۞ قران کریم :
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا / منافقین در فروترین طبقات آتش هستند و هرگز برایشان یاوری نمی یابی. (نسا/145)

موقعیت شما : صفحه اصلی » روایت
  • شناسه : 22250
  • ۱۷ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۷
  • ارسال توسط :

یکی از شبها که از خستگی در خواب ناز بودیم درب آسایشگاه با شدت باز شد و چراغها روشن. از خواب پریدیم فکر کردیم موشک به مقر خورده! به فردی که چراغها را روشن کرد گفتیم چه خبر شده در جواب گفت: آماده شوید بروید زمین صبحگاه! ازآنجایی که من تاسیسات بودم به من گفتند چهارعدد پروژکتور پایه دار ببر زمین صبحگاه و روشنایی زمین صبحگاه را حل کن.
هم همه ای بین نفرات بود، یکی می گفت احتمالا آمریکا می خواهد به عراق حمله کند، یکی می گفت بند جدید انقلاب است، یکی می گفت می خواهیم برویم پراکندگی و.. . در زمین صبحگاه یک میز بزرگ هم آوردند که روی آن شیرینی بچینند.

بعد از یک ساعتی مسئول زن شورای رهبری فرقه به زمین صبحگاه آمد و گفت می خواهیم جشن بگیریم. تا به حال جشن «زیل» را شنیده اید گفتیم خیر . در جواب گفت به زودی می فهمید. من فکر می کردم یک شخصیتی از خارج آمده به نام «زیل» و می خواهد از اشرف خراب شده بازدید کند.

دو ساعتی در زمین صبحگاه در خواب و بیداری بودیم. افراد به یکدیگر می گفتند پس چه شد آقای «زیل» کی تشریف می آورد .بعد از دو ساعت و نیم مسئول زن شورای رهبری گفت بچه ها آماده باشید «زیل» ها دارند می آیند ما گفتیم «زیل» ها …! مگر چند نفر دارند می آیند که همه آنها نامشان «زیل» است؟!

نگاه ها به طرف ورودی زمین صبحگاه بود دیدیم سه خودروی آیفا نظامی سه خودروی درب و داغون را یدک می کشیدند وارد زمین صبحگاه شدند . زن مسئول شورای رهبری فرقه شروع کرد به شعار دادن:«مسعود، مریم مبارک، مبارک » ماهم متناقض مجبور به شعار دادن، بعد از کلی دست زدن و شعار دادن مسئول زن شورای رهبری فرقه همه را ساکت کرد و گفت این خودروهای داغون را که می بینید نامشان «زیل» است. برادر با صدام صحبت کرده و کلی از این خودروها را از صدام گرفته است. صدام به برادر گفته این ماشین ها از دور خارج هستند و به درد شما نمی خورد. برادر در جواب به صدام گفته مجاهدین مرده را زنده می کنند و الان برادر به ما لطف کرده سه خودرو «زیل» به ما داده که آنها را زنده کنیم . الان هم شیرینی بخورید و بروید دنبال کار روزانه. آن شب ما را تا صبح بیدار نگه داشتند و استراحتی در کار نبود ! برای سه خودروی از دور خارج شده که از قبرستان خودروها در یکی از پادگانهای عراق بیرون کشیده بودند . ببینید رجوی و سرانش چقدر ما را در یک محیط بسته و فقر فرهنگی نگه داشته بودند که برای سه خودروی از دور خارج شده دست می زدیم و حق اعتراض نداشتیم.

فردای آن روز در مقر با دوستان هم محفل هایم هر چه فحش و ناسزا بود نثار فرقه رجوی کردیم و خودمان را تخلیه کردیم . مرگ بر رجوی ضد بشر، مرگ بر سران شکنجه گر رجوی

فواد بصری

انتهای پیام / انجمن نجات مرکز اراک

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.