۞ حضرت علی (ع) :
مؤمن هرگاه سخن گويد ياد (خدا) مى كند و منافق هرگاه سخن گويد بيهوده گويى مى كند. (تحف العقول، ص212)

موقعیت شما : صفحه اصلی » گزارش
  • شناسه : 28704
  • 08 فوریه 2021 - 10:17
  • ارسال توسط :

فرقه رجوی طی روزهای گذشته در اطلاعیه‌ای موهوم با هوچی‌گری مدعی شده، یک زندانی به نام غلامحسین کلبی هنگام رفتن به حمام با آب داغ از ناحیه گردن و پشت دچار سوختگی شده و ممکن است تاول های او عفونت کند!

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، آن ها همچنین مدعی شدند که از رفتن او به  بیمارستان جلوگیری می‌کنند.

به این هوچی گران و جنایت کاران باید گفت، اول اینکه طبق افاضاتِ خودتان نامبرده زندانی است و دوم در زندان ها، هم بیمارستان، هم درمان و همچنین ارتباطات با بیرون وجود دارد، به آن نشان که حتی خبر حمام رفتنش به گوش شما در آن طرف دنیا می رسد.

اما درون کمپ فرقه چه خبر است؟ در حالی که با شیوع کرونا دسته دسته افراد به بیماری وحشتناک کرونا مبتلا می شوند، مریم قجر جنایتکار نه اجازه مداوا می دهد و نه خبر بیماری به بیرون منتشر می شود. وی وخامت حال اعضا و افراد گروگان در نکبت فرقه را به خانواده‌های مضطرب و پریشان آنها نمی دهد.  مرگ اعضا را از سایرین، خانواده ها و مجامع بین المللی پنهان می‌کند.

بنا بر خبرهای رسیده از جداشده‌ها، در یک ماه گذشته حداقل ۱۰ نفر در کمپ آلبانی با کرونا جان خود را از دست داده اند. معلوم نیست چه غوغایی درون به پا است و چندین نفر گرفتار شده اند؟

همان طور که قبلا نیز به اثبات رسیده، مردان و زنان نگون بخت فرقه اغلب عمرشان به ۵۰ و ۶۰ سال نمی رسد و یک به یک بر اثر بیگاری، فشار عصبی و کارهای طاقت فرسا به سرطان، سکته  قلبی و انواع بیماری های مشکوک  دچار شده و می میرند.

یک سری را هم که در تصفیه های درونی سرشان را  زیر آب می کنند و به اسم بیمار و سکته ای جا می زنند.

همانطور که در ده ۸۰ ده ها تن توسط فرقه سر به نیست شدند و به دستور رجوی دکترهای جعلی (نفیسه بادامچی، جواد احمدی، وحمید) برای آنها برگه فوت تقلبی و جواز دفن صادر می کردند.

حداقل در یک دهه گذشته در اجتماع کوچک دو هزار نفری فرقه، بیش از ۱۰۰تن در میانسالی، سکته، سرطان و دردهای لاعلاجی گرفتند و مُردند. اسامی و عکس همه آنها منتشر شده است.

سیاه بختانی که متاسفانه به علت سبعویت و خوی حیوانی زوج خونخوار رجوی، در زمان بیماری و قبل از آن اجازه تماس و دیدار با خانواده هایشان را نداشتند و در بی خبری تلف می شدند. بعضی وقت ها به ندرت بعد از مرگ، خبر فوت را به خانواده می دادند تا از دادگاه و حسابرسی های آینده خود را مبرا کنند.

شکنجه و زندانی کردن اعضای فرقه، بی خبری خانواده ها و ممانعت از ارتباط با دنیای بیرون از نظر فرقه جرم و اقدامات ضد حقوق بشر نیست ولی جهت فرافکنی اقدامات خود، به هنگام بیماری یک زندانی در ایران یاد حقوق بشر می افتند.

جهت هشدار به خانواده های محترم به اطلاع  می رسانیم که اغلب اعضای خانواده «کلبی» بر اثر حقه بازی و مغزشویی منافقین، اسیر فرقه مخوف رجوی شدند. 

مسبب زندانی شدن همین فرد و متلاشی شدن بقیه خانواده اش  شخص رجوی جنایتکار است.

در دهه ۷۰، مالک و سیف اله کلبی، به واسطه هوادارای گذشته به فرقه ضاله رجوی پیوستند.

چندی بعد با نقشه های رجوی دو فرزند خردسال او به نام مالک و علی را هم به عراق کشاندند.

