۞ حضرت علی (ع) :
منافقین به رنگ های گوناگون در می آیند و فتنه های گوناگون به پا می کنند. (نهج البلاغه خطبه 194)

موقعیت شما : صفحه اصلی » روایت
  • شناسه : 22791
  • ۰۱ آبان ۱۳۹۸ - ۹:۲۵
  • ارسال توسط :

اگر اشتباه نکنم سال ۱۳۷۲ بود که مسعود طی حکمی مریم را به عنوان رئیس جمهور معرفی کرد و او را سیمرغ رهایی مقاومت مردم ایران توصیف کرد.
روزی گفته شد که برای شنیدن پیام مسعود بایستی به سالن یکی از مقر ها برویم. بعد از آماده شدن به سوی محل مشخص شده حرکت کردیم. خلاصه بعد از شنیدن کلی آهنگ های شاد و لبخندهای مسخره مسئولین، پیام خوانده شد. موضوع این بود که مریم به عنوان رئیس جمهور معرفی شده است. جو جوری بود که بایستی خودمان را شاد نشان می دادیم در غیر اینصورت مارک مخالف یا متناقض می خوردیم. بایستی کلی در نشست های مختلف جواب می دادیم که چرا از رئیس جمهور شدن مریم خوشحال آن هم در حد دیوانه شدن نشده ایم؟
مسعود، مریم را به صورت مادام العمر بعنوان رئیس جمهور معرفی کرده بود. بعد از شور و فطورهای الکی، همه به مقرخود بازگشتند. ولی باز این ماجرا در مقرهای خودمان هم ادامه داشت. صدای آهنگ های شاد آنقدر بلند بود که گوش را کر می کرد. بعضی به وسط می آمدند و می رقصیدند. بعضی ها الکی می گفتند که عجب برگی«برادر مسعود» رو کرد، بعضی می گفتند که دیدید سرنگونی دیگر از هر زمان دیگری نزدیکتر شده است. خلاصه بعد از این داستان های اولیه نشستهای مختلف تشکیلاتی و ایدئولوژیکی در این رابطه در سطوح مختلف آغاز شد. به خوبی مشخص بود این موضوع اساسا اهمیتی برای بچه ها نداشته است و کسی راغب نبود وارد این موضوع شود. چرا که در زندگی خسته کننده و تهوع آور روزانه ما در قرارگاه اشرف هیچ تاثیری نداشت که هیچ به حجم کارها یا بهتر بگویم بیگاری هایی که روزانه متحمل می شدیم هم افزوده بود. چرا که از صبح تا شب بایستی قرارگاه را آماده جشن های ۳۰ مهر می کردیم و این خود حجم وحشتناکی از کار را به دوش نیروها انباشته کرده بود.
اما واقعیت داستان رئیس جمهوری مریم مسخره تر از هر چیز دیگری بود. یک پست پوشالی که حتی خود مریم را هم نفریفته بود. هیچکدام از بچه ها مریم را در محتوا حتی به عنوان مسئول اول سازمان هم قبول نداشتند چه رسد به رئیس جمهور. حتی بچه ها علنا در نشست ها به صورت روشن یا در کنایه می گفتند که مریم را قبول نداریم و در حد و اندازه این مقام نیست.
خلاصه مسعود ناچار شد برای برای تحمیل این موضوع به نیروها، بندی به بندهای انقلاب پوشالی اضافه کند و آن هم بند «ر» یعنی ریاست جمهوری بود! یعنی که اگر مریم را در این مقام قبول نکنید به معنی اینست که با سازمان و انقلاب زاویه دارید و به دنبال آن تمامی رده های تشکیلاتی و پست های سازمانی از شما گرفته خواهد شد و بایستی به عنوان نیرو صفر کیلومتر در سازمان فقط کار اجرایی انجام دهید.
بند «ر» هم مانند دیگر بندهای انقلاب مریم، مسخره و بی خاصیت بود. پست و مقامی که هیچ ارزشی ندارد چرا که انتصابی و بدون انتخابات آزاد صورت گرفته است.

روایت از: عباسی

انتهای پیام /  انجمن نجات مرکز فارس

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.