضبطشده، تماشاچیهایی که با دلار آمدهاند، و سیاستمدارانی که بازنشستگیشان را با سفر به شوی مقاومت جشن میگیرند.
در نهایت این غارنشینها نه عقیده دارند نه راهی به سوی روشنایی؛ فقط یک صحنه هستند، با نورپردازی ضعیف، صدای خشدار، و بازیگرانی که هنوز منتظر ورود شخصیت اصلیاند، شخصیتی که سالهاست از صحنه خارج شده، اما صدایش هنوز در بلندگوها میپیچد تا فقط به خفاشان کارگر روحیه دهد!
انتهای پیام