محترم قنواتی

در ادامه در دهه ۸۰، «محترم قنواتی» و دخترش «فروغ کلبی» را هم فریب داده و به عراق می برند تا مدت کوتاهی در کمپ اشرف بمانند. پس از رفتن محترم قنواتی و دخترش به عراق، مظاهر کلبی کوچکترین فرزند خانواده که سال ۷۰ در زمان بمباران عراق با سایر کودکان به اروپا فرستاده شده بود به بهانه دوره های آموزشی کوتاه و دیدار خانواده به عراق برگشت داده شد.

از خانواده کلبی، سیف اله و مالک پس از سال ها، با شناخت ماهیت رجوی از فرقه روی برگردانند. سرانجام مالک کلبی بر اثر فشارهای تشکیلاتی و شکنجه های روحی تشکیلات سکته کرد و مُرد.

سیف اله کلبی

علیرغم حضور تعدادی از این خانواده در فرقه، سیف‌اله کلبی هم  در سال ۱۳۷۳ به علت ناراضی بودنش، به نفوذی بودن متهم شد. او چندین ماه در پروسه جریانات آن سال، در کمپ اشرف بازداشت و زندانی گشت. سیف اله کلبی، ماه ها در زندان زیر فشارهای طاقت فرسا و شکنجه قرار گرفت. پس از پایان ماجرا و بازگشت جهت ادامه تحقیر، اغلب در کارهای معمولی به مانند دژبانی درب ورودی مراکز و امور صنفی سازماندهی می شد و توجهی به او نداشتند. خودش هم فاصله زیادی از تشکیلات گرفت و از سر ناچاری فرقه را تحمل می کرد. 

قربانی دیگر خانواده، «محترم قنواتی» است. نامبرده به امید دیدار همسر و فرزند به عراق رفت اما هرگز موفق به دیدار همسرش نشد. او را وادار به طلاق اجباری کردند. این مادر نگون بخت اجازه دیدار درست و حسابی فرزندانش را هم نداشت. از صبح تا نیمه شب در آشپزخانه فرقه در کمپ اشرف مشغول بیگاری و زحمت کشیدن بود و شاید سالی یک بار اجازه دیدار فرزندانش را در ایام عید پیدا می کرد تا این که وی هم، ماه گذشته به دلیل عدم رسیدگی و ابتلا به کرونا فوت کرد. او هم، بعد از مردن عزیز شد و قاب عکسش به کلکسیون مریم قجر خونخوار اضافه شد.

فرزندان کلبی نیز وضعیت بهتری نداشتند. علی کلبی، پسر بزرگتر، از زمان ورود به عراق در سن نوجوانی به یگان های نظامی منتقل و در کارهای سخت نظامی گماشته شد. اما به دلیل مقاومت و ناهمخوانی اش با ایدئولوژی فرقه بر خلاف مسیر تشکیلات پیش می رفت.

او سال ها مورد تنبیه بود و تا مرز اخراج هم پیش رفت که بعد از سناریو اخراج و ترساندن او را هم به مانند عمویش در امور ساده و فعالیت های  نظامی خشن به عنوان یک عضو تیم ساده به کار می گرفتند.  مظاهر و فروغ کلبی دو فرزند دیگر مالک کلبی که اسیر مغزشویی فرقه شده بودند از سر ناچاری و درماندگی که به سرنوشت برادر بزرگتر دچار نشوند به همخوانی با فرقه  اشتغال داشتند.

از آنجا که فرقه دجال به خاطر رو شدن دستش در بین خانواده ها و خیانت هایش همیشه با کمبود نیرو مواجه است هیچوقت از گول زدن و فریب بستگان کوتاهی نمی کند. سرکردگان دجال فرقه بسیاری از  وابستگان اعضا را بدون اطلاع آنها به بهانه دیدار و یا کمک های موهوم  به عراق می بردند یا از آنها می خواستند دست به اقدامات ایضایی و مخرب در داخل کشور بزنند. بدین ترتیب افرادی چون غلامحسین کلبی را مجبور به هوادارای و تبعیت از خود می نمایند.

مشخصا چنین افرادی، صد درصد از وضعیت وحشتناک درون کمپ ها و  نارضایتی و پشیمانی اعضای خانواده خود اطلاعی ندارند، بخت برگشته ها  فکر می کند که آنها در بهشت برین هستند و به خواسته خودشان در آنجا مانده اند. باشد تا روزی که همه حقایق این فرقه منحوس عیان شود.

گزارش از: مرتضی حیدرزاده

انتهای پیام / فراق

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.