۞ حضرت علی (ع) :
منافقین به رنگ های گوناگون در می آیند و فتنه های گوناگون به پا می کنند. (نهج البلاغه خطبه 194)

موقعیت شما : صفحه اصلی » یادداشت
  • شناسه : 24981
  • 26 مارس 2020 - 13:25
  • ارسال توسط :

در چند روز گذشته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه یکی از اعضای قدیمی فرقه رجوی که چند سال پیش از فرقه جدا شده بود در انگلستان درگذشت.

به گزارش فراق، مهدی تقوایی به خاطر مخالفت هایی که با سیاست های سرکوب گرایانه مسعود رجوی داشت نهایتا تصمیم به جدایی از سازمان مجاهدین خلق گرفت. تقوایی از کادرهای اولیه سازمان مجاهدین خلق و از مخالفین به ظاهر سرسخت مسعود رجوی بود که نمی توانست دیگر تشکیلات سرکوب گر فرقه تروریستی و محیط جاسوس پروری فرقه را تحمل نماید.

مهدی تقوایی همیشه در مقابل رجوی معترض بود و خیلی ها در فرقه این را می گفتند و آوازه این مخالفت در فرقه پیچیده بود. سرانجام تقوایی از فرقه جدا شد و به زندگی در اروپا روی آورد. آخرین مکانی که وی برای سکونت انتخاب کرد انگلستان و در لندن بود که نهایتا هم در لندن و در بیمارستانی جان داد و درگذشت. کاش علت سکوتش را می گفت و جان می داد تا پاداش مخالفتش را با خود به همراه داشته باشد  و در آن دنیا حرفی برای گفتن داشته باشد.

تقوایی می توانست قبل از مرگش به دیکتاتوری مسعود رجوی اعتراف کرده و دست به افشاگری بزند  و نسلی را کمک نماید تا افراد بیشتری از انحراف و در دام افتادن در امان باشند ولی این کار را نکرد، متاسفم که او این کار را نکرد.

اما من می خواهم از این موضوع یک نتیجه گیری خیلی ساده و البته خیلی مهم بگیرم. موضوع این است که هر کسی در این جهان یک تاریخ تولد و یک تاریخ وفات دارد، نوع تولد اکثر انسان ها شبیه به هم می باشد ولی مرگ آنها شبیه هم نیست به ویژه مسیری که هر انسانی طی می کند و به پایان می رساند. اغلب انسان ها درگیر زندگی روزمره عادی هستند ولی برخی نه. در این بین انسان هایی هم هستند که زندگی عادی را پیش رو نمی گیرند و به هر دلیلی متفاوت تر از سایرین هستند شاید که احساس مسئولیتی در درونشان  می کنند که می خواهند تغییراتی در بیرون از خودشان انجام بدهند.

به هر حال مثل یک انسان عادی نیستند و وظایفی بر گردنشان می آید. ممکن است در انتخاب مسیر اشتباهاتی داشته باشند ولی آن حس مسئولیت را از گردنشان به درنمی کند به ویژه اینکه وقتی مسیری را اشتباه رفته اند باید که روشنگری نمایند تا دیگران نیز به آن مسیر نروند و زندگیشان هدر نشود زیرا احساس مسئولیت هنوز در وجودشان باقی است و عمل می کند. تقوایی نیز از آن جنس افراد بودند که یک حس مسئولیتی داشتند و وارد مسیری شد و عمری را در آن گذراند  و در نهایت هم پی به انتخاب اشتباه خود برد و از آن مسیر اشتباه خارج شده و به زندگی معمول خود روی آورد ولی بعد از تصحیح مسیر، تجارب خود را به دیگران منتقل نکرد و عمری را در سکوت به سر برد و این وجه تمایز  او از سایر جداشدگانی است که بی محابا دست به افشاگری زده و به وظایف مبرم خود اقدام می کنند.

شخصا به این شیوه کار، دید منفی دارم و برایم به هیچ عنوان قابل قبول نیست که کسی مدعی روشنفکری باشد و در تاریخچه خود ادعای مبارزه داشته باشد ولی در مقابل ظلم و جور وستم سکوت نموده و لب نگشاید.

دقیقا به همین خاطر افسوس می خورم که چرا ایشان سکوت کرد و برای ملت خود و مردمی که فکر می کرد برای آنها سالها جانفشانی کرده است، در مقابل اشتباهات رجوی و دیکتاتوری او سکوت کرد و روشنگری ننمود.

امیدوارم هر کسی در این رابطه تجربه دارد آستین بالا بزند و خودش را با تبلیغات مسموم و مزخرفاتی که رجوی در مغزش پر کرده است غسل کرده و روشنگری نماید.

به خودمان بیائیم که مسئولیت به گردن داریم و به عنوان قشر روشنفکر جامعه، به عنوان کسی که عمری را در خیالات خودش مبارزه کرده و برای مردم خودش فداکاری کرده است، بعد از روشن شدن حقایق، باید که دست به افشاگری و روشنگری بزنیم. این یک مسئولیت بزرگ است، ای بسا که همچون جهاد در درونمان باشد. هر کدام از کسانی که روزگاری را در اسارتگاه های رجوی گذرانده است باید که آستین بالا زده و افشاگری نماید، نه بخاطر حس فداکاری ، بلکه بخاطر احساس رضایت وجدان در نزد خود و خدای خودش.

ایمانعلی فاخری – عضو جدا شده از فرقه رجوی

انتهای پیام / فراق

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.