۞ حضرت علی (ع) :
منافقین به رنگ های گوناگون در می آیند و فتنه های گوناگون به پا می کنند. (نهج البلاغه خطبه 194)

موقعیت شما : صفحه اصلی » یادداشت
  • شناسه : 25868
  • 22 ژوئن 2020 - 12:48
  • ارسال توسط :

فراق: در روزهای اخیر اخبارهای داخلی و بین المللی حاکی از یک فقره جنایت بود؛ قتل غلامرضا منصوری که به اتهام فساد مالی توسط قضائیه ایران تحت پیگرد بین المللی بود. آن طور که در خبرگزاری های بین المللی آمده بود و بعدا هم ویدئو کلیپی از آقای منصوری منتشر شد که ایشان مدعی می شوند که قصد دارند از طریق سفارت ایران در رومانی به ایران باز گردند، به ناگه اخبار قتل فجیع آقای منصوری در صدر اخبار جهانی قرار گرفت.

پلیس ایران به سرعت وارد عمل شد و وزارت خارجه نیز خواستار تحقیق شفاف پلیس رومانی و پلیس اینترپل شد. در همان ساعات اولیه انگشت اتهام به سوی فرقه تروریستی رجوی نشانه رفت زیرا این فرقه از چند روز قبل در حال تدارک اقداماتی علیه منصوری بود و توسط برخی عناصر مزدورش هیاهویی به پا کرده و خواستار دستگیری و مجازات آقای منصوری شده بود.

طبق معمول سخنگوی از خاک برخاسته و متعفن فرقه رجوی که از «اسلو»  گرد و خاک کرده و هذیان بافی می نماید مدعی شد که فرقه رجوی هیچ دستی در این اقدام تروریستی نداشته است .

بسیار واضح است که کشته شدن منصوری که به اتهام مالی تحت پیگرد دستگاه قضائیه ایران بود بیشتر از هر کسی به نفع فرقه رجوی بود زیرا آنها با کینه عمیقی که از افراد دستگاه دولتی ایران دارند در هر فرصتی که به دست بیاورند آنان را ترور کرده و از صحنه حذف فیزیکی می نمایند.. این شگرد همیشگی فرقه رجوی است که وقتی کسی را حذف فیزیکی می نماید به سرعت آن را با یک عمل فرافکنانه به گردن جمهوری اسلامی می اندازد تا خودش را از مهلکه دور و نجات بدهد، دقیقا مشابه قتل یکی از عناصر خودش که در کشور هلند به قتل رساند. منظورم کلاهی مظنون اصلی انفجار تروریستی حزب جمهوری اسلامی ایران در تهران در سال ۱۳۶۰ می باشد که بعد از جدا شدن از فرقه تروریستی رجوی تهدید آن می رفت که وی به این عمل شنیع خودش اعتراف نماید و پای رجوی را در این ماجرا به گیر بیندازد زیرا همچنان که مستحضر هستید بعد از این همه سال که از آن ماجرای تلخ و غم انگیز می گذرد هنوز رجوی آن را به گردن نگرفته ولی در سالگردهای ۷ تیر از آن اقدام تروریستی به عنوان انفجار خشم خلق یاد می کند و برای آن کف می زند، اما جرات نکرده که مسئولیت آن عمل تروریستی را به گردن بگیرد، یعنی اینقدر تباه.

اکنون نیز چنین است، فرقه تروریستی رجوی کارش ترور مخالفین و حذف آنان از گردونه روزگار است زیرا هر مخالف ایدئولوژی رجوی به معنای این است که رجوی پایش به آن رویاهای شوم خودش نخواهد رسید. بنابراین می بینیم که ابتدا توسط تشویق و ترغیب تلاش می کنند که به سمت جمهوری اسلامی کسی نرود زیرا وصل شدن هر کدام از جدا شده ها و یا ایرانی هایی که در اروپا و آمریکا ساکن هستند یعنی که رجوی خواب و خیال رسیدن به حکومت را از دست داده است اما وقتی هر جدا شده و یا هر هموطنی که فارغ از اینکه اختلافات سیاسی و اعتقادی با حکومت ایران دارد یا ندارد به ایران می آید و بر می گردد  کار را بر فرقه رجوی خیلی سخت و همه تبلیغات فرقه را نقش بر آب می نمایند. پس از همین جا درود می فرسیتم بر هر آن کسی که در چنین شرایطی که فرقه تروریستی رجوی ترسیم می کند و ایجاد رعب و وحشت می نماید.

بی شک این فرقه تروریستی در هر اقدام تروریستی که انجام می گیرد یا به صورت مستقیم دست دارد و یا غیر مستقیم. در هر دو حالت ذی نفع است و با حذف فیزیکی هر مخالف فرقه رجوی احساس خوشایندی به آنان دست می دهد ولی برای برملا نشدن این توطئه های ضد انسانی فرار به جلو کرده و با موضعگیری های روباه صفتانه تلاش می کند که جای ظالم و مظلوم را عوض کرده و خود را از مهلکه به دور نماید. از طرفی در سوزنامه ای که اخیرا منتشر کرده اند مجددا جدا شدگان را به قتل تهدید کرده اند که همچون منصوری حذف خواهند شد.

یادداشت از: بخشعلی علیزاده

انتهای پیام / فراق

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.