۞ قران کریم :
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا / منافقین در فروترین طبقات آتش هستند و هرگز برایشان یاوری نمی یابی. (نسا/145)

موقعیت شما : صفحه اصلی » یادداشت
  • شناسه : 22211
  • ۱۴ شهریور ۱۳۹۸ - ۹:۲۳
  • ارسال توسط :

سایت «ایران افشاگر» متعلق به فرقه رجوی  اخیرا عمق سوزش درونی رجوی را از نقش بی بدیل خانوادها در عقب نشینی مفتضحانه از پادگان اشرف به نمایش گذاشته است.

این سایت درمطلبی تحت عنوان: «اعترافات ناگزیر به شکنجه های روانی اشرفیان ..» نوشته است: شکنجه و آزار روانی با گسیل مزدوران تحت عنوان خانواده با بیش از ۱۳۰ بلندگو دراشرف و لیبرتی یکی از اقدامات رذیلانه ای است که هیچگاه فراموش نخواهد شد.

این سایت که با دروغ نمایی و تحریف اخبار در حقیقت افشاگر ماهیت فریبکارانه رجوی است از دست تلاش های اعضای جداشده و انجمن نجات در به دست آوردن اعتماد خانوادها  ونقش افشاگرایانه آنها هم بدجوری سوخته است.

به گواهی تمامی اعضایی که در اشرف و لیبرتی از فرقه رجوی جدا شده اند آنچه باعث شکنجه روانی آنها در آن مقطع شد حضور خانوادها نبود بلکه بلندگوهایی بود که توسط سرکردگان فرقه برای اینکه اعضا صدای خانوادها را نشنوند دراطراف آسایشگاه ها نصب شد.

فرماندهان اجیرشده مسعود ومریم رجوی برای خفه کردن صدای بلندگوی خانواده ها حتی آسایش بیماران را هم با نصب بلندگوهای تولید پارازیت به هم زده بودند.

به گفته همین اعضای جداشده صدای این  بلندگوها به قدری زجرآور بود که تعادل اعضا را به هم زده و مانع از آسایش واستراحت آنها می شد. در آن زمان خانواده ها کاملا آسایش اعضا را مدنظر داشتند و از ساعت ۱۲ لغایت   پنج بعداز ظهر و۱۱ شب که زمان استراحت اعضای مستقر در اشرف بود بلندگوها را خاموش می کردند.

درادامه همین مطلب آمده است که درنامه های ارسالی خانواده ها به صلیب سرخ مقامات صلیب تاکید کرده اند که اعضا با میل وانتخاب خود دراشرف مانده اند و این را نوعی اعتراف به شکست از طرف خانواده ها واعضای انجمن تلقی کرده اند درحالی که تمامی اعضایی که در طی این سال ها در اشرف بوده اند به خوبی می دانند که درمناسبات فرقه ای حاکم برمجاهدین اصل انتخاب و اراده آزاد برای تصمیم گیری وجود ندارد و همانند تمامی فرقه ها رهبری خود انتصابی تصمیم گیرنده اصلی است. اعضا توان تصمیم گیری ندارند مانیوپلاسیون ذهنی و یا همان مغزشویی حرف اول تا آخر را می زند، بنابراین صحبت از انتخاب آزادانه اعضا برای ماندن در تشکیلات ادعای مضحکی بیش نیست.

اما به راستی واقعیت چیست و داستان حضور خانواده ها درکنار پادگان اشرف از کی، چگونه و به چه دلیل رقم خورد؟

رجوی بعد از سرنگونی صدام که اصلی ترین حامی مالی لجستیکی وی  درطی این سالیان بود احساس می کرد بعد از او فعلا حامی مالی ندارد و برای جذب اعضای جدید و به خصوص قشر جوان برای  تامین نیروی انسانی روی خانوادها حساب باز کرد و درهفته های اول هیچ مخالقتی با اصل ملاقات اعضا باخانواده هایشان نداشت. اوحتی برای خانوادها جشن های مفصلی برگزار کرد. رجوی فکر می کرد به پشتوانه انقلاب مریم و بحث های طلاق خانواده با اعضا آنها هیچ انگیزه ، احساس وعواطفی جهت بازگشت به کانون خانواده ندارند ولی درهمان دیدارهای اولی صدها نفر تحت تاثیر جوشش عواطف ناشی از دیدارها که سال ها توسط فرقه از آن محروم شده بودند جداشدند. به طوریکه رجوی تعادل خود را از دست داد و گفت دیدار باخانواده ها صدها بریده بردست ما گذاشت از این بعد درب اشرف به روی خانوادها بسته می شود.

از آن تاریخ با به کارگیری انواع شکنجه های روحی – روانی و حتی برخورد فیزیکی و رکیک ترین فحش ها وسنگ پراکنی مانع از ملاقات اعضا با وابستگانشان شدند ولی هیچ کدام از این شکنجه ها جواب نداد و درنهایت مقاومت و پایداری خانواده ها در تحصن های مقابل اشرف و در گرما و سرما آنها را مجبور به عقب نشینی مفتضحانه از عراق به آلبانی نمود.

پس خشم و کینه فرقه و شخص رجوی از خانواده ها  و اعضای جداشده قابل فهم است. در پاسخ به خط  و نشان کشیدن های سرکردگان فرقه برای جداشدگان هم فقط یک کلام می گوییم طرف را به ده راه نمی دادند سراغ خانه کدخدا را می گرفت. شما خانه سالمندان را تعطیل کرده و به ایران بیایید محاکمه و مجازات ما پیشکش. اگر به دلیل عمق خیانت ها وجنایتهایتان از دست مردم جان سالم به در بردید همدیگر را خواهیم دید.

یادداشت از: علی اکرامی

انتهای پیام / انجمن نجات خوزستان

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.