۞ حضرت علی (ع) :
منافقین به رنگ های گوناگون در می آیند و فتنه های گوناگون به پا می کنند. (نهج البلاغه خطبه 194)

موقعیت شما : صفحه اصلی » دسته بندی نشده
  • شناسه : 25849
  • 18 ژوئن 2020 - 11:43
  • ارسال توسط :
قلم به دستی که مأمور لجن پراکنی علیه خانواده ها شد

حالِ «اقبال»

من نگارنده ابدا قصد وارد شدن به یک دعوای خانوادگی بین محمد اقبال و دو خواهرش خانم عفت و عاطفه اقبال را ندارم، گرچه اطمینان دارم، این دو خواهر دردمند زخم های بسیاری، از برادر خود بر جسم و جانشان دارند.

محمد اقبال، یکی از اصلی ترین آمارسازان دروغین فرقه رجوی در دفتر سیاسی سازمان در سال های ۷۲ و ۷۳ در پایگاه سیفی بغداد بود. وی در این شغل سازمانی بسیاری از عناوین حقوقی را جعل کرده و با آمار های دروغین امضای عراقی ها را منتشر می کرد.

این مدعی سیاست از همان اول هم که در نشست های تشکیلاتی در سالن اجتماعات اشرف پای بلندگو می آمد و به تعریف و تمجید های مشمئز کننده از مسعود رجوی پرداخته، بعد هم به غلط کردن افتاده و با اشک و زاری خود را خائن می نامید! او هرگز گرمای عراق را تجربه نکرد و همیشه به اسم دفتر سیاسی از امکانات خاص و کولر برخوردار بود، اقبال عاقبت هم برید و به خارج رفت با این شرط که هر از چند گاهی به لجن پراکنی علیه خانواده های مجاهدین در خارجه بپردازد. گرچه حرفهایش فقط برای لای جرز دیوار خوب است چرا که مگر خانواده های اسرای فرقه چه خواست غیر منطقی و غیر مستدلی از رهبری سازمان دارند؟ همه خانواده ها به یک ملاقات ساده و غیر سیاسی راضی هستند تا جگر گوشه ی خود را چند دقیقه ملاقات کنند.

البته برای این بریده از تشکیلات، رفتن به خارج بد نشده و در ادامه بریدگی از مناسبات، به اعمالی پرداخته است که در تشکیلات ضدارزش بود و همه ازآن منع بودند. البته بی شک چون محمد اقبال از نزدیک با جنایات سازمان و رهبری آشنائی داشته است و جدائی کاملش به افشای جنایات و روابط پنهانی رجوی ها منجر می شد برایش حق السکوت داده اند تا تحت الحفظ در خارجه لم داده و عمر بگذراند.

این اقبال که برای حفظ منافع مادی با خانواده خود در افتاده است، باید بداند که خواهران تنی او، سالها رنج و عذاب نکشیدند که در دوران کهنسالی، زخم زبان های او را بشنوند. این بزرگِ خانواده  باید بداند که: «ای که هفتاد رفت و در خوابی، مگر این پنج روز دریابی!»

افشای جنایات فرقه رجوی، اولین وظیفه کسانی است که شاهد آن وقایع بودند اما هرگز نتوانستند آنها را بیان کنند. اکنون که فرصتی درخارجه برای محمد اقبال دست داده است، بهترین کار افشای حقایق و رهائی از عذاب وجدانی است که همیشه با اوست. او که می خواهد با اربابش مردم ایران را نجات دهند همان کسی است که به خانواده ی خود رحم نکرده و برای یک پوزخند و یک لحظه خوش بودنش به هر کاری دست می یازد تا نوکری خود را بیشتر به اثبات برساند. اگر هم دستش برسد، حتما حاضر است جنایات بیشتری انجام دهد. محمد اقبال اگر قرار بود با آن آمارسازی های جعلی اش در دفتر سیاسی بغداد، سازمان را نجات دهد که تا الان داده بود وگرنه همه می دانند که این سیاست بازی ها، برای تداوم سلطنت نامشروع رجوی در عراق بود، که آن هم عاقبت نقش بر آب شد.

به یاد دارم همین اقبال در یک نشست سیاسی از فشارهای عملیات جاری روی خودش می گفت و اینکه با دیگ و دیگچه سر سازش ندارد الان رفته خارج و با … هم نشین شده، باز هم متوهم شده و دست به قلم برده و فحاشی هایش را شروع کرده است.

یادداشت از: فرید

انتهای پیام / انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.