اختصاصی_فراق
ادعای اخیر گروهک درمانده منافقین درباره کشته یا دستگیرشدن ۱۰۰ عضو خود در تهران، فراتر از یک دروغ رسانهای ساده، نمایانگر اوج بحران هویت و کارکردی بوده که این گروهک ورشکسته با آن مواجه است.

این سناریوسازی هالیوودی را باید در چارچوب رقابت مکارانه گروهکهای معاند برای جلب رضایت کارفرمایان خارجی تحلیل کرد؛ جایی که تنها برگ برنده، نمایش “اثربخشی” هرچند ساختگی است.
آنچه در ادعای اخیر منافقین برجسته است، تلاش مذبوحانه برای خودی نشان دادن در برابر رقبای سنتی یعنی سلطنتطلبها و دیگر جریانهای تروریستی مزدور است. این گروهک که خود را پیشتاز مبارزه با جمهوری اسلامی معرفی میکرد، اینک به حاشیه رانده شده و اعلام آمار ۱۰۰ نفری کشته و دستگیرشده، در واقع فاکتور فروش و صورتحسابی خطاب به سرویسهای غربی، پنتاگون و سیا است تا ثابت کند هنوز در معادلات امنیتی ایران “مهرهای اثرگذار” محسوب میشود.
این خودنمایی اما چنان ناشیانه طراحی شده بود که سند انحطاط فکری و تشکیلاتی این جریان را به نمایش گذاشت. وقتی عملیاتی خیالی با ۱۰۰ نیرو در قلب پایتخت بدون حتی یک گلوله و بدون کوچکترین بازتاب میدانی رقم میخورد، یعنی گروهک به مرحله توهمزدگی مطلق رسیده است.
در لایههای پنهان این دروغپردازی، نوعی هراس عمیق از به حاشیه رانده شدن در افکار عمومی ایرانیان نهفته است. اغتشاشات دیماه آخرین فرصت برای این گروهک بود تا خود را در متن رویدادها نشان دهد، اما شکست پروژههای رسانهای و میدانی آنان، اکنون به “سوزش” مزمنی تبدیل شده که در قالب خبرسازیهای عجیب تخلیه میشود.
بیتوجهی مردم ایران به این گروهک، زخمی عمیق بر پیکره منافقین وارد کرده است. آنان امروز حتی در میان ایرانیان خارج از کشور نیز جایگاهی ندارند و ناچارند برای دیده شدن، دست به دامان دروغهای فاحش شوند.
فاکتورسازی برای اربابان خارجی؛ تلاش برای بقا در دوره ترامپ
اما مهمترین وجه این ماجرا، فاکتورسازی برای کارفرمایان آمریکایی است. با آغاز دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ و امضای فرمان تعلیق کمکهای مالی به گروهکهای اپوزیسیون، منافقین در وضعیت اضطراری بودجهای قرار گرفتهاند. ترامپ تاجرمسلک که بر اساس منطق سود و زیان عمل میکند، میلیاردها دلار هزینه برای گروهکهایی را که خروجی ملموسی نداشتهاند، ناکارآمد تشخیص داده است.
در چنین شرایطی، منافقین برای کیسه دوختن از دلارهای آمریکایی، به عملیاتتراشی و کشتهسازی روی آوردهاند. ادعای کشته شدن ۱۰۰ عضو، یک فاکتور رسمی خطاب به خزانهداری آمریکایی است که بگوید “ما هنوز هزینه نمردیم و توانایی داریم، پس بودجه ما را قطع نکنید.”
جمعبندی
گروهک منافقین امروز در بنبست تاریخی خود گرفتار آمده است: از یک سو با بیتوجهی مطلق مردم ایران مواجه است و از سوی دیگر کارفرمایان خارجی را در آستانه کنار گذاشتن خود میبیند. سناریوی هالیوودی اخیر، تلاشی برای خروج از این بنبست نیست، بلکه سقوطی عمیقتر در باتلاق فروپاشی است. آنان که ۴۷ سال در توهم “فتح تهران” زیستهاند، امروز حتی از فتح یک خبر نیز عاجزند و ناچارند در پایتخت آلبانی برای سیا و پنتاگون “عملیات خیالی” تعریف کنند. این پایان تلخ مزدورانی است که هیچگاه نفهمیدند وطنفروشی، پایانی جز خاک گور ندارد.
انتهای پیام
































